نام آوران دانش - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود پروژه و پایان نامه | قسمت 8 – 5
ارسال شده در 20 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مطابق ماده ی ۱۶ قانون مجازات اسلامی:

 

” قصاص مجازات اصلی جنایت عمدی بر نفس، اعضاء و منافع است که به شرح مندرج در کتاب سوم این قانون اعمال می شود.”

 

در این ماده قانون‌گذار قصاص را تعریف نکرده، لیکن با توجه به مقررات مندرج در کتاب سوم می توان گفت، قصاص حقی است که به مجنیٌ علیه و اولیاءدم او تعلق می‌گیرد، و صاحبان حق قصاص می‌توانند به جای مجازات قصاص (که مجازات اصلی جنایات عمدی است)، به دیه و یا مالی بیشتر یا کمتر از آن رضایت دهند.

 

به استناد ماده ی ۱۶ قانون مجازات اسلامی، قصاص تنها در جنایات بر نفس، عضو و منفعت قابل استیفاء است و آن هم در صورتی که این جنایات به صورت عمدی واقع شوند.

 

در تعریف مجازات قصاص گفته شده است، انتقام بدنی از کسی است که جنایتی را به صورت عمد و عدوان مرتکب شده است و کیفری که به عنوان قصاص انجام می‌گیرد باید با جنایتی که جانی مرتکب شده است تساوی کامل داشته باشد.[۳۵]

 

در بیان ویژگی های قصاص گفته شده است : ” این قسم نیز مانند حدود مقدر و معین است و مرتبه ی شدید و ضعیف ندارد. با این تفاوت که قصاص و دیات از حقوق الناس است و تا زمانی که شاکی خصوصی حق خود را مطالبه ننماید، حاکم نمی تواند به اجرای آن بپردازد. در این دو قسم حاکم در تعیین نوع و اندازه آن و تخفیف و عفو از آن دارای اختیار نیست و بعد از اثبات جرم ملزم به اجرای مجازات است.”[۳۶]

 

ازجمله قواعدی که در قصاص به آن اشاره شده است، قاعده ی «مجاز نبودن مجازات کردن جانی به بیش از جانش» است.

 

مطابق این قاعده که از آن با عبارت « لا یجنی الجانی علی اکثر من نفسه» تعبیر می شود، جانی را نمی توان به بیشتر از جانش مجازات نمود. یعنی نمی توان جانی را علاوه بر قصاص نفس به مجازات دیگری هم چون پرداخت دیه، قصاص عضو و یا تعزیر اعم از مالی و غیر مالی و یا مجازات دیگری محکوم کرد.[۳۷]

 

البته گفته شده است که استثنائاتی در این قاعده وجود دارد هم چون : قتل مسلمان به دست ذمّی،[۳۸] عدم تداخل قصاص عضو در قصاص نفس هنگام انجام جنایات متعدد با دو یا چند ضربه،[۳۹] و قتل چند نفر به دست یک نفر.[۴۰]

 

پ- تعزیر

 

از دیدگاه فقهی «تعزیر» در لغت به معنای تأدیب و هم چنین منع و بازدارندگی آورده شده است.

 

فتحی بهنسی نیز در “العقوبه فی الفقه الاسلامی”، تعزیر را به همین معنا آورده و در

 

جرایمی که مجازات حدی تشریع نگردیده، تعزیر را قابل اعمال می‌داند.[۴۱]

 

جوهری در الصحاح آن را به معنای تعظیم و توقیر آورده و هم چنین آن را به تأدیب و ضرب کمتر از حد نیز معنی ‌کرده‌است.[۴۲]

 

اکثر فقهای شیعه تعزیر را عقوبتی می دانند که شارع اندازه ی معینی برای آن تعیین نکرده است، لذا در تعریف تعزیرات اغلب گفته شده است اگر شارع مقدار و کمیّت کیفر و عقوبت را تعیین نموده باشد آن را حد گویند و در غیر این صورت یعنی در صورتی که مقدار و کمیّت کیفر موکول به نظر و صلاحدید حاکم باشد، آن را تعزیر گویند.

 

ماده ی۱۸ قانون مجازات اسلامی:

 

” تعزیر مجازاتی است که مشمول عنوان حد، قصاص یا دیه نیست و به موجب قانون در موارد ارتکاب محرمات شرعی یا نقض مقررات حکومتی تعیین و اعمال می‌گردد. نوع، مقدار، کیفیت اجراء و مقررات مربوط به تخفیف، تعلیق، سقوط و سایر احکام تعزیر به موجب قانون تعیین می شود. دادگاه در صدور حکم تعزیری، با رعایت مقررات قانونی، موارد زیر را مورد توجه قرار می‌دهد:

 

الف- انگیزه ی مرتکب و وضعیت ذهنی و روانی وی حین ارتکاب جرم.

 

ب- شیوه ی ارتکاب جرم، گستره ی نقض وظیفه و نتایج زیان بار آن.

 

پ-اقدامات مرتکب پس از ارتکاب جرم.

 

ت- سوابق و وضعیت فردی، خانوادگی و اجتماعی مرتکب و تأثیر تعزیر بر وی.”

 

نکته ی مهمی که در این ماده به چشم می‌خورد، تفکیک تعزیر از دیگر مجازات های شرعی هم چون حد می‌باشد، به نظر می‌رسد این اقدام قانون‌گذار به دلیل نوعی پیش زمینه ی فقهی می‌باشد، زیرا بسیاری از فقها قایل به عدم تمایز میان مجازات های حد و تعزیر هستند و به همین دلیل تعزیر (وحتی قصاص) را زیر مجموعه ی حد به حساب می آورند.[۴۳]

 

از جمله قواعدی که در تعزیرات به آن اشاره شده است، قاعده ی « دون الحد» می‌باشد.

 

برخی معتقدند مطابق این قاعده منظور از «تعزیر دون الحد»، این است که شخص عقوبتی شود که همانند حد نباشد، بدین معنا که اگر مجازات تعزیری تازیانه باشد، از لحاظ عددی کمتر از حد باشد، و اگر مجازات تعزیری غیر از تازیانه باشد، از مجازات های حدی نباشد.[۴۴]

 

اما عده ای ‌دگیر معتقدند که مراد از تعبیر «دون الحد»، این است که مقدار تعزیر کمتر از حد باشد، و در مواردی که مجازات تعزیری تازیانه باشد، می بایست این مجازات از لحاظ عددی کمتر از حد باشد،[۴۵] و در غیر از تازیانه باید مجازات تعزیری به گونه ای باشد که عرفاً شدیدتر از تازیانه در حدود محسوب نشود.[۴۶]

 

گفتاردوم: رابطه ی مجازات های تکمیلی با واکنش های کیفری

 

در این گفتار با توجه به مفهوم و انواع واکنش های کیفری و نیز اهداف و ویژگی های مجازات ها، که در گفتار قبل توضیح داده شد، بررسی خواهد شد که آیا اقدامات مذکور در ماده ی۲۳ قانون مجازات مصوب۱۳۹۲ را می توان در ردیف مجازات ها قلمداد نمود.

 

غالب حقوق ‌دانان براین باورهستند که اقداماتی که با عنوان «مجازات های تکمیلی» در قانون مجازات اسلامی وجود دارند، ماهیتی هم چون ماهیت مجازات ها دارند، لذا این اقدامات را در ردیف مجازات ها قرار می‌دهند و مجازات ها را بر مبنای نسبت آن ها با یکدیگر به سه دسته ی مجازات های اصلی، مجازات های تکمیلی و مجازات های تبعی تقسیم می‌کنند و در بیان تعریف این سه دسته از مجازات ها بیان می دارند که:

 

“مجازات ها را می توان از نظر ارتباطی که با هم دارند به مجازات های اصلی و تکمیلی و تبعی تقسیم نمود.

 

مجازات های اصلی عبارت از مجازات هایی هستند که مخصوص به هر جرم بوده و برای هریک، مدت آن را قانون مشخص کرده و درباره ی مجرمین زمانی به مورد اجرا گذاشته می شود که، دادرس دادگاه صریحاً آن را در حکم قید و میزان آن را تعیین نموده باشد.

 

علاوه بر مجازاتی که قانون‌گذار برای یک عمل مجرمانه پیش‌بینی می‌کند، ممکن است با در نظر گرفتن نوع جرم ارتکابی و درجه و اهمیت آن، مجازات دیگری هم مقرر بدارد، این مجازات اضافی را مجازات تبعی یا تکمیلی گویند.”[۴۷]

 

و در تعریف مجازات های تبعی و تکمیلی بیان می‌کنند:

 

“مجازات های تبعی به خودی خود و بدون نیاز به درج درحکم دادگاه، به کیفرهای اصلی اضافه می‌شوند و کیفر تکمیلی در واقع همان کیفر تبعی است با این تفاوت که مثل کیفر اصلی درحکم دادگاه قید می شود.”[۴۸]

 

همان گونه که ملاحظه شد با توجه به عملکرد قانون‌گذار که ظاهراًً این گونه اقدامات را در ردیف مجازات ها آورده است، حقوق ‌دانان قائل به ماهیت مجازات گونه ی آن ها هستند.

 

نگارنده با این نظر مخالف است و با ذکر دلایلی معتقد بر ماهیت غیر کیفری این اقدامات است.

 

‌بنابرین‏ در ادامه دلایلی مبنی بر ماهیت غیر کیفری مجازات های تکمیلی بیان می‌گردد.

“

نظر دهید »
مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها | ۳-۲-۲ حقوق اسرار تجاری – 7
ارسال شده در 19 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

همچنین محتوای بند ۳ ماده ۱۵۱ این لایحه با آگاهی قانون‌گذار از مبنای پذیرش حق مهندسی معکوس در تضاد است. در این بند استفاده از اطلاعات به‏دست آمده برای ایجاد برنامه‏ی مشابه ممنوع تلقی شده است. با اختصاص بیشترین مواد به حقوق مادی پدیدآورندگان، جای خالی چنین تاکیدی احساس نمی‏ شود.

 

‌بنابرین‏ به‏ نظر می‏رسد نحوه تنظیم و شرایط مقرر در مواد سه‏گانه فوق مشتمل بر محدودیت‏هایی است که ضرورت اعمال آن ها احساس نمی‏ شود. قانون‌گذار می‏تواند با وضع یک قاعده‏ی حقوقی به نفع و جواز تکثیر حین مهندسی معکوس نگرانی تحلیلگران مهندسی معکوس را برطرف و موجب برخورداری جامعه از تمام منافع مهندسی معکوس شود. با وجود مقررات حقوق مالکیت فکری، نگرانی ‌در مورد شبیه‏سازی بی‏مورد است بویژه آنکه مهندسی معکوس اساسا روشی آسان برای شبیه‏سازی نیست.

 

۳-۲-۲ حقوق اسرار تجاری

 

مهندسی معکوس در جایی ضروری و کارآمد است که اطلاعات مورد نیاز، در دسترس و شناخته شده نباشند. ‌بنابرین‏ یکی از مهمترین جایگاه‏های بحث مهندسی معکوس، اسرار تجاری یا اطلاعات افشا نشده است. مطابق با موافقتنامه‏ی تریپس (بخش ۷ ذیل عنوان «حمایت از اطلاعات افشا نشده»- ماده ۳۹)[۱۸۳] اعضای این موافقتنامه ملزم شده‏اند که در راستای تضمین حمایت مؤثر در برابر رقابت غیرمنصفانه‏ مقرر در ماده ۱۰ کنوانسیون پاریس از اطلاعات افشا نشده حمایت کنند. این ماده ‌در مورد مهندسی معکوس ساکت بوده و درباره منصفانه بودن یا غیرمنصفانه بودن آن مقرره‏ای ندارد. همین امر مجالی برای تفاسیر متفاوت شده است؛ مانند اینکه برخی (مانند دادگاه‏های آمریکا) معتقدند اطلاعاتی که تنها از طریق روش زمان‏بر و پرهزینه مهندسی معکوس قابل دسترسی‏اند، «اطلاعات افشا نشده» محسوب می ‏شوند. به عبارت روشن‏تر مطابق با این نظریه، مهندسی معکوس جزیی از تعریف اطلاعات افشا نشده، محسوب می‏ شود و توسل به آن برای به‏دست آوردن دسته‏ای از اطلاعات نشانگر «افشا نشده و محرمانگی» آن اطلاعات است. ‌بنابرین‏ همچون سایر روش‏های مشروع تحصیل سرّتجاری، قانونی تلقی می‏ گردد. در مقابل، برخی دیگر (مانند دادگاه‏های کشور آلمان) در مطابقت با این ماده از تریپس، معتقدند که مهندسی معکوس همیشه یا حداقل در برخی شرایط، مخالف با «رسوم شرافتمندانه‏ی تجاری» است و بدین ترتیب آن را مطابق با بند ۲ ماده ۳۹ موافقتنامه تریپس غیرقانونی و قابل جلوگیری می‏ دانند.[۱۸۴] در نظام حقوقی آمریکا با توجه به تفاوتی که میان حقوق اختراعات و حقوق اسرار تجاری قرار داده شده، ممنوعیت مهندسی معکوس، اعطای حقوقی مشابه اخترعات به اسرار تجاری محسوب می‏ شود. در مقابل این ادعا که مهندسی معکوس، رقابت غیرمنصفانه است نیز گفته شده، افزایش حوزه رقابت غیرمنصفانه، باعث تضعیف نظام حقوق اختراعات می‏ شود. چراکه دارنده با وجود چنین حمایتی، از حمایت حق اختراع صرفنظر می ‏کند در حالی که می‏دانیم مهمترین کارایی نظام اختراعات، افشای اطلاعات و افزایش دانش بشری است. مخالفان حق مهندسی معکوس در عرصه حقوق اسرار تجاری، برای دفاع از موضع خود چنین استدلال می‏ کنند که اسرار تجاری همچون اسرار شخصی بوده و تحصیل آن ها نقض حریم خصوصی افراد است. به علاوه آن ها معتقدند که با وجود اعطای لیسانس و انعقاد قرارداد، لزومی به اعطای چنین حقی به سایرین نیست.

 

طرفداران حق مهندسی معکوس در عرصه حقوق اسرار تجاری، برای موضع خود، ۴ دلیل را برشمرده و به رد استدلال مخالفان پرداختند.

 

نخست، کسی که محصولی را در بازار آزاد خریداری می ‏کند تحت شرط قراردادیِ محرمانگی قرار ندارد، ‌بنابرین‏ حقوق مالکانه‏ای نظیر حق از هم جدا کردن، اندازه ‏گیری کردن، مورد آزمایش قرار دادن و حقوقی از این دست را همزمان با خرید محصول، تحصیل می ‏کند. در واقع زمان، هزینه و انرژی‏ای که شخص برای تحصیل اطلاعات از این طریق صرف می ‏کند مبنایی برای برخورداری وی از حقوقی نسبت به اطلاعات به‏دست آمده، است اگرچه این حقوق دارای خصایص حقوق مالکیت فکری نباشند. «دکترین نخستین فروش» حتی در فرض اعطای حق اختراع نیز پذیرفته شده، ‌بنابرین‏ در عرصه اسرار تجاری به طریق اولی عرضه کالا در بازار به منزله انتشار نوآوری‏های آن محصول است. سوءاستفاده از اسرار تجاری تنها در صورتی محقق می‏ شود که یک قرارداد یا رابطه‏ محرمانه‏ای نقض شود یا در طی یک رفتار یا اقدام غیرقانونی سرّتجاری به‏دست آید.[۱۸۵] در مهندسی معکوس، برخلاف جاسوسی صنعتی، تحلیلگر با بهره گرفتن از وسایل غیرقانونی وارد حریم خصوصی رقیب نشده است. در حقیقت زمانی می توان مهندسی معکوس را نقض حقوق اسرار تجاری دانست که به منزله و معادل ورود به کارخانه‏ی رقیب باشد. ‌بنابرین‏ ادعای شبیه بودن اسرار تجاری با حریم خصوصی و اسرار شخصی قابل پذیرش نیست زیرا با ورود محصول به بازار و عرضه‏ی آن به مشتریان، محصول در دسترس قرار گرفته، از حریم خصوصی خارج شده است ‌بنابرین‏ ممنوعیت مهندسی معکوس برخلاف مالکیت اشخاص بر اموالشان است.[۱۸۶]

 

دوم آنکه توسل به نقض «رسوم شرافتمندانه‏ی تجاری» حین مهندسی معکوس موجه نیست زیرا مهندسی معکوس یک شیوه‏ متداول و پرطرفدار در اغلب صنایع است. همان‌ طور که گفته شد مهندسی معکوس قدمتی به اندازه‏ ظهور و پیشرفت فناوری نزد بشر دارد. به علاوه هیچ عرف تجاری‏ای مبنی بر غیرشرافتمندانه بودن آن وجود ندارد. شخصی ممکن است تحت شرایط قراردادی مبتنی بر اصل حسن نیت، ملزم به عدم تحصیل و افشای اسرار باشد اما خریدار محصول، چنین تعهدی را نداشته و با خرید محصول ملکیت خود را بر فیزیک محصول و در نتیجه تجزیه و تحلیل آن به‏دست می ‏آورد. گفته می‏ شود مقرر کردن چنین مالکیت گسترده‏ای برای دارنده‏ی سرتجاری نیاز به دلایلی ‌محکم‌تری از «غیرشرافتمندانه بودن مهندسی معکوس» دارد.[۱۸۷]

 

سوم اینکه ممنوعیت مهندسی معکوس در حوزه اسرار تجاری، منجر به حمایت از جنبه‏هایی از محصول می‏ شود (عملکرد و ایده‏ها) که حق اختراعی برای آن ها به‏دست نیامده است.

“

نظر دهید »
پایان نامه آماده کارشناسی ارشد – قسمت 10 – 9
ارسال شده در 19 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

اگر مستند ما برای پاسخ ‌به این سوال ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی باشد پاسخ جز این نخواهد بود که دادگاه رأساً نمی‏تواند از شناسایی و صدور دستور ابلاغ، و اجرای داوری خودداری نماید اما توجه به مبانی حقوقی از جمله حکم ماده ۶۵۴ قانون مدنی و حکم ماده ۶ قانون آیین دادرسی مدنی که می‌گوید عقود و قرارداد‌هایی که مخل نظم عمومی یا برخلاف اخلاق حسنه است در دادگاه قابل ترتیب اثر نیست و لزوم تبعیت عامه از قوانین آمره ما را قانع می‌سازد که دادگاه نباید رأی داوری مخالف قوانین آمره را به موقع اجرا بگذارد بلکه باید آن رأی را کنار بگذارد.

 

با توجه به توضیحات فوق باید ‌در مورد رأی داوری نیز بین موارد «قابلیت ابطال» از یک طرف و موارد بطلان مطلق از طرف دیگر تمیز قائل شد.

 

بند نخست- بطلان مطلق رأی داوری به سبب مخالفت با قوانین آمره

 

«اگر رأی داوری برخلاف قوانین آمره و اخلاق حسنه بوده یا به واسطه جریحه دار کردن احساسات جامعه، یا به علت دیگر، مخالف با نظم عمومی باشد چنین رأیی باطل مطلق است و در همه مواقع قابل استناد است حتی خارج از کلیه تشریفات و دادگاه مطابق ماده ۶ قانون آیین دادرسی مدنی نمی‏تواند حتی در صورت عدم اعتراض شخصی که رأی باید علیه او اجرا شود امر به ابلاغ و اجرای آن دهد. چنین رأیی نه تنها قدرت اجرایی نداشته، بلکه هیچ یک از آثار رأی داوری بر آن بار نخواهد شد».[۹۴]

 

بند دوم – بطلان نسبی رأی داوری به سبب مخالفت با قوانین تفسیری

 

«اگر مخالفت رأی داوری با قوانین، فقط به لحاظ مخالفت با قوانین تفسیری باشد بطلان آن نسبی است و اگر چنین رأیی به دادگاه ارائه شود و دادگاه متوجه مخالفت آن با قوانین تفسیری و قابلیت ابطال آن گردد دادگاه رأساً نمی‏تواند از امر به ابلاغ و اجرای آن خودداری کند. دادگاه فقط به درخواست شخصی که ذی‌نفع است و بر اساس درخواستی که در موعد مقرر در قالب تشریفات به عمل آمده است می‌تواند حکم به ابطال آن صادر کند».[۹۵]

 

‌بنابرین‏ وقتی رأی داوری برای ابلاغ و اجرا به دادگاه ارائه می‌شود در بدو امر دادگاه باید دو امر را ‌در مورد آن احراز کند یکی، امر منوط به احراز وجود موافقت نامه داوری و صدور رأی از سوی داور یا داوران منتخب طرفین یا ناصب قانونی است و دیگری امر عدمی است و آن این است که مفاد رأی مخل نظم عمومی یا برخلاف اخلاق حسنه تشخیص دهد. به عبارت دیگر هرگاه دادگاه رأی داوری را به طور مطلق باطل تشخیص دهد می‌تواند رأساً از شناسایی رأی و صدور دستور ابلاغ آن خودداری نماید.

 

در اینجا به ذکر آن دسته از مبانی و جهاتی که مربوط به بطلان رأی می‌شود می‌پردازیم. در حقیقت این نوع بطلان، مطلق یا ذاتی می‌باشد یعنی با ملاحظه آن دادگاه، مجری رأی داوری از اجرای آن چشم پوشی می‌کند. ضمناً امتناع از اجرا، برای آرای داخلی مطرح نمی‏باشد و خاص آرای خارجی نیز هست. در واقع دلایل امتناع از اجرای رأی داوری معمولاً همان‌هایی هستند که برای اعتراض به رأی استفاده می‌شوند و همان دادگاه صلاحیت رسیدگی به اعتراض و اجرای رأی را دارد. چنانچه اعتراض وارد باشد خود به خود منتهی به بطلان یا نقض رأی خواهد شد. ‌بنابرین‏ مبانی بطلان، ارتباط نزدیک و متقابلی با موارد امتناع دادگاه از اجرای رأی داوری دارد. یعنی اینکه در هنگام اجرای رأی داوری دادگاه خود ممکن است، رأساً بدون اینکه محکوم‌علیه آن ها را مطرح و به آن ها استناد نماید تصمیم بگیرد که از اجرای رأی امتناع نماید.

 

بند سوم – بطلان رأی داوری مخالف قوانین موجد حق

 

اولین مورد از مواردی که ماد ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی رأی داوری را باطل و غیرقابل اجرا اعلام ‌کرده‌است، مخالف بودن رأی داوری با قوانین موجد حق باشد. مفهوم قوانین موجد حق نیز معلوم گردد، این امر مستلزم آن است که بدانیم لفظ قانون در این بند به چه مفهومی به کار رفته است.

 

بند چهارم – مفهوم قانون و انواع آن

 

در اصطلاح قانون اساسی ایران، قانون به قواعدی گفته می‌شود که یا با تشریفات مقرر در قانون اساسی، از طرف مجلس شورای اسلامی وضع می‌شود[۹۶] یا از راه همه پرسی به طور مستقیم به تصویب می‌رسد.[۹۷] این تعریف از قانون، تعریفی مضیق است در تألیفات حقوقی. مقصود از قانون، تمام مقرراتی است که از طرف یکی از سازمان‌های صالح وضع شده است. در این تعریف موسع، مفهوم قانون از کلیت بیشتری برخوردار است و متن قانون اساسی، تفسیر شورای نگهبان قانون اساسی،[۹۸] مصوبات دائمی و آزمایشی مجلس شورای اسلامی،[۹۹] مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام، مصوبات رییس دولت یا یکی از اعضای قوه مجریه، رییس قوه قضاییه، تصویب‌نامه و آیین‌نامه‌ها و آرای وحدت رویه دیوان عالی کشور را در بر می‌گیرد.

 

عرف و عادت نیز می‌تواند مبنای حقوق و تکالیف برای اشخاص باشد. ماده ۲۲۰ قانون مدنی حکم می‌کند: «عقود نه فقط متعاملین را به اجرای چیزی که در آن تصریح شده است ملزم می‌کند بلکه متعاملین به کلیه نتایجی هم که به موجب قانون از عقد حاصل می‌شود ملزم می‌باشند». مثلاً ماده ۳۷۵ همین قانون می‌گوید: «مبیع باید در محلی تسلیم شود که عقد بیع در آنجا واقع شده است، مگر اینکه، عرف و عادت مقتضی تسلیم در محل دیگر باشد».

 

«در مواردی که قانون به اجرای عرف عامه یا خاصه، قدرت اجرایی داده است عرف و عادت عرضاً اعتبار قانون را پیدا می‌کند. اعتبار عرف عادت از این نظر عرضی است که قانون ‌در مورد خاص، عرف و عادت را لازم‌الاتباع می‌شناسد و در نتیجه تخلف از عرف و عادت، تخلف‌زا قانون احاله دهنده به آن عرف و عادت تلقی می‌شود».[۱۰۰] همین جا باید یاد آور شد اشخاص، همان طور که ملزم به تبعیت از قوانین هستند ملزم به اطاعت از عقود و قراردادهایی که منعقد می‌کنند نیز می‌باشند.

 

ماده ۲۱۹ قانون مدنی ‌به این امر تصریح ‌کرده‌است: «عقودی که بر طبق قانون واقع شده باشد بین متعاملین و قائم مقام آن ها لازم‏الاتباع است مگر اینکه به رضای طرفین اقاله یا به علت قانونی فسخ شود». در واقع عقود و قراردادهای منعقده بین اشخاص به منزله یک قانون خصوصی بین متعاملین است که به اعتباری آن ها مانند اعتبار عرف و عادت، عرضی می‌باشند.

 

قانون آیین دادرسی مدنی، به قراردادهای منعقده بین مردم چنان اهمیت داده است که تحریف معنای مفاد سند قرارداد یا قانون و آیین‌نامه متعلق به قرارداد را از موجبات نقض رأی تعیین ‌کرده‌است. ماده ۳۷۴ در این مورد می‌گوید: «اگر در دعوایی که از قرارداد ناشی شده به مفاد صریح سند، یا به قانون و آیین‌نامه متعلق به آن قرارداد، معنی دیگری داده شود حکم یا قرار صادره در آن خصوص نقص می‌شود».[۱۰۱]

“

نظر دهید »
پایان نامه ها و مقالات تحقیقاتی – ۳-تحلیل نهایی موضوع با نگارش قانون جدید؛ – 3
ارسال شده در 19 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

قابل ذکر است بعضی از مؤلفان معتقدند در قتلی که مقتول او مورد نظر قاتل نبوده است، با اثبات تقصیر مرتکب واقعه، قتل در حکم شبه‌ عمد محسوب می‌شود که موضوع تبصره ی مادی ۲۹۵ق.م.ا است و لذا مرتکب به عنوان مسبب در قتل غیرعمدی به تسبیب (ناشی از تقصیر وی)، در اجرای مادی ۶۱۶ قانون مذبور به حبس از یک تا سه سال و نیز پرداخت دیه در صورت مطالبه از ناحیه اولیای دم محکوم خواهدشد.[۸۵]

 

۳-تحلیل نهایی موضوع با نگارش قانون جدید؛

 

شاید به لحاظ همین اختلاف وتشتت آرای بوده که مقنن به تصریح نویسی در قانون جزای جدید خود روی آورده است.مقنن در مواد۲۹۲ و ۲۹۴قانون مجازات اسلامی مصوب۱۳۹۲ به صراحت در خصوص اشتباه در هویت و اشتباه در هدف سخن رانده است و ‌به این اختلافات خاتمه داده است والبته شکی نیست که همان اختلاف آرای سبب این پختگی در قانون وجامع شدن ان شده است؛این مواد بدین شرح می‌باشند؛

 

ماده ۲۹۳ق.م.ا۱۳۹۲:جنایت در موارد زیر خطای محض محسوب می شود:

 

۱-در حال خواب وبیهوشی ومانند آن ها واقع شود.

 

۲-به وسیله صغیر ‌و مجنون ارتکاب یابد.

 

۳-جنایتی که در آن مرتکب نه قصد جنایت بر مجنی علیه را داشته باشد ونه قصد ایراد فعل واقع شده بر او را،مانند این که تیری به قصد شکار رها کند وبه فردی برخورد نماید.

 

تبصره-‌در مورد بند های(۱)و(۳)هر گاه مرتکب آگاه و متوجه باشد که اقدام او نوعا موجب جنایت بر دیگری می‌گردد ،جنایت عمدی محسوب می شود.

 

چنان که از مفاد بند سوم ‌و تبصره ماده قانونی فوق بر می‌آید ،مقنن به طور بسیار ظریفی اشتباه در هدف(که حایز عمد در نفس رفتار مرتکب هست البته نه بر مجنی علیه)را تفکیک ‌و تمایز خاصی زده است؛

 

نخست این که در بند سوم اشتباه در هدف را زمانی خطا ی محض تلقی ‌کرده‌است که مرتکب بدوا وبه طور اولیه یک شی ویا یک حیوان(به جز انسان)را هدف قرار داده است وبر اثر اشتباه در هدف گیری به یک انسان برخورد ‌کرده‌است ،این نظر بسیار عادلانه و منصفانه رخ می کند چرا که در ذهن مرتکب به هیچ وجه سوء نیت و قصد نابهنجار وقابل سرزنشی وجود ندارد.واین ظرافت در طرح مثال می‌باشد چرا که در ماده ی۲۹۶ق.م.اسابق قصد تیر اندازی به کسی هم ذکر شده بود در حالی که در این بند این مورد عامدانه حذف شده تا هر گونه سو نیت قبلی در مرتکب نباشد.و هرچند ذکر مثال از باب تمثیل است لیکن سایر مصادیق باید از جنس این مثال باشد و این بند ۳ شامل مواردی که شخص قصد تیر اندازی به انسانی را دارد نمی باشد.

 

دوم این که در تبصره ماده مرقوم مانع بودن این اشتباه را در تلقی قتل عمد که در بند سوم خود قید کرده بود ،به جامعیت رسانده و اعلام ‌کرده‌است که اگر مرتکب با رفتارش نوعا موجب جنایت بر دیگری خواهد شد،جنایت انجام شده عمدی محسوب می شود.لذا مرتکبی که قصد یک فعل نوعا خطرناک مثل تیر اندازی با سلاح گرم،به سوی یک انسان را دارد و بر اثر اشتباه در هدف شخص دیگری را بکشد هرچند نه قصد فعل و نه قصد نتیجه را بر این مجنی علیه نداشته لیکن به سبب همین سو نیت و قصد قابل سرزنش خود مسئولیت عمدی واقعه را بر عهده خواهد داشت.و در واقع مقنن یک سنجش عقلانی قبل از تیر اندازی را معتبر دانسته و برای عالم ‌به این خطر و رو یگردان از آن مجازات عمد در نظر گرفته است.

 

واما در خصوص اشتباه در هویت مقنن به صراحت بیشتری به سخن پرداخته است ،در ماده ی ۲۹۴ق.م.ا۱۳۹۲ اشعار داشته است که :«اگر کسی به علت اشتباه در هویت ،مرتکب جنایتی بر دیگری شود در صورتی که مجنی علیه و فرد مورد نظر هر دو مشمول ماده (۳۰۲)این قانون نباشند، جنایت عمدی محسوب می شود.»[۸۶]

 

چنان که به طور واضح محرز است مقنن علاوه بر تعیین نوع جنایت به طور ظریفی ‌به این نکته هم پرداخته است که مرتکب و یا مجنی علیه دارای خصوصیاتی که بر نوع جنایت موثرند نباشند و این خصوصیات را در ماده ۳۰۲ به تشریح بیان ‌کرده‌است.(لازم به ذکر است که این قید احترازی در ماده۲۹۴ از اضافات شورای نگهبان است وتوسط مجلس ذکر نشده است).

 

در پایان این گفتار وبه جهت جمع بندی از مطالب مذکور در سطور گذشته ،«چنانچه مرتکب به طور مطلق قصد جنایت ‌و اتلاف را به هر نحو داشته باشد (یا این که قصد انجام فعل نوعا کشنده را بدون قصد قتل داشته باشد) در عمدی بودن جرم تردیدی نخواهد بود.زیرا،هر تاثیری که فعل مقصود در وقوع جنایت داشته باشد ،داخل در قصد بوده و ازین رو در احراز عمد وی کافی است .

 

مانند آنکه قصد کند مجنی علیه را با پرتاب کردن از بلندی (مجروح سازد)بکشد چنانچه در اثر ترس یا اصابت به زمین یا به هر صورت دیگر مرگ حادث شود،قاتل عمد خواهد بود.(البته بر خواننده این وهم پدید نیاید که عبارت (هر صورت دیگر)به معنی هر علت مستقل دیگر است بلکه منظور هر صورتی است که با رفتار مرتکب در ارتباط باشد که نگارنده اصلی مطلب در سطور آتی بهتر این ابهام را خواهد شکاند)زیرا قصد جنایت به تبع رفتار نوعا کشنده موجود است.هم چنین در مواردیکه جانی سبب معینی را قصد کند ،لکن جنایت به علتی دیگر واقع شود ،چنانچه عامل و سبب جنایت داخل در قصد سبب معین باشد جنایت عمدی خواهد بود زیرا آنچه موجب جنایت شده است ،امری منفک ومتنزع از سبب مقصود جانی نبوده و در واقع ضمن قصد سبب معین ،بدان نیز قصد شده است. ازین رو اگر مجنی علیه را به قصد غرق کردن در اب به دریا افکند و قبل از رسسیدن به اب کوسه وی را در هوا بکشد ،قتل عمدی است.زیرا وجود این گونه خطرات در دریا قابل پیش‌بینی بوده و قصد پرتاب کردن در دریا قصد اتلاف به وسیله جانوران دریایی را نیز در خود دارد.»[۸۷]

 

به هر حال ،مرتکب می بایستی رفتار نوعا کشنده را(به اعتبار وسیله یا موضع اصابت که تفصیل ان پیش از این آمد واز تکرار آن می پرهیزیم)آگاهانه وبا اختیار (قصد وعلم که توامان عمد گفته می شود و در عمومات به آن پرداخته شد)انجام دهد. ور زمان ارتکاب لحظه ای این قصد وعلم قطع نشده تا موجب ازاله وصف عمد نگردد.

 

بند دوم-قصد نتیجه؛

 

جرم قتل عمد از جرائم مقید است که در آن حصول نتیجه علاوه بر قصد فعل و قصد نتیجه حصول نتیجه نیز شرط است.در جرم قتل عمدی با کار نوعا کشنده صرف انجام کار نوعا کشنده کافیست و نیازی به اثبات قصد نتیجه‏ از سوی مدعی نیست.کسی‏که قصد کار نوعا کشنده را دارد به تبع آن قصد قتل نیز دارد،از این لحاظ این جرم ماهیتا قتل عمد است،زیرا که متهم در واقع هر دو قصد را دارد.اول؛قصد کار نوعا کشنده که باید توسط مدعی اثبات گردد. دوم؛قصد نتیجه که برخلاف قصد قبلی مدعی بی‏نیاز از اثبات آن است(البته همان طور که خواهیم دید این نظر اختلافی بوده و موافقان و مخالفانی دارد)،به عقیده برخی از حقوق دانان قصد نتیجه با اثبات و احراز قصد کار نوعا کشنده،واقعیتی‏ انکارناپذیر و غیر قابل ردّ عنوان شده است لذاحتی به متهم هم فرصت داده نمی‏ شود که‏ نداشتن یا فقدان قصد نتیجه را اثبات نماید.

“

نظر دهید »
منابع پایان نامه ها | ۲-۹دلایل عمده استفاده ازERPدر سازمان ها – 7
ارسال شده در 18 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

نرم افزارهای برنامه ریزی منابع سازمان بزرگ و پیچیده هستند و به نگهداری احتیاج دارند. وصل کردن مستقیم سایت وب به ERP راه خوبی نیست، چون باعث می‌شود در مواقعی که ERP برای نگهداری و تعمیرات غیر فعال است، وب سایت هم کار نکند.

 

اغلب کهنه‌کاران تجارت الکترونیک ارتباط بین ERP و تجارت الکترونیک را طوری می‌سازند که قابل انعطاف باشد و در مواقعی که ERP برای نگهداری و تعمیرات غیر فعال است، برنامه تجارت الکترونیک به کارش ادامه دهد. برای حل مشکلات این ارتباط، نرم‌افزارهای میان‌افزار ایجاد شده‌اند. این ابزارها نقش مترجم را ایفا می‌کنند، یعنی اطلاعات را از ERP می‌گیرند

 

و آن را به فرمتی تبدیل می‌کنند که نرم‌افزار تجارت الکترونیک بتواند از آن استفاده کند (اسدی،۱۳۸۷،۴۲).وظیفه ERPفعالیت درتجارت الکترونیک، برنامه ریزی برای زنجیره تامین و دادن خدمات به مشتریان است. ERPدارای رشد تدریجی با توجه به کاربرد خاص آن دارای رقابت تنگاتنگ است و در نتیجه ERPمی تواند خواسته های اولیه را به عنوان سکویی در آینده به کار برد( نجاتی ومستبصری،۱۳۸۱،۳۱).

 

سیستم های مدیریت منابع بنگاه به طور کامل اهداف زیر را متناسب با نیازهای تجارت الکترونیکی دنبال می‌کنند

 

    • عملیات ولجستیک:مدیریت انبارداری ،برنامه ریزی تدارکات مواد اولیه ،برنامه ریزی تولید ،مدیریت کیفیت و حمل

 

    • مالی :حسابداری دریافت وپرداخت ،مدیریت نقدینگی ،دفتر کل،تجزیه وتحلیل سود وزیان.

 

    • بازاریابی وفروش :مدیریت اجرای سفارش ،مدیریت فروش،قیمت گذاری ،برنامه ریزی تولید ،برنامه ریزی فروش

 

  • منابع انسانی: محاسبات ساعات کار کارکنان ،حقوق ودستمزد و هزینه های رفت وآمد

توسعه تجارت الکترونیکی کمک شایانی ‌کرده‌است ودقیقا از همین زاویه ،سیستم مدیریت منابع بنگاه توانست با سیستم ها ‌و راهبرد مدیریت ارتباط برقرار نماید که یکی از مهم ترین فن آوری در عرصه تجارت الکترونیکی است(شعری وبختکی ،۱۳۸۵،۳۲).

 

۲-۸مدل راهبردی ارزیابی وانتخاب ERP:

 

بسیاری از مدل‌های ERP موجود ، تنها بخشی از مراحل کامل پیاده سازی ( از مراحل تصمیم گیری تا پیاده سازی ) را شامل می‌شوند و هر کدام از مدل‌ها بنا به حوزه تعریف مباحث خاصی از ERP نظیر هزینه ، ریسک پیاده سازی و… را تحت پوشش قرار می‌دهند .هدف اصلی از ارائه این مدل تمرکز بر روی فعالیت‌ها و مراحل پیش از اجرای سیستم های ERP است . آنچه در این مدل بیان شده بررسی عوامل عمده تاثیر گذار در تصمیم گیری جهت حرکت به سوی ERPکه به ترتیب اولویت توالی واهمیت ریسک طی چهارمرحله کلی بررسی می‌گردد:(لنکرانی و همکارا ن،۱۳۹۰،۲۰۷).

 

۱ -ERPبه عنوان یک هدف سازمانی

 

۲- بررسی کارایی ERP در سازمان

 

۳- قابلیت های سازمان

 

۴- ارزیابی میزان موفقیت طرح ERP با توجه به ریسک های مختلف موجود در آن مدل ERPدیگرعاملهایی که برای پیاده سازی موفق لازم وضروری به نظرمی رسد،تناسب تحصیلات و دانش سازمانی با ERPاست ،این عامل که در واقع به نوعی تعریف کننده سطح منابع انسانی (کاربران) است ، نشان می‌دهد که هر چه سطح نرم افزار و کاربران آن به همدیگر نزدیک تر باشد ویا به گونه ای این هماهنگی ایجاد شود ،در نهایت به پیاده سازی موفقیت آمیز ERP کمک می‌کند ، زیرا منابع انسانی سازمان به عنوان کاربران اصلی سیستم نقش تعیین کننده ای در سرعت و پذیرش ERP در مجموعه دارند ( محمودی و همکاران،۱۳۹۰،۸۳).

 

۲-۸-۱شاخصهای عملکردی سیستمهایERP:

 

سازمان‌ها برای دستیابی به مزیت رقابتی مراحل یکسانی رابایدطی کنند. بااین وجود این سازمان ها باید در رشد،توسعه وبهبود،نیازها راباهم به اشتراک بگذارند. چارچوب ۱۰ مرحله ای زیر، می‌باشد.

 

راهکاری برای به کارگیری سیستم مدیریت عملکرد درسازمانهااست. مراحل انعطاف پذیر بوده وبایدباتوجه به نیازسازمان آنهاراانتخاب وبکاربرد. این مراحل می کنندتاعملکردسازمان رابهبودبخشید. مراحل دهگانه به شرح زیر می‌باشد(ناظمی و همکاران ،۱۳۸۵،۱۴۸).

 

    • تعیین وتدوین استراتژی

 

    • تعیین وتدوین اهداف

 

    • شناسایی وبهبودفرآیندها

 

    • چارچوبهای سیستم مدیریت عملکرد

 

    • شاخص‌های عملکرد

 

    • نظارت وکنترل

 

    • بهبود

 

    • بهبودفرآیندها

 

    • افراد

 

  • ارتباطات

 

۲-۹دلایل عمده استفاده ازERPدر سازمان ها

 

ازآنچه امروزهویداست می توان به راحتی روزی راپیش بینی نمودکه هیچ سازمانی بدون ERPقادر به حیات نباشد،زیراحفظ ارزشهاومفاهیم بنیادی سازمانی ودستیابی به مفاهیمیERP چون : مشتری مداری،نتیجه گرایی، مدیریت مبتنی ‌بر فرآیند،ثبات رهبری ‌و مقاصد،توسعه ومشارکت کارکنان،یادگیری ونوآوری مستمر،توسعه همکاری های تجاری وعمل به حاصل نخواهندشد.جهانERPمسئولیتهای اجتماعی سازمان جز بارویکردبه سیستم‌های امروزدیگرجایی برای زندگی تک واحدی چه برای انسانهاوچه برای سازمانهاباقی نخواهد گذاشت ‌در سیستم‌های به منظوردستیابی به حداکثرکارایی ضرورت اندازه گیری عملکردERP وجودداردیعنی پیش ازآنکه بتوان فرآیندبهبودرا آغازکردبایدتصویرواضحی ازساختارسیستم وهمچنین طریقۀکارکردآن به دست آورد(بیات ،۱۳۸۸،۱۹۷).دلایل متعددی درباره ضرورت استفاده ازERPوجود دارد به عنوان نمونه بقای سازمان ها ،وابسته به کسب موفقیت در فضای رقابتی است و در بازارهای رقابتی امروز ،طول عمر مزایای رقابتی سازمان‌ها کاهش یافته است وبه سرعت باید روندها را جهت ‌بدست آوردن مزایای جدید رقابتی بهینه سازی کرد جهت افزایش کارایی سازمان نیز ،احتیاج به شناخت وبرنامه ریزی روند هادر تمام ابعادسازمان ضروری است ونیاز به امکاناتی از ،قیمت تمام شده وهزینه یابی ،برنامه ریزی ‌و شبیه سازی خرید ،برنامه ریزی ‌و شبیه سازی تولید ،برنامه ریزی منابع انسانی ، برنامه ریزی منابع مالی ،به صورت توام مطرح می شود برای این منظور ،ابزاری لازم است که در هرلحظه توانایی تجمیع سریع اطلاعات از همه ابعاد سازمان ومدلسازی قبیل دقیق بر اساس شرایط کل سازمان را داشته باشد(شعری وبختکی،۱۳۸۵،۳۰).

 

ERPرا یک راهکار یا رویکردی می‌دانیم که شاه بیت یا ریشه ی اصلی آن یکپارچگی است ،هدف وغایتش تسهیل جریان اطلاعات در یک سازمان برای افرادی است که از آن استفاده می‌کنند،‌از جنس فناوری اطلاعات است ‌و دامنه ی شمول آن هم کلیه ی واحد های یک سازمان اعم از درون سازمانی وبرون سازمانی است(خدا رحمی،۱۳۸۱،۵۰).

 

۲-۹-۱دلایل اصلی پذیرشERP

 

“

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 6
  • 7
  • 8
  • ...
  • 9
  • ...
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 13
  • ...
  • 14
  • 15
  • 16
  • ...
  • 223

نام آوران دانش - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

 ساخت بک لینک
 درآمد محتوای ویدیویی
 کپشن اینستاگرام هوش مصنوعی
 فروش لوگو برند
 ابهام رابطه خطرناک
 زبان چشم‌ها
 محتوا جذاب
 ویژگی شوهر ایده‌آل
 مرغ مینا نگهداری
 سگ‌های روسی
 پس از خیانت مردان
 موفقیت اینستاگرام
 روتوایلر راهنما
 تدریس زبان برنامه‌نویسی
 تبلیغات وبسایت
 درآمد تدریس زبان
 تونل بازی گربه
 سئو موبایل
 برنامه غذایی سگ
 حفظ احساسات رابطه
 جلوگیری فاصله عاطفی
 درمان سرماخوردگی عروس هلندی
 تهیه محتوای همیشه سبز
 تبلیغات پادکست
 حفظ شور رابطه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

آخرین مطالب

  • هشدار ضرر حتمی برای رعایت نکردن این نکات درباره آرایش برای دختران
  • ✅ راهکارهای اساسی میکاپ
  • ⭐ مواردی که کاش درباره آرایش دخترانه می دانستم
  • نکته های کلیدی و ضروری درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ترفندهای کلیدی و اساسی درباره آرایش برای دختران (آپدیت شده✅)
  • ⛔ هشدار!  رعایت نکردن این نکات درباره آرایش دخترانه مساوی با خسارت
  • " دانلود پروژه و پایان نامه | ۲-۴-گردشگری در طبیعت (طبیعت گردی) – 2 "
  • " تحقیق-پروژه و پایان نامه – ۲-۸- دیدگاه گامون و رابینسون(۱۹۹۷) در مورد گردشگری ورزشی – 7 "
  • " فایل های مقالات و پروژه ها | ۱-۱-۵٫ سوابق پژوهش – 1 "
  • " دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – گفتار نخست : گونه های دخالت دولت در عرصه ی فرهنگ – 8 "
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان