نام آوران دانش - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد ارزیابی وضعیت حمل و نقل شهری پایدار و ارائه ...
ارسال شده در 17 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

    1. فرایند تصمیمسازی در برنامه ریزی حملونقل: برنامه ریزی حملونقل پایدار نیازمند تغییر و انتقال پارادایم فکری است. تجزیه و تحلیلهای جامعتری از اثرات غیر مستقیم و تجمعی رویدادهای سفر در بخشهای مختلف نیاز است. بعلاوه راه حلهای مدیریتی ناظر بر تقاضا و مشارکت مردمی نیز بایستی در فرایند تصمیمسازی مد نظر باشند. در این راستا، اولویتبندی روش های مختلف سفر بر اساس ارزش و هزینه های ( مستقیم و غیرمستقیم ) سفر ضروری است.

 

    1. وابستگی به خودرو: حملونقل پایدار بایستی به دنبال کاهش عدم توازنها در عرضهی خدمات حملونقلی باشد و از توسعهی سیستمهای حملونقلی تعادلبخش حمایت نموده و از میزان وابستگی به خودرو بکاهد.

 

    1. عدالت در ارائه خدمات حملونقلی: از آنجا که عدالت یک مشخصهی محوری در توسعهی پایدار است، خدمات حملونقلی بایستی به صورتی تأمین شود که به نیازها و خواسته های نسلهای آتی لطمهای وارد نشود. به علاوه گروه های مختلف اجتماعی و درآمدی توانایی استفاده از این خدمات را داشته باشند.

 

    1. طراحی و اجرای زیرساختها و تأسیسات حملونقل: پایداری نیازمند آن است که تسهیلات حملونقل از قبیل راه ها، سیستم حملونقل عمومی، پارکینگ و غیره به نحوی طراحی و اجرا شوند که منجر به تشویق افراد به استفاده از گزینههای حملونقل پایدار گردد و در خدمت برآوردن اهداف درازمدت قرار گیرد. استفادهی حداکثر از منابع و به حداقل رساندن ضایعات در ساخت و بهرهبرداری از تأسیسات نیز باید مد نظر قرار گیرد.

 

    1. کاربری زمین: الگوی توسعهی کاربری زمین و سایر مشخصه های کالبدی میتواند در جهت جلوگیری از افزایش دامنه و شدت استفاده از خودرو و افزایش تمایل به گزینههای جایگزین قرار گیرد. در این میان، نقش عامل دسترسی به خدمات بسیار مهم بوده و بایستی در برنامه ریزی تلفیقی کاربری زمین/حمل و نقل گنجانده شود.

 

      1. مناطق در حال توسعه: این مناطق ضمن آن که از منابع محدودتری برخوردارند، ولی با فرصتهایی مواجهاند که میتوان از آنها برای توسعه حمل و نقل غیر وابسته به خودرو بهره جست (سلطانی،۱۳۹۰: ۸۰ ).

    دانلود پایان نامه

 

 

۶-۲- اهداف حملونقل پایدار

پس از اینکه محورهای اصلی حملونقل پایدار در بخش قبل تشریح شد، در این گام نگاه اندکی ریزتر و مشخصتر میگردد و اهداف و همچنین نمونهای از راهکارهای حملونقل پایدار ارائه میگردد. توسعهی پایدار و حمل و نقل پایدار دارای پیوند مشترک بوده و از نظر اهداف مدنظر به هم نزدیکاند. هدف از ارائه این بخش شناخت بیشتر نسبت به اهداف حملونقل پایدار ( بهعنوان موضوع اصلی تحقیق ) میباشد، تا در گامها و فصلهای آتی مرحله برنامه ریزی بر مبنای اهداف اصلی حملونقل پایدار انجام گیرد.
جدول شماره۳-۲ اهداف حمل و نقل پایدار را تشریح میکند ( Litman and Burwell ,2006 : 343-344):
جدول شماره۳-۲: اهداف حمل و نقل پایدار

 

هدف کلی هدف توسعه پایدار هدف حمل و نقل پایدار راهکارها
سازگاری محیطی -کاهش آلودگی
-کاستن از تغییرات اقلیمی
کاهش آلودگی ناشی از وسایل نقلیه و زیرساختها -استانداردسازی خودروها
-مالیات آلودگی
-سوخت جایگزین
حفاظت حیات وحش کاهش سطح مورد استفادهی حمل و نقل -کاهش سطح پارکینگها
-کاهش استانداردهای ظرفیت معابر
-مدیریت عرضه و تقاضا
-طراحی هوشمند جادهها
-تشویق توسعهی درونبافتی و پرتراکم
بهداشت و سلامت انسانی کاهش صدمات جسمی کاهش تصادفات -جلوگیری از تصادفات
-پیشگیری از وقوع تصادفات
-مدیریت تقاضای ترافیک
نظر دهید »
پژوهش های پیشین درباره :حقوق بین الملل در زمینه بهره برداری از میادین ...
ارسال شده در 17 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ماده ۴ به طور تفصیلی به مخازن نفت و گاز فرامرزی پرداخته و اعلام می دارد که با توجه به احتمال وجود ذخایر نفت وگاز که از خط معین شده در ماده ۱ عبور می نماید، ظرف مدت ۱۰ سال از تاریخ لازم الاجرا شدن این معاهده، هیچ از یک طرفین اجازه عملیات حفاری و اکتشاف در محدوده ۴/۱ مایل دریایی در هر یک از طرفهای خط مذکور نخواهند داد. این محدوده ۸/۲ مایلی منطقه (Area) نامیده شده و محدوده دقیق آن در نقشه ضمیمه معاهده مشخص گردیده است. طبق این معاهده، طرفین با تفاهم و از طریق تبادل یادداشت های دیپلماتیک می توانند این مدت (ده ساله) را اصلاح کرده یا تغییر دهند. هریک از طرفین ملزم شده که به طرف مقابل اجازه مطالعات زمین شناسی جهت بررسی احتمال وجود نفت و گاز و چگونگی پراکندگی و استقرار آن را در آن قسمت از منطقه که در محدوده خود آن است، بدهد. این اقدام طبق قوانین و مقررات طرفی صورت می گیرد که اجازه مذکور را صادر می کند. هریک از طرفین نیز می تواند طبق قوانین خود در آن بخش از منطقه که در محدوده خودش قرار گرفته مبادرت به انجام مطالعات مذکور بنماید. از زمان لازم الاجرا شدن معاهده هریک از طرفین که متوجه وجود مخازن نفت و گاز در منطقه شود مراتب را به طرف مقابل اطلاع می دهد.
ماده ۵ معاهده مقرر می دارد در صورتیکه مطالعات انجام شده حکایت از وجود مخازن نفت وگاز در منطقه نماید، طرفین به طور دوره ای با یکدیگر در مورد شناسائی، محل وقوع، ارزیابی و ویژگی های زمین شناسی این مخازن ملاقات و مذاکره می کنند و طرفین بایستی در صدد نیل به توافق در مورد استخراج عادلانه و کارآمد مخازن مذکور باشند.
هریک از طرفین ملزم شده اند ظرف ۶۰ روز از زمان دریافت تقاضای طرف مقابل مبنی بر انجام مذاکره، در مورد میادین فرامرزی مذاکره نماید. مطابق ماده ۵ پس از انقضای مهلت ده ساله تعیین شده در معاهده، هریک از طرفین بایستی تصمیم خود را مبنی بر اعطای مجوز بهره برداری و اعطای امتیاز بهره برداری از بخش هایی از منطقه را به طرف مقابل اعلام کند و پس از آنکه تولید مخزن شروع می شود نیز مراتب را به طرف مقابل اطلاع دهد. هریک از طرفین بایستی تضمین کند که شرکت های بهره برداری مجاز از سوی وی شرایط معاهده را رعایت می کنند. حل و فصل اختلافات طرفین در تفسیر و اجرای معاهده طبق ماده ۶و۸ از طریق مذاکره و سایر ابزارهای مسالمت آمیز بین المللی صورت می گیرد.
موافقت نامه آمریکا و مکزیک را می توان به دو بخش تقسیم کرد؛ بخش اول به تعریف منطقه و لزوم همکاری طرفین در انجام مطالعات اولیه جهت کشف منابع نفت و گاز می پردازد و بخش دوم ناظر به چگونگی استخراج این معادن است. این معاهده در مورد همکاریهای علمی و انجام مطالعات در مورد محل وقوع میادین و ارزیابی میزان آنها و دارای ابعاد روشنی است. اما در مورد مرحله تولید و توسعه میادین هرگونه اقدام موکول به موافقت طرفین شده و در واقع یک تعهد شکلی یا تعهد به وسیله، مبنی بر نیل توافق در آن مقرر شده است. چگونگی برداشت از میادین، سهم طرفین، چگونگی اعطای امتیاز بهره برداری، نظارت بر عملیات شرکت های بهره بردار قانون حاکم، رژیم مالیاتی و… در معاهده مذکور مورد تصریح قرار نگرفته است. به نظر می رسد این موارد موکول به انعقاد موافقت نامه دیگری می باشد. این معاهده فقط حدود منطقه را تعریف و در خصوص حفاری،استخراج و توسعه میادین،تولید تجاری طرفین فقط یک تعهد سلبی مبنی بر خورداری را متقبل شده اند.
در حال حاضر هیچگونه ترتیبات مشترک همکاری میان آمریکا و مکزیک در مورد بهره برداری از میدانهای نفت و گاز به شکل یکی سازی یا توسعه مشترک اجرائی نشده است. به سخن دیگر، اگرچه معاهده سال ۲۰۰۰ یک چارچوب کلی همکاری در مورد این میادین را تثبیت نموده، اما هیچ یک از میادین نفت وگاز مشترک، تا کنون به صورت مشترک مورد بهره برداری قرار نگرفته است. این امر معلول دو علت عمده یعنی تفاوت مقررات داخلی آمریکا و مکزیک در مورد بهره برداری از این میادین و نابرابری دو کشور از حیث توانایی فنی و تکنولوژی برداشت منابع هیدروکربنی در اعماق دریا می باشد.
مبحث پنجم : قوانین داخلی ایالات متحده و مکزیک در مورد بهره برداری از منابع نفت و گاز
شدن بهره برداری مشترک از منابع نفت وگاز این منطقه ، با توجه تفاوت در نظام حقوقی حاکم بر منابع معدنی دوکشور امکان بهره برداری به شکل یکی سازی یا توسعه مشترک از این منابع وجود دارد ؟در این مبحث در صدد پاسخ به این پرسش در پرتو آشنایی با قوانین داخلی دو کشور هستیم.
گفتار اول: ایالات متحده آمریکا
رژیم حقوقی بهره برداری از منابع فلات قاره و منابع مستقر در خشکی در ایالات متحده تا حدودی متفاوت است. در حالیکه در منابع مستقردر خشکی مالکیت خصوصی به تبع مالکیت به زمین، به رسمیت شناخته شده، در مورد منابع فلات قاره اگرچه اشخاص خصوصی اجازه بهره برداری و سرمایه گذاری دارند، اما مالکیت دولت یک اصل اولیه است. به طور کلی در مناطق واقع در خشکی تنها حدود ۳۰درصد از حقوق معدنی معادن نفت و گاز متعلق به دولت فدرال می باشد[۱۳۳۲] و مالکیت خصوصی بر مبنای قاعده حیازت امری بدیهی است.
در مناطق دریایی ایالات متحده سه دسته قواعد حقوقی بر امر بهره برداری از منابع نفت وگاز حاکم بوده که شامل مقررات حقوق بین الملل، قوانین ایالتی و قوانین فدرال می شود[۱۳۳۳]. قانون سرزمینهای خارج فلات قاره[۱۳۳۴] شرایط و چگونگی حاکمیت بر منابع مناطق فلات قاره را معین می کند. مقصود از مقررات حقوق بین الملل به عنوان یکی از منابع حقوق نفت و گاز در ایالات متحده، اصول کلی حقوق بین الملل مبنی بر حاکمیت دائمی دولتها بر منابع خود و همچنین قواعد قراردادی و عرفی حقوق بین الملل دریاها دائر بر حق حاکمیت انحصاری دولتها بر منابع بستر و زیربستر دریای سرزمینی، منطقه انحصاری اقتصادی و فلات قاره است که دولت آمریکا به لحاظ عضویت در کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو و به عنوان یکی از تابعان حقوق بین الملل از آنها برخوردار می باشد[۱۳۳۵]. اگرچه آمریکا عضو کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریا نبوده و تنها آنرا امضا کرده است، لکن مناطق دریایی مورد ادعایی این کشور که در اعلامیه های یک جانبه متعددی ذکر شده به همان صورتی است که در این کنوانسیون آمده است[۱۳۳۶]. بنابراین مطابق قواعد حقوق بین الملل مربوط به بهره برداری از بستر دریا، در این مناطق دولت فدرال دارای حق حاکمیت می باشد.
دانلود پروژه
رویه قضایی و مقررات داخلی ایالات متحده نیز در راستای انطباق با مقررات حقوق بین الملل است. مطابق قانون سرزمینهای خارج فلات قاره، دولتهای ایالتی تا محدوده سه مایل دریایی در مجاور سواحل خود دارای اقتدار و صلاحیت در بهره برداری از منابع معدنی هستند و در ورای منطقه مذکور دولت فدرال دارای حاکمیت و صلاحیت می باشد. دیوان عالی آمریکا نیز در دعاوی متعددی که بین دولت فدرال و ایالت های مختلف مطرح شده، بر این موضوع صحه گذارده است[۱۳۳۷]. بنابراین از فاصله سه مایل دریایی سواحل ایالت ها تا ۲۰۰ مایل دریایی فلات قاره و بیشتر از آن در صورتیکه بتوان با مختصات ژئولوژیکی و زمین شناسی محدوده ماورای ۲۰۰ مایل را جزء فلات قاره آمریکا قلمداد نمود، قوانین و مقررات فدرال درمورد اکتشاف، استخراج، توسعه، حمل و نقل و … نفت و گاز حاکمیت دارد. حاکمیت قوانین ایالتی، در محدوده سه مایل دریایی سواحل ایالات علاوه بر قانون مذکور در قانون دیگری به نام «قانون فدرال سرزمینهای مجاور»[۱۳۳۸] که در سال ۱۹۵۳ به تصویب رسیده مورد تأکید قرار گرفته است. به طور استثنایی در این قانون در مورد برخی ایالت های خلیج مکزیک یک محدوده سه گره دریایی (هر گره ۳/۲۲۸/۱۸ فوت) اضافی را علاوه بر سه مایل مذکور، در نظر گرفته شده مشروط بر آنکه این محدوده قبل از عضویت آن ایالت در اتحادیه ایالات آمریکا مطابق قوانین ایالتی به رسمیت شناخته شده یا اینکه محدوده مذکور به تصویب کنگره رسیده باشد[۱۳۳۹] . مطابق آراء صادره از دیوان عالی آمریکا فقط ایالت های فلوریدا و تگزاس در خلیج مکزیک دارای چنین شرایطی هستند[۱۳۴۰]. بنابراین در محدوده اختصاصی ساحلی، هریک از ایالات دارای مالکیت بر زمین های بستر آبهای قابل کشتیرانی در مجاورت سواحل خود هستند و همچنین دارای حق مدیریت، توسعه، صدور مجوز بهره برداری، اجاره و استفاده از منابع طبیعی مناطق اختصاصی خود می باشند و اختیار توسعه میادین نفت و گاز در این مناطق با ایالت ها می باشد[۱۳۴۱].
ذکر این نکته ضروری است که در خصوص رژیم حقوقی بهره برداری از منابع نفت و گاز مناطق دریایی در ایالات مختلف، مقررات هر ایالت با ایالت دیگر متفاوت است. برخی از ایالات تفاوتی بین بهره برداری منابع خشکی و دریایی قائل نمی شوند و برخی دیگر دارای قوانین یکسان در مورد نفت و گاز و سایر معادن هستد. در برخی از ایالات حتی به دلیل ملاحظات زیست محیطی اجازه بهره برداری از این معادن صادر نمی شود[۱۳۴۲] و می توان گفت به تعداد ایالات موجود در آمریکا، قوانین رویه ها و مقررات در این زمینه وجود دارد. با این وجود باید یادآوری نمود که رویه کلی در ایالات متحده آمریکا آزادی سرمایه گذاری بخش خصوصی در طرحهای اکتشاف، تولید و توسعه منابع نفت و گاز می باشد و به عبارت دیگر خصوصی سازی در این زمینه یک قاعده است[۱۳۴۳]. توسعه میادین نفت وگاز در مناطق دریایی ،مستلزم صرف هزینه های به مراتب سنگین تر از خشکی است .بنابراین به منظور صرفه جویی در هزینه ها ،دارندگان مجوز بهره برداری اغلب در مراحل اولیه توسعه این میادین ،قرارداد یکی سازی منعقد می کنند .حتی این امکان وجود دارد که علیرغم مشترک نبودن میادین ،به دلیل استفاده اشتراکی از تاسیسات همچون سکوهای حفاری یا خطوط لوله،قرارداد یکی سازی منعقد شود.نهاد اصلی صدور مجوز بهره برداری در مناطق دریایی آمریکا یکی از ادارات تابعه وزارت نفت به نام سرویس مدیریت معادن[۱۳۴۴] است.این نهاد می تواند به منظور حفاظت از حقوق متقابل یا جلوگیری از ورود خسارت به سایر دارندگان مجوز یا تضمین اجرای قواعد حفاظتی ، دارندگان مجوز، یکی سازی را برای آنها اجباری نماید.[۱۳۴۵]
گفتار دوم: مکزیک
بیشتر میادین نفتی مکزیک در دریا قرار دارند و بسیاری از مخازن ممکن است از خط مرز دریایی مکزیک و ایالات متحده عبور کند.[۱۳۴۶]صنایع نفت مکزیک از سال ۱۹۳۸ ملی شده و مطابق ماده ۲۷ قانون اساسی این کشور، حاکمیت انحصاری بر منابع نفت و گاز متعلق به دولت است و طبق مواد ۱و۲ قانون اجرایی ناظر به ماده ۲۷ قانون اساسی، دولت مالک انحصاری کلیه منابع طبیعی بود و دارای حق انحصاری در استخراج نفت و گاز است. این مالکیت شامل کلیه منابع واقع در قلمرو خشکی و فلات قاره و منطقه انحصاری اقتصادی می شود. مطابق ماده ۱ فوق الذکر بهره برداری از منابع نفت و گاز فرامرزی باید طبق معاهده صورت پذیرد. همچنین طبق ماده ۵ قانون اجرائی ناظر به ماده ۲۷ قانون اساسی، شرکت دولتی نفت مکزیک (PEMEX) و شرکت های فرعی آن، تنها شرکت هایی هستند که می توانند مجوز و اکتشاف و استخراج منابع نفت تو گاز را از وزارت انرژی دریافت نمایند. به عبارت دیگر، حق مالکیت بر منابع نفت و گاز منحصر به دولت و حق کسب مجوز بهره برداری منحصر به شرکت PEMEX و شرکت های فرعی آن است. بنابراین طبق مقررات قانون اساسی و قانون اجرائی آن، جذب هرگونه سرمایه خارجی و واگذاری حق اکتشاف و استخراج نفت به سایر شرکتها اعم از داخلی و خارجی ممنوع است. اما در ۲۸ اکتبر سال ۲۰۰۸ کنگره برزیل قانون جدیدی را به تصویب رساند که راه را برای جذب سرمایه خارجی باز می کند و اصلاحاتی نیز در سیستم قراردادهای نفتی این کشور ایجاد می کند. در قانون جدید نهادی به نام کمسیون ملی منابع هیدروکربنی[۱۳۴۷] ایجاد می کند که عهده دار سیاست گذاری کلی نفت است[۱۳۴۸]. درواقع قانون جدید، اصلاح بسیاری از قوانین قبلی کشور در مورد بهره برداری از منابع نفت و گاز بوده و حاوی بخش های مختلف چون امنیت انرژی، استخراج منابع نفت و گاز، مقررات ناظر به بازار، حفظ محیط زیست و … می باشد. اما به رغم تصویب این قانون، مواردی کماکمان تغییر ناپذیر باقی مانده و تابع مقررات سابق است. از جمله آنکه، دولت مکزیک مالک منحصر کلیه منابع نفت و گاز می باشد و اشخاص خصوصی اعم از حقیقی یا حقوقی حق مالکیت بر این معادن ندارند. حق انحصاری اکتشاف و بهره برداری از این منابع نیز متعلق به دولت بوده و فقط به PEMEX اعطا می شود. شرکت مذکور نیز صد در صد متعلق به دولت بوده و قابل خصوصی سازی نمی باشد[۱۳۴۹]. تا قبل از تصویب قانون جدید کلیه قراردادهای نفتی در مکزیک به صورت پیمانکاری و خدمات عمومی صورت می گرفت و منحصراً به PEMEX اعطا می شد. اما با تصویب این قانون، شرکت مذکور می تواند با کمپانی های نفتی خارجی مذاکره کرده و قراردادهای خدمات و پیمانکاری با آنها منعقد کند. مشروط به اینکه کلیه پرداخت ها به این شرکت ها به صورت وجه نقد باشد و به هیچ وجه نباید از تولیدات مخازن نفتی به آن شرکت ها پرداخت شود. علاوه بر آن، انعقاد قراردادهای مشارکت در تولید و مشارکت در سرمایه گذاری نیز با شرکتهای خصوصی و کمپانی های خارجی ممنوع است. پرداخت به پیمانکاران بایستی طبق فرمول از پیش تعیین شده و با در نظر گرفتن نوسانات قیمت نفت و گاز باشد و به هیچ عنوان متضمن طرحهای مشارکت یا برخورداری از درصدی از تولید میدان توسط سرمایه گذار نباشد. PEMEX می تواند در هنگام انعقاد قرارداد با سرمایه گذار خارجی، قانون خارجی را به عنوان قانون حاکم انتخاب یا اینکه مرجع حل و فصل اختلافات را داوری بین المللی انتخاب کند[۱۳۵۰]. همچنین طبق قانون جدید PEMEX می تواند بدون کسب مجوز قبلی از خزانه داری کشور مبادرت به اخذ وام از خارج از کشور بنماید[۱۳۵۱]. با تمام اصلاحات فوق می توان گفت که سرمایه گذاری در صنایع بالادستی نفت و گاز به طور مستقیم برای شرکت های خارجی ممنوع می باشد. علاوه بر آن وجود موانع ساختاری وفنی دیگری سبب شده که توافق ایالات متحده ومکزیک در زمینه یکی سازی میادین مشترک یا توسعه مشترک آنها با چالشهایی مواجه شوند.
مبحث ششم : موانع موجود در توسعه مشترک میادین نفت و گاز مکزیک و
ایالات متحده آمریکا
آنچنانکه ذکر شد، در منطقه حائل تعیین شده در معاهده سال ۲۰۰۰ بلوک های نفت و گاز متعددی وجود دارد که امکان عبور آنها از خط مرزی و در نتیجه مشترک بودن آنها وجود دارد. ایالات متحده آمریکا دارای منافع چشمگیری در توسعه این میادین بوده و به طور روز افزون، درصدد ارتقای تکنولوژی جهت بهره برداری نفت و گاز در اعماق دریاست، درحالیکه مکزیک از جهت فنی و تکنولوژیک از ایالات متحده عقب تر است. چارچوب حقوقی موجود جهت بهره برداری از این دست منابع، به اشکال مختلف در نقاط مختلف جهان وجود دارد که می توان به یکی سازی و توسعه مشترک اشاره نمود. در حالیکه دقت نظر در شرایط این مدلها حاکی از عدم انطباق آنها با قانون اساسی و مقررات داخلی مکزیک می باشد[۱۳۵۲]. زیرا در هریک از آنها نیاز به سرمایه گذاری بخش خصوصی، برداشت قسمتی از منابع توسط خارجیان، مشارکت در تولید میدان، لزوم تأسیس اپراتور واحد و هماهنگ سازی مقررات دو طرف قرارداد می باشد. با وجود این خلأ حقوقی در حال حاضر امکان انعقاد قرارداد توسعه مشترک و یکی سازی وجود ندارد. کارشناسان مکزیکی معتقدند که صرفنظراز عدم تطابق مقررات دو کشور، قانون حاکم بر موضوع بهره برداری از منابع فرامرزی، مقررات حقوق بین الملل است و دو دولت باید در چارچوب آن فعالیت کنند[۱۳۵۳]. نگرانی طرف مکزیکی آن است که با انقضای مدت ده ساله معاهده در اول ژانویه ۲۰۱۱ آمریکا به استناد قاعده حیازت به صورت یک جانبه از میادین مذکور بهره برداری نماید. این در حالی است که سرویس مدیریت معادن آمریکا از ۱۰ سال پیش مجوزهایی را در زمینه اکتشاف نفت وگاز در مناطق نزدیک مرز صادر کرده و فعالیت های گسترده ای انجام داده است[۱۳۵۴]. با این حال سازوکارهای مناسبی جهت تبادل اطلاعات بین دو کشور در مورد منابع این منطقه طراحی نشده و چگونگی و میزان منابع در بخش مکزیکی منطقه حائل برای آمریکا مشخص نمی باشد. از سوی دیگر شرکت دولتی نفت مکزیک فاقد منابع مالی لازم جهت سرمایه گذاری در این منطقه می باشد[۱۳۵۵]. اما نظریه غالب کارشناسان آن است که قانون اساسی و قوانین عادی مکزیک بایستی بازهم تغییر کنند و با وضع فعلی دولت مکزیک نمی تواند مبادرت به جذب سرمایه های خارجی و ورود به ترتیباتی چون توسعه مشترک و یکی سازی نماید.[۱۳۵۶] موافقت نامه های یکی سازی یا توسعه مشترک با ملی سازی صنایع نفت و گاز مکزیک مغایرت دارد و متضمن نوعی سرمایه گذاری مشترک یا جذب سرمایه خارجی است که با اصول قانون اساسی منافات دارد. درحالیکه در ایالات متحده آمریکا، مالکیت خصوصی نفت و گاز و سرمایه گذاری مستقیم در بخش نفت و گاز دارای چارچوب قانونی بوده و اقسام مختلف قراردادهای نفتی یا مشارکت بخش خصوصی قابل اجراست. از نظر برخی محققان، چارچوب قراردادی نفتی مکزیک و ایران شباهت دارد و به دلیل محدود بودن قراردادهای خدمات و پیمانکاری[۱۳۵۷] فاقد جاذبه لازم برای سرمایه گذاری خارجی می باشد[۱۳۵۸].
بنابراین می توان گفت موانع اصلی در بهره برداری مشترک از منابع نفت و گاز فرامرزی خلیج مکزیک بین آمریکا و مکزیک تفاوت دو کشور در تکنولوژی بازیافت نفت از اعماق دریا، تفاوت ساختار حقوقی و قراردادهای نفتی دو کشور و مشکلات مکزیک به جهت ممنوعیت های مقرر در قانون اساسی و فقدان قوانین کارآمد داخلی است.در عین حال، حقوق حاکم بر روابط دو کشور یعنی حقوق بین الملل ،چارچوب کلی لازم را در زمینه تعامل این دو بازیگر مقرر می دارد.
مبحث هفتم : بررسی قواعد حقوق بین الملل در رابطه با بهره برداری از میادین مشترک نفت و گاز خلیج مکزیک
مکزیک و ایالات متحده دارای مرز دریایی گسترده ای در خلیج مکزیک هستند. به دنبال بروز اختلافات مرزی و تعارض ادعاها در سال ۱۹۷۶ معاهده تحدید حدود دریایی را امضا کردند. در سال ۱۹۷۹ مکزیک این معاهده را تصویب کرد اما ایالات متحده در ۲۳ اکتبر ۱۹۹۷ آنرا به تصویب رساند. لکن این معاهده منطقه ای در غرب خلیج مکزیک یا حفره های دافنت[۱۳۵۹] را تحت پوشش خود قرار نداد. این منطقه نفت خیز که در مقابل سواحل تگزاس آمریکا و ایالات Tamaulipas مکزیک قرار دارد، همچنین به شکاف غربی یا Western Polygon نیز معروف است. در سال ۲۰۰۰ معاهده ای در این خصوص به امضای دو کشور ایالات متحده و مکزیک رسید. اگرچه کوبا و مکزیک نیز مرز دریایی خود را تحدید حدود کرده اند و آمریکا و کوبا نیز موافقت نامه موقت تحدید حدود را به امضا رسانده اند اما هیچ یک از این دو موافقت نامه حاوی ترتیباتی در زمینه میادین مشترک نفت و گاز نمی باشد.
معاهده سال ۲۰۰۰بین آمریکا و مکزیک تنها سندی است که به طور خاص در مورد بهره برداری از میادین مشترک نفت و گاز در یک منطقه خاص به تصویب رسیده، ولی حاوی سازوکارهای کامل در مورد چگونگی بهره برداری از میادین نمی باشد. این سند از یک سو محدوده صلاحیت و حاکمیت هریک از دو دولت را در یک منطقه مورد اختلاف معین کرده و درواقع مبادرت به تحدید حدود منطقه مذکور نموده است و از سوی دیگر محدوده ای به عرض ۸/۲ مایل در دو طرف خط مرزی را به عنوان منطقه حائل شناسائی می نماید و یک دوره ممنوعیت حفاری و اکتشاف و استخراج ده ساله را مقرر می دارد. در طی این دوره طرفین فقط حق انجام مطالعات انفرادی یا متشرک دارند و در عین حال،تعهدی شکلی مبنی بر نیل به توافق در مورد توسعه میادین نفت و گاز به صورت مشترک برای طرفین وجود دارد. بنابراین طرفین باید جهت بهره برداری از میادین نفت و گاز درمنطقه حائل باز هم مذاکره کرده و یک موافقت نامه جدید توسعه مشترک یا یکی سازی منعقد نمایند. در صورت عدم توافق در طول مدت ده سال هریک از طرفین حق و اکتشاف و توسعه میادین در این منطقه را دارند. درواقع این سند از یک طرف عدم قطعیت در مالکیت میادین را از بین برده و از طرف دیگر یک وقفه ده ساله در جهت بهره برداری ایجاد کرده تا ترتیبات همکاری بین طرفین مقرر شود.
از دیدگاه حقوقدانان، خلیج مکزیک جزئی از اقیانوس اطلس می باشد و از طریق تنگه فلوریدا به اقیانوس و از طریق کانال یا کاتان به دریای کارائیب مرتبط است. بنابراین مقررات کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها در مورد آن کاربرد دارد و مصداق دریای نیمه بسته بوده و دارای وضعیتی مشابه خلیج فارس است. دولتهای کوبا و مکزیک در تقسیم مناطق دریای آن به قواعد این کنوانسیون تأسی جسته اند و از اینرو مقررات حقوق بین الملل عرفی منعکس در این کنوانسیون نیز بر آن قابل اعمال می باشد و نتیجه این امر آن است که هیچ یک از دولتهای ساحلی نمی تواند به صورت یک جانبه اقدام به منابع مشترک نفت وگاز موجود یا میادین قابل اکتشاف در آینده بنماید و حتی در صورت عدم توافق دولت آمریکا و مکزیک بعد از گذشت مدت ده ساله، بازهم دولت آمریکا نمی تواند به طور یک جانبه مبادرت به توسعه میادین فرامرزی آن کند. رویه قضایی بین المللی و رویه دولتها مؤید این امر بوده و در صورت ارتکاب چنین عملی به عنوان «عمل نادرست بین المللی» موجد مسئولیت است[۱۳۶۰].
برخی حقوقدانان دیگر معتقدند معاهده سال ۲۰۰۰ آمریکا و مکزیک دارای چارچوب حقوقی روشنی است و چنانچه دو طرف تا اول ژانویه سال ۲۰۱۱ نتوانند در مورد چگونگی بهره برداری از منابع مشترک به توافق برسند، هریک از آنها می توانند در محدوده خود مبادرت به بهره برداری کنند حتی اگر این میادین از مرز دریایی مشترک عبور کنند و دولت مکزیک جهت فراهم کردن چارچوب حقوقی لازم برای بهره برداری اشتراکی با آمریکا ،ناچار است مقررات داخلی خود را اصلاح نماید[۱۳۶۱].
با توجه به مجموع موافقت نامه های دو جانبه موجود در خلیج مکزیک و وضعیت جغرافیایی آن، می توان گفت که خلیج مکزیک طبق تعریف مقرر در ماده ۱۲۲ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها دریای نیمه بسته است و مقررات این کنوانسیون و قواعد عرفی حقوق دریاها در مورد آن کاربرد دارد. در این پهنه آبی مشکل تحدید حدود دریایی وجود ندارد و تمام کشورهای ساحلی آن مبادرت به تحدید حدود آن کرده اند. معاهده سال ۲۰۰۰ آمریکا و مکزیک از یک سو مسأله اختلاف حاکمیت دو کشور را در مورد بخش غربی مورد اختلاف دو کشور حل و فصل کرده و از سوی دیگر یک چارچوب کلی همکاری در عرصه بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز فراهم می کند. تعیین مدت ۱۰ ساله حاکی از تعهد منفی طرفین در بهره برداری یک جانبه از چنین میادینی، یکی از مؤلفه ها و عناصر قاعده عرفی همکاری است. اما از آنجا که جواز بهره برداری در منطقه حائل توسط طرفین پس از انقضای مدت مقرر در ماده مذکور مقید به رعایت شرایط این معاهده شده و از طرف دیگر دو دولت متعهد به تلاش در جهت نیل به توافق در بهره برداری مشترک از این میادین شده اند، می توان گفت روح کلی حاکم بر این معاهده روح همکاری است. در کنار آن، قاعده عرفی حقوق بین الملل مبنی بر همکاری، طرفین را ملزم به بهره برداری هماهنگ و توأم با توافق از این میادین می نماید. تردیدی وجود ندارد که در صورت بهره برداری یک جانبه هریک از طرفین در میادینی که مشترک بودن آنها به اثبات رسیده است، طرف مقابل مراتب اعتراض خود را اعلام خواهد کرد و این حاکی از لزوم همکاری و هماهنگی آنهاست. به سخن دیگر صرف جواز بهره برداری بعد از گذشت مدت ۱۰ ساله از مخازن موجود در مناطق اطراف خط مرزی، فی نفسه به معنی جواز بهره برداری یک جانبه از میادین فرامرزی نمی باشد. زیرا وجود یک میدان در این منطقه به خودی خود، به معنی مشترک بودن آن نمی باشد و بایستی بین این دو مؤلفه تفکیک قائل شد. بنابراین هر نوع بهره برداری از میادینی که مشترک بودن آنها به اثبات رسیده می بایست با توافق هر دو طرف صورت پذیرد و رویه دولتها در چنین حالتی یکی سازی این میادین است و این معنی حاصل نمی شود مگر آنکه مکزیک قوانین داخلی خود از جمله قانون اساسی خود را اصلاح نماید.این ضرورت در رابطه با تفاوتهای حقوق داخلی ناظر بر بهره برداری از منابع نفت وگاز در سایر مناطق از جمله خلیج فارس و دریای مازندران نیز صادق است. به طور کلی ،مطالعه سه منطقه خلیج فارس ،خلیج مکزیک ودریای مازندران از منظر میادین مشترک نفت وگاز، وجوه اشتراک و افتراق آنها را نمایان می سازد .با وجود تمام تفاوتها، نکته اصلی و مشترک در هر سه منطقه گرایش دولتها به همکاری است.
فصل چهارم : مطالعه تطبیقی بهره برداری ازمیادین مشترک نفت وگاز در سه منطقه خلیج فارس ،خلیج مکزیک ودریای مازندران
سه پهنه دریایی فوق دارای وجوه افتراق و اشتراکی هستند که به آن اشاره می شود
مبحث اول :وجوه اشتراک :
هرسه منطقه مذکور جزء مناطق نفت خیز جهان بوده و از این جهت دارای اهمیت هستند.تولید نفت در خلیج فارس ۶/۲۳میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۰۹ بود که معادل ۳۰درصد کل تولید نفت جهان است. خلیج فارس۵۵درصد ذخایر اثبات شده نفت و بیش از ۴۰ درصد ذخایر گاز جهان را در خود جای داده و سال ۲۰۰۷ روزانه ۱۷ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرده است[۱۳۶۲]. دریای مازندران نیز دارای ذخایر قابل توجه نفت وگاز می باشد. ذخایر اثبات شده نفت این دریا در سال ۲۰۰۵ معادل۴۷/۵میلیارد بشکه نفت و۲۷۵ تریلیون فوت مکعب گاز برآورد سده است . پیش بینی شده است تا پایان سال ۲۰۱۰ ،ذخایر گاز این دریا به ۴/۵ تریلیون فوت مکعب گاز برسد. مجموع ذخایر نفت وگاز دریای مازندران در سال ۲۰۱۰ معادل کل ذخایر نفت وگاز عربستان سعودی ارزیابی شده است[۱۳۶۳].
. خلیج فارس و خلیج مکزیک هر دو دریای نیمه بسته به مفهوم مصطلح در ماده ۱۲۲ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها هستند . زیرا خلیج فارس از طریق تنگه هرمز و خلیج مکزیک از طریق تنگه فلوریدا به دریای آزاد راه دارند. دریای مازندران نیز اگرچه به واسطه کانال مصنوعی ولگا – دن و دریای سیاه به دریای آزاد راه دارد ،اما اکثر کشورهای ساحلی به استثنای قزاقستان با استناد به مصنوعی بودن این کانال معتقد به صدق عنوان دریای نیمه بسته بر آن نیستند. بدیهی است که پذیرش ادعای قزاقستان موجب خواهد شد که هریک از دولنها بتواند در قالب قوانین داخلی خود به تخصیص مناطق دریایی خود بپردازد و فقط در مناطق محل تلاقی حاکمیت ،تحدید حدود صورت گیرد. به هر تقدیر هر سه عرصه آبی مذکور به طریقی به دریای آزاد متصل میشوند .در عین حال توصیف حقوقی دریای مازندران متمایز از دو حوزه دیگر است.
در خلیج مکزیک هر سه کشور در قالب قوانین داخلی خود ،به تخصیص مناطق دریایی خود پرداخته اند و مناطقی را با ذکر محدوه ومسافت به عنوان دریای سرزمینی ،منطقه انحصاری اقتصادی و فلات قاره اعلام کرده اند . مشابه این وضعیت در خلیج فارس نیز وجود دارد ؛ اگرچه هشت کشور ساحلی در قوانین داخلی خود این مناطق را تعریف کرده اند و محدوده ۱۲ مایلی دریای سرزمینی را به رسمیت شناخته اند، ولی به دلیل محدودیت عرض خلیج فارس ،در رابطه با فلات قاره و منطقه انحصاری اقتصادی ،محدوده این مناطق به شکل مسافت معین اعلام نشده است .تنها استثناء در این زمینه کشور عمان است که منطقه انحصاری لقتصادی خود را ۲۰۰مایل ذکر کرده واز این حیث کاملأشبیه مکزیک ،کوبا و ایالات متحده عمل کرده است.
در خلیج فارس و در پرتو موافقت نامه های تحدید حدود دریایی ،خط منصف به عنوان مبنای تحدید حدود پذیرفته شده و به دلیل کثرت تکرار آن در این موافقت نامه ها می توان آنرا قاعده عرفی در این خلیج دانست . مشابه این وضعیت در خلیج مکزیک نیز مشهود است ودر تمام موافقت نامه های ناظر بر تحدید حدود دریایی از این قاعده پیروی شده است. در دریای مازندران نیز با وجود اختلاف بر سر رژیم حقوقی آن ،در موافقت نامه های تقسیم بستر دریا که بین روسیه ،قزاقستان و آذربایجان تنظیم شده از این معیار با انجام اصلاحاتی استفاده شده است.
در خصوص ساز وکار های ناظر بر بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز ، درخلیج فارس ودر پرتو موافقت نامه های دو جانبه اصل هکاری به عنوان یک قاعده پذیرفته شده که تجلی آن بیشتر به شکل درج مخزن مشترک و توسعه مشترک میادین نفت وگاز است. در خلیج مکزیک نیز تنها رویه موجود حاکی از پذیرش اصل همکاری و منع اقدامات یک جانبه حداقل در یک محدوده مکانی وزمانی است. در دریای مازندران نیز در رویه سه دولت از پنج دولت ساحلی اصل همکاری در بهره برداری از این قبیل منابع پذیرفته شده و مدل توسعه مشترک جایگاه خود را تثبیت نموده است.
در حوزه خلیج فارس دو دولت یعنی ایران و امارات متحده عربی کنوانسیون ۱۹۸۲حقوق دریا ها را امضاء کرده ولی تصویب نکرده اند. در خلیج مکزیک نیز ایالات متحده آمریکا این کنوانسیون را امضاء نموده ولی به تصویب نرسانده است . سایر دولتهای ساحلی هر دو خلیج عضو کنوانسیون مذکور هستند .بنابراین وضعیت مشابهی بین ایران ،آمریکا و امارات متحده عربی در قبال تعهدات مندرج در کنوانسیون وجود دارد . سایر دولتهای مجاور این سه دولت نمی توانند در برابر آنها به مقررات این کنوانسیون استناد کنند ،مگر آنکه تعهد مورد استناد آنها واجد خصیصه عرفی باشد .البته طبق ماده ۱۸ کنوانسیون وین درباره حقوق معاهدات دولتهای غیر عضوی که معاهده را به شرط تصویب امضاء کرده اند ، نمی توانند اقدامی که مغایر موضوع وهدف معاهده است ، انجام دهند.
مکزیک و ایران از حیث حقوق حاکم بر بهره برداری از منابع نفت وگاز و نوع قرار دادهای نفتی دارای وضع مشابهی هستند .در هردو کشور طبق قانون اساسی ،منابع نفت وگاز ملی هستند و سرمایه گذاری خارجی در این عرصه دارای محدودیتهای شدیدی است که باعث غیر قابل انعطاف شدن سیستم قراردادی شده و بالقوه می تواند باعث عقب ماندگی در توسعه میادین بالاخص میادین مشترک نفت وگاز می شود . البته وجه تفاوت دو سیستم قرار دادی در این است که در ایران طبق مدل بیع متقابل ، سرمایه وسود سرمایه گذار از محل عواید پروژه باید پر داخت شود ،در حالیکه در مکزیک سیستم قراردادی مکزیک ، نوع قرارداد خدماتی است و پرداخت به پیمانکار الزامأ باید به صورت نقدی باشد.
مدل قرار دادی پذیرفته شده در دریای مازندران جهت توسعه میادین مشترک نفت وگاز ، مشارکت در سرمایه گذاری و مشارکت در تولید است .در عین حال ممنوعیتی در مورد سلیر مدلها در موافقت نامه های دوجانبه میان دولتها مشاهده نمی شود .رابطه بین شرکتها با دولتهای امتیاز دهنده را حقوق داخلی این دولتها تعیین می کند. ولی رابطه بین شرکتهای مجاز از سوی دو دولت جهت بهره برداری از میادین مشترک را ، قرارداد مشارکت در تولید ومشارکت در سرمایه گذاری که بین خود آنها تنظیم می شود ، تعریف می نماید. در خلیج فارس نیز رویه دولتهایی که مبادرت به توسعه اشتراکی میادین مشترک نفت وگاز کرده اند ، حاکی از این است که دو مدل مذکور در کنار قرار دادهای امتیاز ،موردقبول واقع شده است. در خلیج مکزیک نیز اگرچه حقوق آمریکا محدودیتی برای مدل مشارکت در تولید و مشارکت در سرمایه گذتاری و حتی اجاره [۱۳۶۴] ایجاد نمی کند ، در عین حال طبق قانون موسوم به Outer Continental Shelf Act در مناطق دریایی خلیج مکزیک ،ورای محدوده سه مایل ساحلی از خط مبدأ در یای سرزمینی ، بهره برداری از منابع نفت وگاز تحت اقتدار قضایی دو لت فدرال است که از طریق سیتم اجاره که نوعی حق الامتیاز است،مجوز بهره برداری صادر می شود.[۱۳۶۵]
علاوه بر موارد تشابه در سه عرصه مورد مطالعه تفاوتهایی نیز بین آنها وجود دارد.
مبحث دوم : وجوه افتراق
از نقطه نظر توصیف حقوقی تفاوتی بین خلیج فارس و خلیج مکزیک وجود ندارد زیرا هردو دریای نیمه بسته هستند .اما در مورد دریای مازندران وضع به کلی متفاوت است ؛این دریا از نظر جغرافیایی دریاچه محسوب می شود. مسائل حادث شده پیرامون دریای مازندران آن را دارای وضعیت منحصر به فردی کرده که سبب پیچیدگی مسائل حقوقی ناظر بر آن شده است . در یک دوره زمانی ، در عین عدم تحدید حدود دریایی، دو کشور ساحلی در قالب موافقت نامه های ۱۹۲۱و ۱۹۴۰ موضوعات مختلف مربوط به آن را حل وفصل می کردند. ولی با فروپاشی شوروی سابق و افزایش کشور های ساحلی به ۵ کشور ،مسائلی از قبیل جانشینی دولتها ، اصل احترام به ثبات مرزها ، نحوه بهره برداری از منابع بستر وزیر بستر دریا ، نحوه تقسیم دریا ،خطوط لوله انتقال نفت وگاز و قابلیت تسری کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریا ها ، سبب اختلاف موضع ورویه دولتهای ساحلی شده است. به نحوی که با گذشت دو دهه از شروع مذاکرات رژیم حقوقی دریای مازندران تاکنون توافقی میان دولتهای ساحلی حاصل نشده است. یکسان نبودن قواعد حق.قی حاکم بر دریا چه ها در کنار ناهمگونی سیاست خارجی دولتهای ساحلی باعث تششت آراء در این زمینه شده به گونهای که بایستی در صددتعریف قواعد حقوقی منحصر به فردی دراین زمینه بر آمد.رویه دولتهای دیگر در مواجهه با دریاچه ها نشانگر تنظیم قواعد حقوقی آنها بر مبنای توافق است. آنچه مسلم است رژیم حقوقی دریای مازندران نیز باید با توافق تعیین شود.اما هیچ دلیل موجه حقوقی مبنی بر بی اعتباری معاهدات میان ایران وشوروی که مبنای بسیاری از حقوق مکتسبه طرفین است ،وجود ندارد.بنابراین هر گونه اقدام در تعیین رژیم حقوقی این دریا بایستی با در نظر گرفتن این معاهدات باشد. در دریای مازندران با وجود آنکه اختلاف دولتهای ساحلی در مورد رژیم حقوقی دریای مازندران حل وفصل نشده وبا اینکه معاهدات منعقده میان ایران وشوروی در خصوص موضوعاتی چون ماهیگیری و دریانوردی حاکمیت برابر یا رژیم حقوقی مشاع را مقرر میدارد و این معاهدات همچنان معتبر ولازم الا جرا هستند، نحوه بهره برداری از منابع نفت وگاز این دریا و چارچوب حقوقی حاکم بر آن مبهم است . این ابهام عرصه را برای طرح تئوریهای مختلف باز نموده است. به سخن دیگر ،سکوت قواعد حقوقی موجود در روابط بین کشورهای ساحلی این دریا و اختلاف نظر در تحدید حدود دریایی باعث شده که سه دولت ساحلی شمالی با اتکاء به به منافع سیاسی وبا استفاده از ابزار دیپلماسی ،جهت حفظ منافع اقتصادی خود و بدون توجه به مواضع سایر دولتها ،در قالب موافقت نامه های دو جانبه بخش اعظم این دریا را تقسیم نمایند. این رویکرد به شکل تقسیم بستر دریا بر اساس خط میانه اصلاح شده و بهره برداری مشترک از آب محقق شده است. در مواردی که که منابع طبیعی از جمله میادین نفت و گاز از خط تقسیم بستر دریا عبور مینماید، قاعده پذیرفته شده توسط این سه کشور قاعده همکاری و رژیم توسعه مشترک است. به عبارت دیگر ، در پروتکل الحاقی به موافقت نامه روسیه و قزاقستان به صراحت رژیم توسعه مشترک در مورد چند میدان نفت وگاز پذیرفته شده است .در عین حال، در موافقت نامه های تنظیمی بین آذربایجان و این دو کشور به طور کلی نظریه همکاری و هماهنگی در بهره برداری از این میادین مورد قبول واقع شده است.در صورتی که ترکمنستان نیز به اردوگاه کشورهای طرفدا قاعده تقسیم بستر دریا بپیوندد، کشور تنها و متضرر ساحلی این دریا ایران خواهد بود. توجه به نوع روابط این کشورها و موقعیت ایران در میان این کشورها ،این نگرانی را دامن می زند . زیرا این احتمال وجود دارد که ترکمنستان و آذربایجان در آینده در مورد بهره برداری مشترک از میادین نفتی مورد اختلاف خود به توافق برسند و همزمان ایده تقسیم بستر دریا بر مبنای خط میانه را محقق سازند
در مقایسه بین خلیج فارس و خلیج مکزیک نیز تفاوتهایی وجود دارد ؛ از انجا که دولتهای ساحلی خلیج مکزیک تنها سه دولت می باشند ودولتهای ساحلی خلیج فارس هشت دولت هستند ،تعدد وتنوع رویه ها در خلیج فارس نسبت به خلیج مکزیک بیشتر است. در موافقت نامه های دو جانبه منعقده توسط کشورهای ساحلی خلیج فارس ،در برخورد با پدیده میادین مشترک نفت وگاز تنوع قابل توجهی وجود دارد. با وجود این، هسته اصلی و قدر متیقن تمام آنها ،لزوم همکاری و هماهنگی در بهره برداری از این میادین است. رژیم توسعه مشترک ،الگوی اصلی موجود در این منطقه است .این رژیم به دو شکل بهره برداری توسط دو کشور و بهره برداری توسط یک کشور از این گونه میادین طراحی شده است. علاوه بر آن ،درج شرط مخزن مشترک در موافقت نامه های تحدید حدود دریایی، متضمن روح کلی همکاری و حاوی یک تعهد سلبی مبنی بر اجتناب از حفاری انحرافی در محدوده دو طرف خط مرز دریایی و یک تعهد ایجابی یعنی هماهنگی در بهره برداری از این منابع یا یکی سازی آنهاست. بر خلاف خلیج فارس ، در خلیج مکزیک فقط در یک موافقت نامه دو جانبه که در سال ۲۰۰۰ بین آمریکا ومکزیک منعقد شده ،به موضوع میادین مشترک نفت وگاز پرداخته شده است .اساس این موافقت نامه نیز همکاری و هماهنگی بین دو کشور در بهره برداری از این میادین است.در عین حال که یک دوره زمانی ده ساله مبنی بر منع بهره برداری یک جانبه تعیین و یک منطقه در دو طرف خط مرز دریایی به عنوان منطقه ممنوعه تعریف شده است، بعد از گذشت ده سال در صورت عدم توافق در بهره برداری از میادین واقع در منطقه مذکور، هریک از طرفین میتوانند به طور یک جانبه از این میادین بهره برداری کنند.
در خلیج فارس مناطقی کماکان مورد اختلاف دولتها بوده وتحدید حدود دریایی در آن صورت نگرفته است که می توان به مناطق دریایی بین ایران وکویت ،ایران وعراق و ایران و امارات متحده عربی اشاره نمود.این وضعیت در خلیج مکزیک مشاهده نمی شود ؛ایالات متحده و مکزیک و مکزیک وکوبا در قالب موافقت نامه های تحدید حدود دریایی و کوبا وایالات متحده آمریکادر قالب موافقت نامه ساز وکار مو.قت مبادرت به تحدید حدود کرده اند.این موضوع باعث شده که رویارویی با موضوع میادین فرامرزی نفت وگاز به سهولت انجام شده وراه نبل به توافق هموار باشد.یکی از مسائل بغرنج در خلیج فارس ،وجود اختلاف بر سر حاکمیت بر جزایر است که یک نمونه آن بین ایران وامارات متحده عربی وجود دارد. با گذشت حدود چهل سال بر طرح ادعاهای امارات در مورد جزایر سه گانه تنب کوچک و بزرگ وابوموسی ،تاکنون توافقی جهت حل اختلاف حاصل نشده است .این در حالی است که میادین مهم نفت وگازچون ساسان – ابولبوکوش در این منطقه قرار دارند که به طور یک جانبه بهره برداری می شوند. به نظر میرسد با توجه به تقابل مواضع ومنافع طرفین امید چندانی در مورد توسعه مشترک این قبیل میادین وجود نداشته باشد.شاید یکی از علل اینکه این دو دولت تاکنون کنوانسیون .۱۹۸۲ حقوق دریاها را تصویب نکرده اند ،همین اختلاف بر جزایر باشد .زیرا در صورت تصویب ملزم به اجرای مقررات کنوانسیون در رابطه با تحدید حدود وآیینهای حل وفصل اختلافات خواهند شد.
در رابطه با بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز ،در خلیج مکزیک اولین موافقت نامه در سال ۲۰۰۰تنظیم شده که عمدتأ معطو ف به منع بهره برداری یک جانبه است و حتی در صورت توافق مکزیک و ایالت متحده در مورد توسعه اشتراکی ،مدل پیش بینی شده یکی سازی است . در حالی که در خلیج فارس این گونه ساز وکارها بیش از چهل سال قدمت دارد، به گونه ای که حتی آن چنانکه ذکر شد ، در آراء دیوان بین المللی دادگستری نیز به آنها استناد شده است. قدمت رویه ویکنواختی عملکرد دولتها در خلیج فارس به اندازه ای هست که اصل همکاری در بهره برداری مشترک از این منابع را قاعده عرفی تلقی کنیم. از سوی دیگر ، در خلیج فارس مدلهای مختلف نظیر توسعه مشترک در قالب جوینت وینچر،توسعه مشترک به وسیله یک دولت و یکی سازی مشهود است که تفصیل آنها در خلال مباحث گذشته ذکر شد.البته استثنای قاعده ایران است؛ در حالیکه موافقت نامه های دو جانبه میان ایران و قطر ،عربستان سعودی و عمان لزوم همکاری و طراحی ساز وکار یکی سازی را پیش بینی کرده است ، متأسفانه در میادین مشترک میان ایران واین کشورها هر دوطرف به طور یک جانبه بهره برداری می نمایند .طرفهای مقابل ایران در پرتو جذب سرمایه گذاری خارجی وتکنولوژی مناسب از نظر زمانی و کمیت برداشت وضعیت بسیار مطلوبتری از ایران دارند.درحالی که اصل یکپارچگی مخزن آنها را ملزم می کند که منافع طرف دیگر ذینفع در مخزن را نیز لحاظ کنند.
در مورد سهم طرفین در مواردی که بهره برداری اشتراکی صورت می گیردنیز اختلافاتی وجود دارد.در حالی که قاعده غالب در خلیج فارس ،تقسیم بالمناصفه است ودر دریای مازندران نیز این رویه با تفاوتهایی پذیرفته شده ،در خلیج مکزیک هنوز موافقت نامه ای در مورد میزان سهم طرفین منعقد نشده است . به نظر میرسد تعیین سهم طرفین در گرو انعقاد موافقت نامه یکی سازی خواهد بود.
توجه به عملکرد دولتها در سه منطقه مذکور تاییدی بر این فرضیه است که قاعده حقوقی موجود در بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز ،قاعده همکاری است .قاعدهای که شکل و حدود و ثغور آن با توافق دولتها تعیین می شود. .همچنین این رویه تاکیدی بر این فرضیه است که عدم توافق در تحدید حدود دریایی مانعی در راه بهره برداری مشترک ازاین میادین نیست.

نتیجه گیری:
نفت و گاز به عنوان مهمترین منابع انرژی نقش محوری در اقتصاد جهانی دارند .روند روبه رشد صنعتی شدن و تجدید نا پذیر بودن این منابع باعث شده که این دو عنصر در آینده نیز همچنان این نقش را حفظ نمایند.کاهش ذخایر نفت وگاز واقع در خشکی و پیشرفت تکنولوژی، موجب تمرکز بسیاری ازکشورها بر منابع واقع در فلات قاره شده است.گرچه حاکمیت دولتها بر منابع طبیعی واقع در فلات قاره امری بدیهی و پذیرفته شده است ،اما خاصیت سیال نفت وگاز در موارد بسیاری سبب عبور این منابع از مرزهای دریایی و درنتیجه تداخل حقوق حاکمه دو یا چند دولت می شود. از سوی دیگر، در بسیاری از مناطق جهان دولتها دارای اختلاف در تعریف مناطق دریایی بوده و به عبارتی تحدید حدود دریایی صورت نگرفته است . به تبع آن ،نحوه بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز در این مناطق و همچنین منابع نفت وگاز فرامرزی ممکن است موجب تشدید اختلافات شود.درنتیجه ،این سؤال مطرح می شود که رژیم حقوقی حاکم بر این موضوع چیست و خاستگاه آن کجاست؟این موضوع مدت مدیدی است که در ادبیات حقوقی جهان وارد شده است و در دوره ای در دستور کار کمیسیون حقوق بین الملل قرار گرفته است. هر چند کمیسیون حقوق بین الملل به دلیل ملاحظاتی از قبیل ماهیت ویژه وخاص این موضوع ،وجود ویژگیهای منحصر به فرد در هر مورد ،فقدان حساسیت جهانی ،پیچیدگی فنی مسائل نفت وگاز ،ارتباط با مسئله تحدید حدود دریایی،حساسیت سیاسی و… مطالعه این موضوع را از دستور کار خود خارج کرده است ،اما این به مفهوم فقدان قواعد حقوقی در این زمینه نیست.در ایران نیز پژوهشهای ارزنده و قابل توجهی در این زمینه انجام پذیرفته است . به اجمال می توان گفت که چارچوب کلی حقوقی این مسئله در حقوق بین الملل تثبیت شده اگرچه هنوز ابهامات زیادی وجود دارد و قواعد تفصیلی ناظر به بحث به روشنی آشکار نشده است. مطالعه موافقت نامه های میان دولتها، رویه قضایی ، دکترین ،اصول کلی حقوقی وقطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل متحدو رویه دولتها دولتها مبین یک قاعده عرفی کلی مبنی بر همکاری ،انجام مذاکره با حسن نیت و منع اقدام یک جانبه در صورت شکست مذاکرات است. همچنین،ازمطالعه برخی رویه ها می توان به تعهداتی نظیر مشاوره و تبادل اطلاعات ،همکاری های زیست محیطی و منع دولت ها از اقدامات مضر به منافع سایر دولت ها در محدوده حاکمیت خود ،رهنمون شد .لکن نظریه غالب علمای حقوق بین الملل همان قاعده کلی همکاری است. به سخن دیگر ، حاکمیت دولت ها بر منابع طبیعی خود در صورت تعارض با حاکمیت دولت های دیگر بر منابع خودشان ، اطلاق خود را از دست داده و به نفع قاعده همکاری تخصیص می خورد. البته اگر چه دو شکل اصلی قاعده همکاری در موافقت نامه های دو جانبه ،بکی سازی و توسعه مشترک هستند ، ولی قاعده مذکور به طور الزامی منجر به این دو شق نشده ودر نتیجه دلیلی بر عرفی شدن این دو گونه موجود نیست.
سه منطقه خلیج فارس، دریای مازندران خلیج مکزیک از منظر فوق مورد مطالعه قرار گرفت . نتیجه این بررسی آن است که از نظر تاریخی ، خلیج فارس یکی از مناطق پیشرو دراین زمینه است . قاعده عرفی همکاری در بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز در موافقت نامه های دو حانبه تنظیمی میان کشورهای ساحلی خلیج فارس پذیرفته شده است. این قاعده به صورت توسعه مشترک میادین نفت وگاز و درج شرط کلی مخزن مشترک در موافقت نامه های تحدید حدود دریایی متجلی شده است.اگرچه ایران دارای چندین میدان مشترک نفت وگاز با همسایگان خود در خلیج فارس می باشد و حداقل در چهار موافقت نامه دو جانبه تحدید حدود ایران با سایر کشورهای خلیج فارس ، تعهد به همکاری و هماهنگی د ر قالب شرط مخزن مشترک درج شده ، اما به استثنای موافقت نامه ایران وشارجه که مبین اعطای قدرت بهره برداری یک جانبه به شارجه به نفع ایران و این امیر نشین است ، تا کنون هیچگونه موافقت نامه دو جانبه توسعه مشترک یا یکی سازی بین ایران و سایر کشورها منعقد نگردیده است. شرایط بین المللی کشور،نا مناسب بودن قوانین داخلی جهت جذب سرمایه خارجی ،کمبود منابع مالی و استفاده کشورهای همسایه از تکنولوژی فاخر روز جهان سبب شده که این کشورهاچندین برابر ایران از این میادین بهره برداری نمایند. این درحالی است که در شرایطی دو کشور سهیم در میادین مشترک امکان بهره برداری از این میادین را داشته باشند و هردو به طور یک جانبه مبادرت به بهره برداری کنند ، قاعده ای در حقوق بین الملل وجود ندارد که به استناد به آن بتوان طرفی را که با تکیه بر تکنو لوژی برتر خود بهره برداری بیشتری می کند ،ملزم به توقف عملیات خود نمود. تنها تکیه گاه دراین موارد ،استناد به اصل لزوم حفظ یکپارگی مخزن است که بعید است بتوان خاستگاه عرفی برای آن در نظر گرفت . البته بهره برداری یک جانبه برخی از دولتهای ساحلی خلیج فارس از این میادین که بدون توجه به مفاد موافقت نامه های دو حانبه صورت گرفته، نقض تعهد آنها در این موافقت نامه ها مبنی بر مذاکره جهت حصول توافق و نقض قاعده عرفی همکاری است.
مطالعه رویه دولتها و موافقت نامه دو جانبه بکی سازی و توسعه مشترک مبین آن است که اغلب قراردادهای نفتی تنظیمی با شرکتهای سرمایه گذار در چارچوب این مدلها ،به صورت مشارکت در تولید یا مشارکت در سرمایه گذاری یا امتیاز و نظایر اینهاست.بنابراین قالب قراردادی نفت در حقوق داخلی ایران به لحاظ محدودیتهای ذاتی و عرضی موجود در آن ،با توسعه مشترک میادین مشترک متناسب نیست .زیرا توسعه مشترک و یکی سازی مستلزم مشارکت دو یا چند سرمایه گذار به میزان مورد توافق در محصول میدان بوده و مدت قرارداد تابع مدت بهره دهی میدان است .حال آنکه در بیع متقابل ، پیمانکار هیچ گونه مالکیت یا مشارکتی در میدان نداشته و مدت قرارداد نیز محدود بوده ودر مقابل خدمات وی ،سود واصل سرمایه اش از محل محصول میدان به نرخ روز پرداخت می گردد.بنابراین تنها راه موجود برای ایران مذاکره با دولتهای طرف معاهدات تحدید حدود جهت عملی شدن تعهد مبنی بر همکاری و یکی سازی و اصلاح قانون نفت یا تصویب قانون خاص در مورد بهره برداری از میادین مشترک است.
در حوزه دریای مازندران نیز موقعیت ایران در بهره برداری از میادین نفت و گاز مطلوب نیست. در حالی که ایران همواره خواستار تعویق فعالیتهای بهره برداری سایر کشور های ساحلی از این منابع تازمان تعیین رژیم حقوقی این دریا است،این اقدامات با شدت هر چه تمام به صورت یک جانبه و دو جانبه تداوم دارد. مطالعه موافقت نامه های دو جانبه تنظیمی توسط کشورهای ساحلی دریای مازندران در دهه اخیر مبین این حقیقت تلخ است که بخش اعظم بستر این دریا تحدید حدود شده که این اقدام درکمال بی توجهی به مواضع ایران و تا حد زیادی در سایه تغییر مواضع ناگهانی روسیه صورت پذیرفته است. منطق طرفداران نظریه تقسیم بستر دریا ،سکوت معاهدات ایران وشوروی در مورد منابع زیر بستر دریاست که البته تا حدودی درست است.در عین حال ،این سکوت به طور مطلق حق اقدام یک جانبه را به دولتهای ساحلی نمی دهد .زیرا گرچه حقوق بین الملل بر حق ذاتی کشورها در منابع طبیعی فلات قاره صحه می گذارد ،لکن در موارد تلاقی و تعارض این حق ، تحدید حدود دریایی ضرورت دارد .بنابراین بهره برداری یک جانبه از منابع نفت وگاز بدون توجه به حقوق سایر دولتها می تواند موجب محرومیت آنها از حقوقشان گردد. البته،مطالعه رویه دولتها در مناطق دیگر جهان حاکی از آن است که در موارد اختلاف در تحدید حدود دریایی،دولتهای ذینفع با توسل به اقدامات موقت وبدون خدشه به حقوق خود در تحدید حدود ،در قالب موافقت نامه های دو جانبه ،موجبات بهره برداری از منابع نفت وگاز در مناطق مورد اختلاف را فراهم کرده اند .
از آنجا که دریای مازندران از نظر جغرافیایی یک دریاچه بوده و در تعیین رژیم حقوقی آن باید مسائل متعددی ازجمله موضوع جانشینی دولت ها ومعاهدات سابق ایران وشوروی مد نظر قرار گیرد،می توان گفت که این دریا دارای وضعیت خاص است و حل تمام مسائل حقوقی آن نیز مستلزم رویکرد خاص می باشد. این رویکرد باید ضمن حفظ حقوق مکتسبه ایران در معاهدات مذکور ،سایر موضوعات مسکوت مانده را با توافق پنج کشور ساحلی حل وفصل نماید.کشورهای ساحلی لازم است ضمن ادامه مذاکرات در مورد رژیم حقوقی این دریا، با توجه به رویه کشورها در مناطق دیگر جهان،در جارچوب اقدامات موقت مبادرت به انعقاد موافقت نامه هایی جهت بهره برداری از میادین نفت وگاز مورد اختلاف نمایند. این رویه از سوی سه کشور روسیه ،آذربایجان و قزاقستان مورد توجه قرار گرفته است . زیرا در تمام موافقت نامه های تنظیم شده بین این سه کشور ،اعلام شده که انعقاد این موافقت نامه ها خللی در مواضع آنها در مذاکرات رژیم حقوقی این دریا وارد نمی کند.
یکی دیگر از مناطق مورد مطالعه در این رساله ،خلیج مکزیک است. منطقه ای با ذخایر قابل توجه نفت وگاز که کشورهای ساحلی آن از حیث نظام حقوقی بهره برداری از این منابع دارای تفاوتهای بنیادین هستند .ایالات متحده آمریکا دارای نظام مالکیت خصوصی بر منابع مذکور و کوبا ومکزیک دارای اقتصاد دولتی می باشند که متضمن حاکمیت انحصاری دولت بر این منابع است. خلیج مکزیک به واسطه راهیابی به دریای آزاد از طریق آبراههای طبیعی ، همانند خلیج فارس مصداق دریای نیمه بسته بوده ومشمول کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها و کنوانسون ۱۹۵۸ ژنو است . سه کشور ساحلی این خلیج در پرتو موافقت نامه های تحدید حدود ،مبادرت به تحدید حدود دریایی کرده اند .بنابراین ،بر خلاف دریای مازندران مشکل تحدید حدود دریایی وجود ندارد. تنها موافقت نامه مرتبط با میادین مشترک نفت و گاز در خلیج مکزیک ،موافقت نامه سال ۲۰۰۰ آمریکا وکوباست که با تعریف یک منطقه معین در دو طرف خط مرز دریایی بین دو کشور نوعی رژیم همکاری و هماهنگی را مقرر می دارد. بدین ترتیب که یک دوره ده ساله منع اقدام بهره برداری یک جانبه را تعیین کرده و در عین حال ، با گذشت این دوره ودر صورت عدم توافق آنها در بهره برداری از منابع واقع در منطقه مذکور ،هریک از آنها می تواند اقدام به اعطای مجوز به بهره بردان در این منطقه نماید. از دیدگاه کارشناسان ،تفاوت در نظام حقوقی قرار دادهای نفتی دو کشور و عدم تناسب سیستم قرارداردهای نفتی مکزیک ، مهمترین مانع در حصول توافق آنها در توسعه مشترک یا یکی سازی میادین مشترک نفت و گاز است.

فهرست منابع

نظر دهید »
پروژه های پژوهشی دانشگاه ها درباره شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر افزایش توان مالی ...
ارسال شده در 17 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

 

۵-۴ موانع و محدودیت ها تحقیق:
به طور کلی پژوهش های مربتبط با صنعت از پیچیدگی های خاصی برخوردار است و محدودیت های بسیاری را بر پژوهشگران در انجام پژوهش تحمیل می کند که برخی مربوط به خود پژوهش است و برخی مربوط به تحمیل شرایط محیطی که از جمله ی این محدودیت ها می توان به محدودیت های زمانی ،سیاسی ،انسانی،اقتصادی و اجتماعی در انجام پژوهش اشاره نمود
د پژوهش حاضر با توجه به بکار بردن تدابیری ،نظیر اطمینان از محرمانه یودن اطلاعاتآن و تشریح هدف پژوهش که صرفا جهت انجام کار پایان نامه کارشناسی ارشد است ،تلاش گردید مقاومت افراد برای پاسخگویی به سوالات کاهش داده شود
پایان نامه - مقاله - پروژه
اما با این وجود محدودیت هایی این پژوهش به شرح زیر است
عدم همکاری مشتاقانه برخی پرسش شوندگان و زمانبربودن پاسخگویی و جمع آوری پرسشنامه ها
عدم آشنایی یرخی از پرسش شوندگان با پرسشنامه مقایسات زوجی که باعث طولانی تر شدن زمان جمع آوری پرسشنامه ها شد
عدم همکاری پرسش شوندگان ،برای دادن اطلاعات مربوط به تامین کنندگان
۵-۵ پیشنهادات:
۵-۵-۱پیشنهادات تحقیق
با توجه به این که در میان تامین کنندگان ،یک تامین کننده خارجی به عنوان بهترین تامین کننده انتخاب شده است و تامین کنندگان خارجی نسبت به تامین کتتگان داخلی در رتبه بالاتری قرار دارند پیشنهاد می شود از نتایج این تحقیق ،در جهت بهبود وضعیت تامین کنندگان داخلی استفاده شود تا واردات مواد اولیه در این صنایع که بسیار هزینه بر است کاهش یابد .
با توجه به اینکه حداکثر استفاده از منابع و حداقل استفاده از ظرفیت از جمله زیر معیارهای مهم شناسایی شده است به تامین کنندگان داخلی پیشنهاد می شود به دو معیار ذکر شده توجه ویژه ای نمایند
۵-۵-۲پیشنهادات برای تحقیقات آتی:
تحقیق پیش رو به شناسایی و ارزیابی عوامل موثر بر افزایش توان مالی تامین کنندگان در صنایع شوینده می پردازد پیشنهاد می شود تامین کنندگان سایر صنایع نیز مورد بررسی قرار گیرند
پیشنهاد می شود در تحقیقات آتی به شناسایی و ارزیابی عوامل موثر بر افزایش توانایی پشتیبانی تامین کنندگان در صنایع شوینده پرداخته شود
پیشنهاد می شود در تحقیقات آتی امکانات و ساختارهای مدیریتی و تاثیر آن بر عملکرد تامین کنندگان نیز مورد بررسی قرار گیرد
منابع:
منابع فارسی:
احمدی ،محمد ؛بهزادیان ،مجید (۱۳۹۲)سرآمدی در مدیریت زنجیره تامین ،ناشر :آرنا چاپ اول ،۱۰۰ ص
آریا نژاد،میربهادرقلی؛صفاکیش ،محمد سعید(۱۳۸۸)تصمیم گیری چندمعیاره ،دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد با همکاری واحد تویسرکان ۵۱۰ ص
اسماعیل پور ،رضا ؛رمضانیان ،محمد رحیم ؛کاظم اف،فاروق(۱۳۸۸)ارائه مدل کنترل فرایند آماری فازی با روش مد فازی برای کنترل تعداد نقص های محصول ،مدیریت صنعتی شماره ۲،صص۱۸-۳
اسمی زاده،افشین(۱۳۹۱)بررسی و ارائه الگوی ارزیابی تامین کنندگان داخلی در زنجیره تامین کالای ستاد شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب ،پایان نامه کارشناسی ارشد ،دانشگاه علوم تحقیقات اهواز
امانی شور باریکی ،مهدی (۱۳۹۲)،بررسی و تعیین معیارهای انتخاب تامین کنندگان خارجی در زنجیره تامین کالای شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب با بهره گرفتن از فرایند تحلیل سلسله مراتبی ،پایان نامه کارشناسی ارشدمدیریت اجرایی دانشکده علوم تحقیقات خوزستان ،۱۳۴ ورق
دکتر امیری، مقصود ؛مهندس دارستانی فراهانی ، احمد(۱۳۹۲)،تصمیم گیری با معیاره چند گانه ،انتشارات دانشگاهی کیان ،۲۴۸ ورق
بابلی ،محبوبه(۱۳۸۸)،ارزیابی و رتبه بندی تامین کنندگان در فرایند تصمیم گیری خرید با بهره گرفتن از روش Fuzzy-AHP، پایان نامه کارشناسی ارشدمدیریت کسب و کار گروه علمی مدیریت M.B.A، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی،دانشگاه پیام نور مازندران (مرکز ساری)،۱۴۷ورق
پورسلیمان ،علی قلی؛شاهرودی ،کامبیز؛سلیمی ،اسماء(۱۳۸۹)،عملکرد زنجیره تامین صنایع پتروشیمی (تاثیر عوامل مکان یابی تولید عدم اطمینان زنجیره تامین و اقدامات ساخت و تولید )فصلنامه مدیریت صنعتی دانشکده علوم انسانی،دانشگاه آزاد اسلامی ،سال پنجم شماره۱۴ ،صفحه ۱ تا ۱۰
تقی زاده ،رسول؛فضلی،صفر(۱۳۹۰) روش اندازگیری عملکرد شرکت ها با بهره گرفتن از رویکرد ترکیبی آنالیز روابط خاکستری و تاپسیس فازی چشم انداز مدیریت صنعتی ،شماره ۲ ،صص ۱۲۵-۱۵۰
دکتر تیموری، ابراهیم ؛مهندس احمدی،مهدی(۱۳۸۸)مدیریت زنجیره تامین ،تهران دانشگاه علم و صنعت ،۴۴۰ ص
جعفر نژاد ،احمد و حیدری، احمد (۱۳۸۴)،استراتژی عملیات در محیط زنجیره تامین ،فصلنامه دانش مدیریت ،شماره ۷۰،صص۲۵۲-۲۵۹
دکتر جعفر نژاد ،احمد ؛دکتر مروتی شریف آبادی ،علی،اسدیان اردکانی ،فائزه (۱۳۹۲)،مباحث منتخب در مدیریت زنجیره تامین ،موسسه کتاب مهربان نشر بهار
جمالی ،غلامرضا ؛هاشمی ،مهدی (۱۳۹۰)،سنجش روابط بین عوامل موثر بر ریسک پروژه های فناوری اطلاعات در بانک ملت استان بوشهر با بهره گرفتن از تکنیک دیمتل فازی ،مدیریت فناوری اطلاعات ،دوره ۳ ،شماره ۹،صص۲۱-۴۰
جوانمرد ،حبیب اله(۱۳۸۲)ارائه راهکار انتخاب همکاری تجاری در شبکه تامین مواد و قطعات،پایان نامه دکترا مدیریت صنعتی ،دانشگاه آزاد اسلامی ،واحد علوم تحقیقات
جوانمرد،سید سعیده(۱۳۸۸)بررسی رابطه بین تعهد سازمانی کارکنان بدو ورود و بعد از ورود به سازمان ،تاثیر عوامل فردی و سازمانی بر تعهد و ارتباط آن با عملکرد در دانشگاه علوم پزشکی قزوین ،پایان نامه کارشناسی ارشد ،دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین
حاجی میرزا ،مهدی(۱۳۹۰)،شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر در عملکرد تامین کنندگان زنجیره تامین سبز(مطالعه موردی :صنعتی ایران خودرو)،کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی گرایش تولید و برنامه ریزی ،دانشکده مدیریت و حسابداری ،دانشگاه آزاد قزوین
خاتمی فیروز آبادی ،علی؛خداوردی ،روح اله(۱۳۹۱)انتخاب تامین کنندگان قطعات در صنعت خودروسازی با بهره گرفتن از روش سلسله مراتبی (AHP)، فصلنامه مدیریت توسعه و تحول ۹
خاکی،غلامرضا(۱۳۸۲) روش تحقیق با رویکردی به پایان نامه نویسی،تهران بازتاب،۴۳۰ ص
خراسانی ،امید (۱۳۸۹)ارزیابی و انتخاب تامین کنندگان در مدیریت زنجیره تامین در محیط عدم قطعیت (مطالعه موردی: صنایع دارویی کشور)،پایان نامه کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشکده فنی و مهندسی ،۱۱۹ ورق
خلیلی شورینی،سیاوش(۱۳۹۰) روش های پژوهش آمیخته (با تاکید بر بومی سازی )انتشارات آگاه ، یادواره کتاب،تهران چاپ اول
دانش شکیب ،معصومه (۱۳۸۸)به کارگیری و مقایسه تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره (FAHP- Topsis)&(AHP-Topsis) در رتبه بندی شرکت های بازار بورس تهران ،گروه مدیریت صنعتی دانشکده علوم اجتماعی ،دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)
رائی،مهرداد (۱۳۹۱)،مدلی جهت قیمت گذاری در زنجیره تامین چند محصولی براساس مطلوبیت مشتری و هزینه یابی بر مبنای فعالیت ها با توجه به ریسک در سود ،کارشناسی ارشد ،مدیریت صنعتی ،گرایش مالی ،دانشکده مدیریت ،دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی،۱۵۲ ورق
رضائیان،علی ؛شاهباز،ناصر؛مقبل باعرض،عباس ؛مشبکی، اصغر؛(۱۳۸۸) طراحی مدل تحول سازمانی در مدیریت هزینه مورد زنجیره تامین گروه صنعتی ایران خودرو ، فصلنامه مدرس علوم انسانی ،دوره ۱۳ ،شماره ۲ ، صفحه ۱۵۹ تا ۱۸۰
ریاضت ،حسنعلی(۱۳۸۹).چابکی در ارزیابی تامین کنندگان بر مبنای دانش سازمانی با بکارگیری AHP (به همراه مطالعه ی موردی بخش تدارکات شرکت فرودگاه های کشور)پایان نامه ی پایان نامه کارشناسی ارشدمدیریت فناوری اطلاعات ،دانشگاه پیام نور
زرین ماه، فرشته (۱۳۹۱)،پایان نامه ارزیابی عملکرد و رتبه بندی تامین کنندگان در مدیریت زنجیره تامین شرکت ملی نفت ایران با رویکرد کارت امتیازی متوازن با بهره گرفتن از تکنیکهای تصمیم گیری چند شاخصه AHP-TOPSIS و VIKOR (مورد کاوی در شرکت نفت مناطق مرکزی ایران)، کارشناسی ارشد، مدیریت صنعتی، گرایش تولید،دانشکده تحصیلات تکمیلی ،موسسه آموزش عالی کار قزوین
سرمد ،زهره؛بازرگان ،عباس و حجازی ،الهه (۱۳۹۰)روش های تحقیق در علوم رفتاری ،نشر آگه ،تهران ،چاپ ۲۲
سلطانی ،م.(۱۳۷۵)بررسی الگوی مدیریت تامین کنندگان مواد و قطعات در شرکت ایران خودروبه منظور ارائه الگوی بهبود یافته ،پایان نامه ارشد ،دانشگاه تربیت مدرس
سلیمانی شیری،غلامحسین (۱۳۸۸)،ارائه یک مدل تصمیم گیری چندمعیاره برای انتخاب بهترین تامین کنندگان در زنجیره تامین با تلفیق فرایند تحلیل سلسله مراتبی و برنامه ریزی آرمانی (مطالعه موردی :صنایع خودرو سازی )،فصلنامه مدیریت ،سال ششم ،شماره ۱۵

نظر دهید »
پایان نامه های انجام شده درباره تأثیر آسیب دیدگی میله سوخت بر روند پیشرفت حوادث ...
ارسال شده در 17 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

شکل ۴-۲) شبیه سازی میله سوخت درون قلب راکتور به کمک کد MCNP 56
شکل ۴-۳) نمایی از بالا ی قرص و ترک وارد برآن ۵۶
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار۴- ۱) شار نوترونی قرص سوخت در فاصله ۴/۰سانتی متری بدون ترک ۵۷
نمودار ۴-۲) شار نوترونی قرص سوخت در فاصله ۵ سانتی متری بدون ترک ۵۷
نمودار۴-۳) شار فوتونی قرص سوخت در فاصله ۴/۰ سانتی متری بدون ترک ۵۸
نمودار۴-۴) شار فوتونی قرص سوخت در فاصله ۵ سانتی متری بدون ترک ۵۸
نمودار ۴-۳-۱-۱) شار نوترونی قرص سوخت در فاصله ۴/۰ سانتی متری همراه با ترک ۵۹
نمودار ۴-۳-۱-۲) شار نوترونی قرص سوخت در فاصله ۵ سانتی متری همراه با ترک ۵۹
نمودار ۴-۳-۱-۳) شار فوتونی قرص سوخت در فاصله ۴/۰ سانتی متری همراه با ترک ۶۰
نمودار ۴-۳-۱-۴) شار فوتونی قرص سوخت در فاصله ۵ سانتی متری همراه با ترک ۶۰
نمودار ۴-۳-۲-۱) شار نوترونی در فاصله ۴/۰ سانتی متری همراه با ترک ۶۱
نمودار ۴-۳-۲-۲) شار نوترونی در فاصله ۵ سانتی متری همراه با ترک ۶۱
نمودار ۴-۳-۲-۳) شار فوتونی در فاصله ۴/۰ سانتی متری همراه با ترک ۶۲
نمودار ۴-۳-۲-۴) شار فوتونی در فاصله ۵ سانتی متری همراه با ترک ۶۲
نمودار ۴-۳-۳-۱) شار نوترونی در فاصله ۴/۰ سانتی متری همراه با ترک ۶۳
نمودار ۴-۳-۳-۲) شار نوترونی در فاصله ۵ سانتی متری همراه با ترک ۶۳
نمودار ۴-۳-۳-۳) شار فوتونی در فاصله ۴/۰ سانتی متری همراه با ترک ۶۴
نمودار ۴-۳-۳-۴) شار فوتونی در فاصله ۵ سانتی متری همراه با ترک ۶۴
نمودار ۴-۳-۴-۱) شار نوترونی در فاصله ۴/۰ سانتی متری همراه با ترک ۶۵
نمودار ۴-۳-۴-۲) شار نوترونی در فاصله ۵ سانتی متری همراه با ترک ۶۵
نمودار ۴-۳-۴-۳) شار فوتونی در فاصله ۴/۰ سانتی متری همراه با ترک ۶۶
نمودار ۴-۳-۴-۴) شار فوتونی در فاصله ۵ سانتی متری همراه با ترک ۶۶
نمودار ۴-۳-۵-۱) شار نوترونی در فاصله ۴/۰ سانتی متری همراه با ترک ۶۷
نمودار ۴-۳-۵-۲) شار نوترونی در فاصله ۵ سانتی متری همراه با ترک ۶۷
نمودار ۴-۳-۵-۳) شار فوتونی در فاصله ۰.۴ سانتی متری همراه با ترک ۶۸
نمودار ۴-۳-۵-۴) شار فوتونی در فاصله ۵ سانتی متری همراه با ترک ۶۸
نمودار ۴-۳-۶-۱) شار نوترونی در فاصله ۴/۰ سانتی متری همراه با ترک ۶۹
نمودار ۴-۳-۶-۲) شار نوترونی در فاصله ۵ سانتی متری همراه با ترک ۶۹
نمودار ۴-۳-۶-۳) شار فوتونی در فاصله ۴/۰ سانتی متری همراه با ترک ۷۰
نمودار ۴-۳-۶-۴) شار فوتونی در فاصله ۵ سانتی متری همراه با ترک ۷۰
نمودار ۴ -۵-۱-۱) شار نوترونی بر حسب انرژی در فواصل مختلف برای قرص سوخت بدون ترک ۷۳
پایان نامه - مقاله - پروژه
نمودار ۴ -۵-۱-۲) شار نوترونی برحسب انرژی در فواصل مختلف برای قرص سوخت با ترک ۷۴
نمودار ۴-۵-۱-۳) شار فوتونی بر حسب انرژی در فواصل مختلف برای قرص سوخت بدون ترک ۷۵
نمودار ۴-۵-۱-۴) شار فوتونی بر حسب انرژی فواصل مختلف قرص سوخت با ترک ( a ×۸ /۰×۱/۰ ) ۷۶
نمودار ۴-۵-۲-۱) شار خروجی نوترونی برحسب فاصله با ترک به ابعاد ( a ×۸ /۰×۱/۰ ) ۷۷
نمودار ۴-۵-۲-۲) شار خروجی نوترونی برحسب فاصله با ترک در مجتمع سوخت ( a ×۸ /۰×۱/۰ ) ۷۸
نمودار ۴- ۵-۲-۳) شار خروجی نوترونی برحسب فاصله در مجتمع سوخت به ابعاد ( a ×۸ /۰×۱/۰ ) ۷۹
نمودار ۴-۵-۲-۴) شار خروجی فوتونی برحسب فاصله با ترک به ابعاد ( a ×۸ /۰×۱/۰ ) ۸۰
نمودار ۴-۵-۲-۵) شار خروجی فوتونی برحسب فاصله در مجتمع سوخت با ترک ( a ×۸ /۰×۱/۰ ) ۸۱
نمودار ۴-۵-۲-۶) شار خروجی فوتونی برحسب فاصله در مجتمع سوخت با ترک ( a ×۸ /۰×۱/۰ ) ۸۲
چکیده
در روند حادثه های شدید (Severe Accident) قرص های سوخت دچار تورم شده و سپس باعث وارد کردن آسیب به غلاف سوخت و در نتیجه شکستگی غلاف می گردد. شکستگی غلاف باعث آسیب به میله ی سوخت مجاور و تغییر شار در ناحیه ی مورد نظر و میگردد.
در این تحقیق اثر تورم عناصر سوخت روی شارهای نوترون و گاما با بهره گرفتن از کدMCNP4C مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. برای این منظور ابتدا یک المان سوخت به شکل استوانه ای که حاوی سوخت UO2 با غنای ۵% ، طول ۴/۶۷ سانتی متر و شعاع ۱ سانتی متر است بعنوان هندسهء مسئله در نظر گرفته شده است. سپس یک ترک که ابعاد آن از محور مرکزی سوخت تا سطح خارجی سوخت گسترش می یابد ، روی قرص ایجاد می شود. پس از کامل کردن هندسهء شار نوترونی و شارگامایی برای فواصل مختلف یعنی ۱ ، ۲ ، ۳ ، ۵ ، ۲۰ و ۵۰ سانتی متری از محور مرکزی سوخت محاسبه شده است.
شار گاما و نوترون ، همچنین برای ترک هایی با ابعاد مختلف نیز محاسبه گردیده است . نتایج حاصل نشان می دهد که تغییرات شارهای گاما و نوترون برای فواصل ۵ سانتی متری و بیشتر تغییرات قابل ملاحظه ای را نشان می دهد.
کلمات کلیدی: قرص سوخت ، غلاف سوخت ، شار نوترون

فصل اول

 

کلیات

 

مقدمه

نظر دهید »
راهنمای نگارش پایان نامه درباره پایان نامه بهبود عملکرد سازمان ( شرکت آب و فاضلاب ...
ارسال شده در 17 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۳- مدیران پروژه‌ای به شدت نیازمند دریافت آموزش در زمینه‌های سبک رهبری، تیم‌سازی، ایجاد انگیزش، برنامه‌ریزی و مدیریت تعارض هستند.
۴- بهتر است عملکرد مدیران پروژه‌ای علاوه بر شاخص‌های مربوط به مشتری براساس شاخص‌های دیگری مانند توانایی آنها در رهبری، تیم‌سازی، ایجاد انگیزش، برنامه‌ریزی و مدیریت تعارض ارزیابی گردد.
۵- علاوه بر قابلیت‌های فردی عوامل محیطی مانند ساختار سازمانی، سبک رهبری و آب و هوا نیز بر عملکرد مدیران پروژه‌ای اثرگذار است.
۱۵-۲- چارچوب نظری تحقیق
سیستم های ارزیابی عملکرد به عنوان ابزاری جهت سنجش میزان دستیابی سازمان‌ها به اهداف و تعیین نقاط ضعف و قوت سازمانها جهت انجام اقدامات اصلاحی به منظور بهبود فرایندها از اهمیت فراوانی برای مدیریت سازمانها برخوردار است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
از این رو به نظر می رسد که با توجه به مأموریت اهداف بلند مدتی در سند چشم انداز شرکت آب و فاضلاب جنوب شرقی استان تهران، انتخاب و پیاده سازی یک الگوی مناسب ارزیابی عملکرد که متضمن بهبود مستمر عملکرد سازمان باشد ضروری و حائز اهمیت است.
برخی صاحب نظران به جای پیشنهاد کردن یک چارچوب نظری برای ارزیابی عملکرد، معیارهایی را برای طراحی سیستم ارزیابی عملکرد، ارائه کرده اند. آنچه که در این تحقیق از آن پیروی شده‌است و به عنوان الگو و چارچوب نظری در نظر گرفته شده‌است؛ ویژگی یا معیارهای۸ گانه شاخص‌های ارزیابی عملکرد می‌باشد که در فصل دوم به آنها پرداخته شد که بدین قرار هستند:
۱- شاخص ها می بایست مستقیما با استراتژی ها و اهداف سازمان مرتبط باشند.
۲- شاخص ها می بایست بتوانند جنبه های غیر مالی سازمان را ارزیابی کننند .
۳- هر شاخص می بایست قابلیت تغییر در شرایط مختلف را داشته باشد.
۴- شاخص باید قابل بکارگیری در واحدهای مختلف سازمان باشند.
۵- شاخص ها می بایست برای استفاده آسان باشند.
۶- در انتخاب شاخص ها می بایست از نظرات و دیدگاه های کارکنان و مدیران استفاده کنیم.
۷- شاخص ها می بایست بازخور سریع ایجاد کنند.
۸- شاخص ها می بایست قادر به ایجاد فرایند بهبود مستمر باشند.
این ۸ ویژگی به ۴ ویژگی: جامعیت، انعطاف پذیری، مقبولیت و قابلیت پیش‌بینی تقلیل داده شد. لازم به ذکر است که ۱۰ شاخص ارزیابی عملکرد فعلی شرکت آب و فاضلاب جنوب شرقی استان تهران که در این تحقیق مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند عبارتند از:
۱- شاخص بازده دارایی
۲- شاخص سود (زیان) ناخالص
۳- شاخص سود (زیان) عملیاتی
۴- شاخص بازده فروش
۵- شاخص بازده ارزش ویژه
۶- شاخص اثربخشی نیروی انسانی
۷- شاخص بهره‌وری نیروی انسانی
۸- شاخص رشد بازار
۹- شاخص ارزش افزوده
۱۰-شاخص بازده سرمایه در گردش
بنابراین ارزیابی عملکرد شرکت آب و فاضلاب جنوبشرقی استان تهران بر اساس معیار های فوق که همگی جنبه های مالی و کمی سازمان را مورد ارزیابی قرار میدهند مدل مناسبی به نظر نمی رسد . بدین تر تیب محقق ترجیح داد که بنابر چهار ویژگی قابل توجه در ارزیابی عملکرد سازمانها، شاخصهای به کار رفته در این شرکت را مورد تحلیل قرار دهد. این چهار ویژگی عبارتند از:
۱-جامعیت
۲-انعطاف پذیری
۳-مقبولیت سازمانی
۴-قابلیت پیش بینی
به این منظور، پرسشنامه ای با هشتاد سوال طراحی شد و در آن از مدیران سازمان در تمامی بخشها سوال شد که تا چه حد شاخصهای به کار رفته در سازمان را از نظر ویژگیهای مذکور مناسب سازمان می دانند
باتوجه به اهداف و ماموریت سازمان و با عنایت به ادبیات موضوعی تحقیق در خصوص مدلهای ارزیابی عملکرد و پرداختن به نقاط ضعف و قوت آنها به نظر میرسد مدل بهبود یافته کارت امتیازی متوازن که برای سازمانهای دولتی و غیر انتفاعی طراحی گردیده است مدل مناسبی به نظر می رسد و در چارچوب این مدل و مولفه های ۴ گانه آن ( یادگیری و رشد، فرایند های داخلی ، مالی و رضایت مشتری) شاخص هایی برای ارزیابی عملکرد شرکت آب و فاضلاب جنوبشرقی استان تهران پیشنهاد گردیده است.
تحقیق به منظور دستیابی به پاسخ مسئله خود حدسیاتی را مطرح کرد و آنها را در قالب فرضیات زیر مورد آزمون قرار داد:
الف – شاخص‌های ارزیابی عملکرد شرکت آب و فاضلاب جنوب شرقی استان تهران جامعیت لازم را ندارند.
ب – شاخص‌های ارزیابی عملکرد شرکت آب و فاضلاب جنوب شرقی استان تهران دارای ویژگی انعطاف پذیری نیستند.
ج- شاخص‌های ارزیابی عملکرد شرکت آب و فاضلاب جنوب شرقی استان تهران دارای مقبولیت سازمان نیستند.
د- شاخص‌های ارزیابی عملکرد شرکت آب و فاضلاب جنوب شرقی استان تهران قابلیت پیش‌بینی ندارند
.
فرضیه (الف) شامل ویژگیهای ۱؛ ۲ ، فرضیه (ب) شامل ویژگیهای ۳و ۴، فرضیه (ج) شامل ویژگیهای ۵و ۶و فرضیه (د) شامل ویژگیهای ۷ و ۸ از ویژگیهای ۸ گانه می باشد.
فصل سوم
متدولــوژی تحقیق
مقدمه
هدف از انتخاب روش تحقیق آن است که پژوهشگر مشخص نماید که چه شیوه یا روشی را اتخاذ نماید تا او را هر چه دقیق‌تر و آسان‌تر به پاسخ‌های احتمالی برساند. روش تحقیق، بستگی به اهداف، ماهیت موضوع، امکانات و منابع دارد.(سرمد و همکاران۱۳۷۴،۹)
در این فصل به بررسی روش تحقیق بکار رفته در این پژوهش می‌پردازیم. این فصل شامل تشریح روش و طرح تحقیق، ابزار اندازه‌گیری، اعتبار و روایی پرسشنامه، تعریف جامعه آماری، تعیین نمونه و روش نمونه‌گیری، آزمون‌های آماری مورد استفاده و نرم‌افزار آماری است که برای تجزیه و تحلیل داده‌ها به کار رفته است.
۱-۳- نوع تحقیق
از نظر دسته‌بندی تحقیقات بر حسب هدف، می‌توان این تحقیق را یک تحقیق کاربردی محسوب کرد(ماهوترا،۳۶،۱۹۹۹ )زیرا با بهره گرفتن از یک الگوی نظری به ارتباط ویژگی‌ شاخص‌های ارزیابی می‌پردازد و می‌تواند به منظور کاربرد دانش مدیریت، در زمینه بکارگیری الگوهای ارزیابی عملکرد قابل استفاده در شرکت آب و فاضلاب مورد استفاده قرار گیرد. از نظر دسته‌بندی تحقیقات بر اساس مکان نیز می‌توان تحقیق را شامل مطالعات میدانی دانست که در میان مدیران صف و ستاد به صورت میدانی به گردآوری اطلاعات خواهیم پرداخت. (سرمد و همکاران۱۳۷۴،۲۹)
از نظر دسته‌بندی تحقیقات بر حسب نحوه گردآوری داده‌ها (روش تحقیق) می‌توان آن را تحقیقی توصیفی دانست که از نوع پیمایشی بوده، “به توصیف ویژگی‌های جامعه آماری شامل ماهیت شرایط، رابطه و چگونگی ارتباط بین آنها” می‌پردازد)کوپرو شیندلر،۹۴،۲۰۰۳)
۲-۳- ابزار اندازه گیری
در این پژوهش، ابزاری که با آن به سنجش و اندازه‌گیری ویژگی‌ها و تاثیرات مورد نظر پرداخته‌ایم، پرسشنامه است که بین واحدهای نمونه توزیع می‌شود. “پرسشنامه یکی از ابزارهای رایج تحقیق و روشی مستقیم جهت کسب داده‌های تحقیق است. پرسشنامه، مجموعه‌ای از سؤالات است که پاسخ دهنده با ملاحظه آنها پاسخ لازم را ارائه می‌دهد".(سرمد و همکاران،۳۷،۱۳۷۴) سؤالات ممکن است جواب را در میان انتخابهایی که برای پاسخ دهنده فراهم می‌کنند، تعیین کرده باشند (پرسشنامه بسته)، یا ممکن است پاسخ دهنده را در ارائه جواب آزاد بگذارند (پرسشنامه باز). در مجموع پاسخ‌های داده شده توسط مدیران، تشکیل دهنده داده های مورد نیاز پژوهشگر است.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 71
  • 72
  • 73
  • ...
  • 74
  • ...
  • 75
  • 76
  • 77
  • ...
  • 78
  • ...
  • 79
  • 80
  • 81
  • ...
  • 223

نام آوران دانش - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

 ساخت بک لینک
 درآمد محتوای ویدیویی
 کپشن اینستاگرام هوش مصنوعی
 فروش لوگو برند
 ابهام رابطه خطرناک
 زبان چشم‌ها
 محتوا جذاب
 ویژگی شوهر ایده‌آل
 مرغ مینا نگهداری
 سگ‌های روسی
 پس از خیانت مردان
 موفقیت اینستاگرام
 روتوایلر راهنما
 تدریس زبان برنامه‌نویسی
 تبلیغات وبسایت
 درآمد تدریس زبان
 تونل بازی گربه
 سئو موبایل
 برنامه غذایی سگ
 حفظ احساسات رابطه
 جلوگیری فاصله عاطفی
 درمان سرماخوردگی عروس هلندی
 تهیه محتوای همیشه سبز
 تبلیغات پادکست
 حفظ شور رابطه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

آخرین مطالب

  • هشدار ضرر حتمی برای رعایت نکردن این نکات درباره آرایش برای دختران
  • ✅ راهکارهای اساسی میکاپ
  • ⭐ مواردی که کاش درباره آرایش دخترانه می دانستم
  • نکته های کلیدی و ضروری درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ترفندهای کلیدی و اساسی درباره آرایش برای دختران (آپدیت شده✅)
  • ⛔ هشدار!  رعایت نکردن این نکات درباره آرایش دخترانه مساوی با خسارت
  • " دانلود پروژه و پایان نامه | ۲-۴-گردشگری در طبیعت (طبیعت گردی) – 2 "
  • " تحقیق-پروژه و پایان نامه – ۲-۸- دیدگاه گامون و رابینسون(۱۹۹۷) در مورد گردشگری ورزشی – 7 "
  • " فایل های مقالات و پروژه ها | ۱-۱-۵٫ سوابق پژوهش – 1 "
  • " دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – گفتار نخست : گونه های دخالت دولت در عرصه ی فرهنگ – 8 "
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان