نام آوران دانش - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود مطالب پایان نامه ها در رابطه با چالش ها یران و شورا- فایل ۸
ارسال شده در 17 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در مطالعه سیستم اقتصادی منطقه خلیج فارس، نشان دهنده این است که یکی دیگر از عوامل واگرایی در بین اعضای آن مکمل نبودن اقتصاد منطقه می‌باشد.
۲-۴-برنامه هسته‌ای ایران
کشورهای حوزه خلیج فارس دیدگاه منفی و بدبینانه‌ای نسبت به برنامه هسته‌ای ایران دارند. این دیدگاه در برگیرنده بی‌اعتمادی کامل و سوء ظن می‌باشد. این گروه عوامل نظامی ـ امنیتی، سیاسی و اقتصادی و زیست محیطی را برای مخالفت با برنامه هسته‌ای ایران ذکر می‌کنند. از نظر راهبردی آنان استدلال می‌کنند که برنامه‌اتمی ایران ماهیتی نظامی دارد، بنابراین با توجه به ماهیت نظامی با آن برخورد می‌کنند و آنرا تهدید امنیتی نظامی برای جهان عرب تلقی می‌کنند.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
در نتیجه برنامه هسته‌ای ایران به صورت اهرم فشار علیه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس می‌دانند، که تهدیدی علیه این کشورهاست(دهقانی، فیروزآبادی، ۱۳۸۹: ۶۳).
رویکرد شورای همکاری خلیج‌فارس به برنامه هسته‌ای ایران از زمان برجستگی این برنامه تاکنون از عوامل مختلفی چون تحولات منطقه‌ای، سیاست قدرت‌های فرامنطقه‌ای، چگونگی روند پیشرفت برنامه هسته‌ای و عوامل محدودیت‌زای درون این شورا و اعضای آن متأثر بوده است. براین اساس، هرچند اشکال بروز و ظهور این رویکرد دچار تغییر شده است، اما محورهای اصلی رویکرد کشورهای خلیج‌فارس در قبال برنامه هسته‌ای ایران ثابت و مداوم بوده است. مسئله هسته‌ای ایران از سال‌های ۲۰۰۳ ـ ۲۰۰۲، با گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و حساسیت‌ها و واکنش‌های قدرت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی، به مسئله‌ای بین‌المللی تبدیل شد. در چند سال نخست، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و اتحادیه اروپا با نمایندگی سه کشور آلمان، فرانسه و انگلستان بیشترین فعالیت را برای حل و فصل مسئله هسته‌ای ایران داشتند. در این دوره شورای همکاری دارای نقشی فعالانه و تأثیرگذار در قبال این مسئله نبود. این امر از یکسو از سایر تحولات منطقه‌ای متأثر بوده و از سوی دیگر به نگاه کشورهای خلیج‌فارس به نقش‌آفرینی بازیگران و سازمان‌های بین‌المللی مربوط بود.
حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، سقوط رژیم بعثی و شکل‌گیری ساختار جدید قدرت در این کشور، شکل‌بندی قدرت در منطقه را دگرگون کرد و کشورهای خلیج‌فارس را با تحولات جدیدی مواجه ساخت. تحولات عراق بخش اعظم توجه دولت‌های منطقه را به خود جلب کرد و با توجه به تغییرات اساسی در عراق، روند متغیر و سریع تحولات، تأثیرگذاری و منفعت بازیگران مختلف در این روند، کشورهای خلیج‌فارس با نوعی ابهام و آشفتگی درخصوص این تحولات مواجه بودند. در این دوره، تحولات عراق در مقایسه با برنامه هسته‌ای ایران می‌توانست اثرات فوری‌‌تری را بر امنیت و منافع این کشورها داشته باشد. از سویی دیگر تحولات مذکور در ترسیم ترتیبات قدرت و امنیت منطقه در آینده، بسیار تأثیرگذار بود. بر این اساس بود که شورای همکاری رویکردی فعال و آشکار در قبال برنامه هسته‌ای ایران ایفا نمی‌کرد.
عامل تأثیرگذار دیگر درخصوص رویکرد غیرفعال و مبهم شورای همکاری در قبال برنامه هسته‌ای ایران، در ابتدا راهبرد چندسطحی آن تلقی می‌شود. راهبرد کشورهای شورا تا حدود سال ۲۰۰۵، براساس کنار گذاشتن بحث هسته‌ای ایران از مناظرات فضای عمومی جامعه، جلوگیری از ایجاد تنش و خصومت در روابط با ایران، به عنوان همسایه‌ای قدرتمند، و تکیه بر دیپلماسی اتحادیه اروپا و نیروهای نظامی آمریکا برای مهار ایران قرار داشت. این راهبرد چند سطحی ازسوی بسیاری به‌عنوان رویکردی مزدورانه مورد انتقاد قرار گرفت، رویکردی که مشخصه روابط بین کشورهای عربی خلیج‌فارس و ایران تلقی می‌شود. برخی بر این باورند که این رویکرد، شیوه‌ای منفعت‌جویانه در پیشبرد روابط با قوی‌ترین قدرت منطقه‌ای است و نسبت به بسیاری از چارچوب‌‌های امنیت جمعی آرمانگرایانه پیشنهادی و سیاست تقابل‌جویانه نومحافظه‌کاران آمریکایی، رویکردی عملگرایانه‌تر محسوب می‌شودHokayem, 2006: 4)).
درخصوص نگرانی سران کشورهای خلیج‌فارس در قبال برنامه هسته‌ای ایران، شک و تردید چندانی وجود ندارد. به‌رغم تلاش‌های دیپلماتیک دایمی ایران، برای متقاعد ساختن سران کشورهای سازمان شورای همکاری خلیج‌فارس، نسبت به صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای و تهدیدآمیز نبودن آن، مقامات عربی هنوز با ابهام و تردید در این خصوص می‌نگرند و گزارش‌هایی مانند گزارش جامعه اطلاعاتی آمریکا بر پیچیدگی مسئله هسته‌ای ایران از منظر سران شورای همکاری افزوده است. فارغ از نظامی یا غیرنظامی بودن برنامه هسته‌‌ای ایران، دغدغه اصلی دولت‌های خلیج‌فارس به پیامدهای پیشرفت ایران در برنامه هسته‌ای، در ابعاد غیرنظامی، برای توازن قدرت منطقه‌ای مربوط است. با توجه به قابلیت تبدیل برنامه هسته‌‌ای غیرنظامی به نظامی، نگرانی سران عرب کاهش قدرت تأثیرگذاری و نقش‌آفرینی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌ فارس در عرصه منطقه‌ای، به دلیل افزایش فاصله خود با اسرائیل و ایران در عرصه تکنولوژیک و یا نظامی است. براین اساس این دولت‌ها با توجه به حجم محدود قدرت خود، رویکرد اصلی خود را بر استفاده از بازیگران و سازمان‌های بین‌المللی در جهت جلوگیری از پیشرفت هسته‌ای ایران قرار داده‌اند.
به‌رغم تردید اندک مقامات خلیج‌فارس در جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران، نگاه نخبگان علمی و محافل پژوهشی این کشورها در این خصوص، اغلب دوگانه بوده است. از یک طرف آنان تمایل دارند که با توجه به سیاست‌های سلطه‌طلبانه اسرائیل در منطقه و اقدامات آن کشور در مورد مسئله فلسطین، جمهوری اسلامی ایران بتواند به نوعی بازدارندگی اتمی در مقابل اسرائیل نایل آید و با اقدامات تاکتیکی و استراتژیکی خود سلاح هسته‌ای را در آموزه دفاعی ایران وارد نماید، و از طرف دیگر معتقدند با توجه به وزن سیاسی، اقتصادی، جمعیتی و جغرافیای سیاسی، برنامه اتمی و موشکی ایران، در صورت گسترش برنامه هسته‌ای آن، این خطر وجود دارد که ایران به طور کامل بر دولت‌های خلیج‌فارس سیطره پیدا کند(امامی، ۱۳۸۴: ۵۸۸و۵۸۷)
نگاه دیگری نیز در کشورهای خلیج‌فارس نسبت به برنامه هسته‌ای ایران وجود دارد که از نگاه مقامات دولتی متفاوت است. این نگاه فشارهای غرب برای توقف برنامه هسته‌ای ایران را به‌عنوان شیوه و شکل جدیدی از سلطه غرب بر کشورهای منطقه تلقی می‌کند و معتقد است که پیشرفت هسته‌ای ایران می‌تواند برای حرکت کشورهای عربی به سوی هسته‌ای شدن راهگشا و مؤثر باشد. پیچیدگی مسئله هسته‌‌ای ایران و هدایت دیپلماسی عمومی، بسیاری را در جهان عرب متقاعد ساخته است که تلاش‌های غرب در جهت کنترل هر قدرت در حال ظهور است و به عنوان بحرانی در ابعاد جهانی تلقی نمی‌شود. بسیاری از اعراب خلیج‌فارس به ویژه در سطح توده‌ها، با دیدن اینکه یک کشور اسلامی، هرچند غیرعرب، تکنولوژی هسته‌ای خود را توسعه می‌دهد و ایالات متحده را در صحنه جهانی به چالش می‌کشد، احساس غرور می‌کنند. با توجه به سیاست خارجی دولت آمریکا، این احساس مشترک وجود دارد که دکترین مبارزه با اشاعه، تنها ابزار دیگری از امپریالیسم غربی و آمریکا است.
با وجود تأثیر محدودکنندگی افکار عمومی بر سیاست سران کشورهای خلیج ‌فارس در قبال برنامه هسته‌ای ایران و اتخاذ مواضع مخالفت‌آمیز صریح در این مورد، محوری بودن منطق توازن قوا در نگاه دولتمردان، به اظهار نگرانی آنها درخصوص مسئله هسته‌ای ایران منجر شد. این اظهار نگرانی از سال ۲۰۰۵، به تدریج شکل جدی‌تری به خود گرفت و سرانجام به دیپلماسی فعالانه‌تر شورای همکاری در قبال برنامه هسته‌ای ایران در سال‌های بعدی منتهی شد. با این حال محورهای اصلی راهبرد کشورهای شورا در قبال مسئله هسته‌ای ایران یعنی تکیه به دیپلماسی و اعمال فشارهای بازیگران و سازمان‌های فرامنطقه‌ای، اتکاء به توانایی نظامی ـ امنیتی آمریکا در منطقه، جلوگیری از گسترش دامنه تخاصم و تنش با ایران و در نهایت جلوگیری از پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران، همچنان تداوم دارد.
در ژانویه ۲۰۰۵، عبدالرحمان عطیه، دبیرکل شورای همکاری خلیج‌فارس عنوان کرد: «عربستان سعودی و سایر کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس هیچ‌گونه توجیهی برای اینگونه فعالیت هسته‌ای که خطرات بزرگی را برای تمام مردم خلیج فارس ایجاد می‌کند، پیدا نمی‌کنند». بعد از آن نیز شخصیت‌های مهمی مانند وزیر خارجه عربستان سعودی، سعود الفیصل و سفیر عربستان در آمریکا، ترکی فیصل، اینگونه سخنان را تکرار کردند. سعود الفصیل به «فاجعه بالقوه» در ادامه رویکرد ایران اشاره کرد و ترکی فیصل نیز از عدم انعطاف‌پذیری ایران در مسئله هسته‌ای انتقاد کرد. دبیرکل سابق شورای همکاری خلیج‌فارس، عبدالله بشارت نیز عنوان کرد: «برنامه هسته‌ای ایران توازن قدرت را به صورت کامل تغییر می‌دهد و ایران را به قدرت برتر منطقه تبدیل می‌کند و این مسئله در تصمیمات آن کشور تأثیرگذار خواهد بود. موضع شورای همکاری خلیج[فارس] باید یکپارچه، قوی و روشن باشد(Hokayem,2006:4).
هرچند اینگونه اظهارات صریح مقامات عربی خلیج‌فارس و نقد سیاست هسته‌ای ایران با سخنانی متعادل‌تر و حتی در حمایت از برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران نیز همراه بوده است، اما تمام اینها نشانگر راهبرد چندسطحی این دولت‌ها است که محور اصلی آن جلوگیری از پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران محسوب می‌شود. اظهار نگرانی از خطرات زیست محیطی برنامه هسته‌ای ایران، به ویژه نیروگاه‌ هسته‌ای بوشهر، ازجمله پوشش‌هایی است که سران خلیج‌فارس از آن برای انتقال پیام‌ها و مواضع خود استفاده می‌کنند. نکته دیگر، تأکید آنها بر نقش‌آفرینی بیشتر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تحولاتی اتمی جهان و تقویت پیمان NPT است که به صورت غیرمستقیم، کنترل بیشتر برنامه هسته‌ای ایران را مدنظر دارد.
با وجود نگرانی مقامات خلیج‌ فارس از پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران و تلاش برای متوقف ساختن آن با ابزارهای منطقه‌ای و بین‌المللی، در جهت جلوگیری از برهم خوردن توازن قوای منطقه‌ای به نفع ایران، این مسئله به مفهوم موافقت آنها با اتخاذ هرگونه رویکردی ازجمله گزینه نظامی در برابر این کشور نیست. مخالفت دولت‌های خلیج ‌فارس با درپیش گرفتن گزینه نظامی از سوی آمریکا و اسرائیل برای توقف برنامه هسته‌ای ایران، از نگرانی‌های این دولت‌ها در پیامدهای خطرناک هرگونه اقدام نظامی برای امنیت و ثبات منطقه‌ای است. با توجه به شکنندگی امنیتی رژیم‌های خلیج‌فارس، هرگونه اقدام نظامی می‌تواند به گسترش بحران در سطح منطقه و تهدید امنیت و منافع این رژیم‌ها منجر شود؛ بر این اساس است که آنها خواستار بکارگیری رویکردهای مسالمت‌آ‌میز و دیپلماتیک و یا در صورت لزوم اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی در برابر برنامه هسته‌ای ایران هستند.
یکی دیگر از عوامل مخالفت کشورهای عربی خلیج‌فارس با اقدام نظامی، تفاوت نگاه آنها به امنیت و نظم منطقه‌ای در خاورمیانه، نسبت به آمریکا است. در حالیکه دولت‌ آمریکا خواستار انزوای کامل ایران در منطقه و اعمال حداکثر فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه آن و حتی اتخاذ گزینه‌ نظامی در صورت لزوم است، رژیم‌های عربی خواستار رویکردی تقابلی و انزوای کامل آن نیستند. این کشورها به دلیل موقعیت ژئوپولیتیک، مجاورت جغرافیایی و سطحی از روابط سیاسی و اقتصادی با ایران، و از سوی دیگر پیوندهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی عمیق با آمریکا، راهبردی پیچیده و چندسطحی در قبال ایران دارند که هدف آن گسترش بیش از حد خصومت‌ها و تنش‌ها با ایران است.
محور اصلی سیاست‌های آمریکا درخصوص ایران، تغییر رفتار یا تغییر رژیم به نحوی است که ایران از بازیگری مخالف آمریکا در خاورمیانه به بازیگری معتدل یا متحد آمریکا تبدیل شود. اما این مسئله برای کشورهای خلیج‌فارس گزینه مطلوبی محسوب نمی‌شود، چراکه هرگونه بهبود روابط ایران و ‌آمریکا به کاهش جایگاه این کشورها در سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا و تنزل قدرت مانور آنها در مسائل منطقه می‌شود. براین اساس، تداوم خصومت و تنش در روابط ایران و غرب به همراه جلوگیری از پیشرفت توانایی هسته‌ای و نفوذ منطقه‌ای ایران، برای این رژیم‌ها مطلوب به نظر می‌رسد. اما اعمال فشار و اقدام علیه ایران نباید به نحوی باشد که واکنش‌های تند ایران و تهدید امنیت و منافع این کشورها را در پی داشته باشد. دولتهای این منطقه بر این اعتقادند که در صورت هسته‌ای شدن ایران تهدیدات منطقه‌ای ایجاب می‌کند که آن‌ها نیز در مسیر هسته‌ای شدن گام بردارند. مقامات عربستان بر این اعتقادند که هسته‌ای شدن ایران زمینه تسلط سیاسی و نظامی ایران بر خاورمیانه و خلیج فارس را فراهم می‌کند و در تلاش است که با پاکستان در این زمینه همکاری کند.
همچنین دیگر دولتهای خلیج فارس تلاش دارند تا به بهره‌گیری از توان مالی به خرید سیستم‌های هسته‌ای اقدام نمایند و یا با تحکیم مناسبات خود با ایالات متحده نیازهای خود را مرتفع کنند(عباسی اشلقی، ۱۳۸۴: ۲۵). علی‌رغم اینکه شورای همکاری اهمیت ادغام ایران را در معادله جدید امنیتی خلیج فارس را درک می‌کند اما برنامه هسته‌ای ایران افزایش نگرانی‌های امنیتی منطقه خلیج فارس را منعکس می‌کند. علاوه بر این به روشنی می‌توان موضع دول شورا مبنی بر تعطیل نمودن یا از بین بردن برنامه هسته‌ای ایران را درک نمود و آن اینست که دول شورا به اضافه دیگر قوای منطقه‌ای همسایه یا نزدیک به ایران علی‌رغم اختلاف موانع حول سایر قضایا و تعارض منافعشان، منفعت و مصلحت مشترک خود را در پشتیبانی از سیاست دول غربی که هدف آن جلوگیری ایران از دستیابی به توانمندی‌های هسته‌ای است دید.
همچنین این موضع شورا در انعقاد قراردادی منطقه‌ای که شامل دولت‌های منطقه خلیج فارس و منطقه خاورمیانه به خصوص رژیم صهیونیستی و با هدف تقویت و تحکیم اصول قانونی برای اعلام منطقه به عنوان منطقه عاری از سلاح هسته‌ای و تسلیحات کشتار جمعی دیده تأکید بر این موضع در بیانیه‌ای که پس از نود و دومین نشست دوره‌ای وزرای خارجی دولتهای شورای همکاری (۱۳ سپتامبر ۲۰۰۴) در جده‌ی صادر شد. صورت گرفت. (همان ص ۴۱-۳۹). مسئله هسته‌ای ایران را می‌توان با موازنه قوای منطقه‌ای در ارتباط کامل دانست به همین دلیل کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برای حفظ موازنه در منطقه از راهبردهای غربی بر علیه برنامه هسته‌ای ایران حمایت می‌کنند.
این کشورها مسئله هسته‌ای ایران را امنیتی کرده‌اند و از دو تاکتیک برای ایجاد موازنه در برابر جمهوری اسلامی استفاده کرده‌اند.
اول: تعدیل و کنترل قدرت ایران از طریق مخالفت همه جانبه با برنامه هسته‌ای ایران به منظور بازیابی موازنه قوا
دوم: برقراری موازنه جدید از راه تلاش برای دستیابی به فناوری هسته‌ای که منجر به هماهنگی با سیاستهای غرب در موضوع هسته‌ای می‌باشد. آن‌ها با دو متغیر ایران و اسرائیل روبرو هستند. به همین دلیل اعضای شورا چهار هدف برای بازیابی موازنه دنبال می‌کنند.
۱- جلوگیری از دست یابی ایران به سلاح هسته‌ای و هژمونی منطقه ۲- تأمین و تضمین حق اعراب در دستیابی به فناوری هسته‌ای
۳- خلع سلاح اتمی اسرائیل ۴- حفظ وضع موجود(دهقانی فیروزآبادی،۱۳۸۶: ۶۰).
شورای همکاری خلیج‌فارس در راستای رویکرد فعالانه جدید خود برای تأثیرگذاری بیشتر بر حل و فصل مسئله هسته‌ای ایران، دو پیشنهاد را ارائه کرد که شامل منطقه عاری از تسلیحات کشتارجمعی (WMDFZ) در خلیج‌فارس و ایجاد کنسرسیوم غنی‌سازی بین‌المللی خاورمیانه بود. ایده ایجاد منطقه عاری از تسلیحات هسته‌ای یا تسلیحات کشتارجمعی در خاورمیانه، مفهوم جدیدی نیست. در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در دسامبر سال ۱۹۷۴، طرح مشترک ایران و مصر که خواستار اعلام خاورمیانه به عنوان منطقه عاری از تسلیحات هسته‌ای بود، به موفقیت نرسید. در دسامبر ۲۰۰۵، دبیرکل شورای همکاری خلیج‌فارس برای نخستین بار ابتکار خلیج‌فارس به‌عنوان منطقه عاری از تسلیحات کشتارجمعی را اعلام کرد[۵].
ایده منطقه عاری از تسلیحات کشتارجمعی درخلیج‌فارس، از منظر ارائه‌دهندگان آن براساس اصل پیشرفت از رویکرد زیرمنطقه‌ای به رویکرد منطقه‌ای قرار دارد. ایده اصلی این است که در حالی که رژیم امنیتی جامع در خاورمیانه در یک مرحله غیرقابل دسترسی به نظر می‌رسد، ترتیبات منطقه‌ای گام به گام می‌تواند در منطقه ژئوپولیتیک خلیج‌فارس ایجاد شود. این ترتیبات در مرحله اول بین شش کشور شورای همکاری خلیج‌فارس، یمن، عراق و ایران خواهد بود و در مرحله بعد سایر دولت‌های خاورمیانه را نیز دربرخواهد گرفت. موضع اولیه تمام کشورهای منطقه در قبال این پیشنهاد مثبت بود. دولت‌های شورای همکاری به طور کلی از این طرح حمایت کردند و کویت و امارات متحده عربی با حمایت ویژه، آن را به عنوان بخشی از نظام امنیتی جدید خواندند که از امنیت و ثبات منطقه‌ای حمایت می‌کند. موضع مقامات عراق نیز درطول مذاکرات سال ۲۰۰۶ درخصوص این پیشنهاد مثبت بود. مقامات ایران از ایجاد منطقه‌ای عاری از تسلیحات کشتارجمعی در خلیج فارس حمایت کردند به شرط اینکه اهمیت استراتژیک منطقه عاری از تسلیحات کشتار جمعی، خاورمیانه را تضعیف نکند. با این همه ایران پذیرش این طرح را بهخلع‌سلاح هسته‌‌ای اسرائیل و خروج نیروهای آمریکایی از خلیج‌فارس مشروط کرده است.( Strake,2008, 4).
پیشنهاد دوم شورای همکاری خلیج‌فارس، یعنی ایجاد کنسرسیوم غنی‌سازی مشترک برای خاورمیانه، از سوی سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان سعودی در اکتبر سال ۲۰۰۷ ارائه شد. این پیشنهاد از تمام کشورهای علاقه‌مند به تکنولوژی هسته‌ای در منطقه ازجمله ایران درخواست می‌کرد تا در تأسیس یک کنسرسیوم بین‌المللی غنی‌سازی اورانیوم برای کشورهای خاورمیانه مشارکت کنند. این کنسرسیوم باید در یک کشور بی‌طرف خارج از منطقه ایجاد می‌شد.
هدف این طرح تأسیس یک مرکز غنی‌سازی و پردازش مشترک برای فراهم کردن سوخت هسته‌‌ای رآکتورهای غیرنظامی در منطقه خاورمیانه بود. براساس این طرح تمام کشورهای منطقه می‌توانند از امنیت برخورداری از سوخت هسته‌ای برای تمام نیروگاه‌های اعضای کنسرسیوم برخوردار باشند، اما‌ آنها نمی‌توانند به تکنولوژی غنی‌سازی دست پیدا کنند. هدف طرح ایجاد کنسرسیوم چندملیتی منطقه‌ای، تحت کنترل و نظارت جامعه بین‌المللی، حمایت از دولت‌های دارای قصد توسعه برنامه هسته‌ای عنوان شد. ایران اجرای این طرح را به شرط عدم جلوگیری از فعالیت‌های غنی‌سازی درون کشور، مورد استقبال قرار داد.
هر دو پیشنهاد مذکور در جهت تغییر سیاست هسته‌ای کنونی ایران ارائه شد که بر غنی‌سازی کامل اورانیوم در داخل کشور، با نظارت کامل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، تأکید دارد. طرح ایجاد خاورمیانه عاری از تسلیحات کشتارجمعی، با توجه به وجود تسلیحات هسته‌ای در اسرائیل، در شرایط کنونی امری غیرممکن به نظر می‌رسد و دولت‌های خلیج‌فارس نیز از این مسئله آگاهی دارند. بر این اساس، این دولت‌ها با پیشنهاد ایجاد منطقه عاری از تسلیحات کشتارجمعی در خلیج‌فارس که اسرائیل را شامل نخواهد شد، سعی در ایجاد چارچوبی برای کنترل منطقه‌ای برنامه هسته‌ای ایران دارند. اما ایران امنیت منطقه خلیج‌فارس را با امنیت تمامی خاورمیانه و به‌ویژه سیاست‌های اسرائیل و همچنین حضور و مداخله نیروهای آمریکایی در منطقه مرتبط می‌داند و بر این اساس به پیامدهای پایدار اینگونه طرح‌ها باور ندارد.
طرح ایجاد کنسرسیوم غنی‌سازی چندملیتی در خاورمیانه نیز دارای محورهایی است که درنهایت باعث تضعیف سیاست هسته‌ای کنونی ایران، یعنی غنی‌سازی در داخل کشور، می‌شود و ضمن وابسته ساختن آن به واردات سوخت هسته‌ای، آن را از منظر تکنولوژی و جایگاه هسته‌ای در شرایطی مساوی با سایر کشورهای خلیج‌فارس قرار می‌دهد. این طرح در صورتی می‌تواند در چارچوب سیاست هسته‌ای کنونی ایران موفقیت‌آمیز باشد که بر غنی‌سازی در منطقه مبتنی باشد و مانع از توسعه تکنولوژی هسته‌ای بومی نشود. اما با توجه به اینکه هدف اصلی طرح بیش از آنکه بر توسعه توانایی هسته‌ای کشورهای خلیج‌فارسی مبتنی باشد، توقف پیشرفت هسته‌ای ایران را مدنظر دارد، تغییرات اساسی در آن با دشواری روبه‌رو شد.
۲-۴عراق و روابط ایران و شورا
با حذف رژیم صدام شرایط جدیدی در منطقه حاکم شد و قدرت گرفتن ایران در منطقه رقابت منطقه‌ای بین ایران و عربستان در عراق شکل گرفت. اعضای شورای همکاری خلیج فارس از به قدرت رسیدن شیعیان در عراق نگرانند و آنرا موجب محدود شدن قدرت اهل سنت در عراق و امکان بروز تحرکات در میان شیعیان این کشورها و به هم زدن توازن در منطقه میدانند.
شیعیان عراق با ۶۰ درصد جمعیت این کشور بزرگترین قدرت سیاسی در این کشور محسوب می‌شوند و هر گونه تغییر و تحول و باید با هماهنگی با دولت عراق انجام شود.
بعد از حمله آمریکا به عراق و سرنگون شدن حکومت سنی مذهب که به موازنهسازی در برابر ایران اقدام می کرد و روی کار آمدن دولت شیعی در عراق و افزایش نفوذ ایران در منطقه تعادل به نفع ایران به هم خورد(Haass,2006:4). و از طرف دیگر خروج نیروهای آمریکایی از عراق نیز به نفع ایران است و فرصت استثنایی برای ایران برای افزایش نفوذ در عراق فراهم کرده است(Hunter,2010: 15). بنابراین این اتفاقات باعث افزایش بی اعتمادی و سوءظن اعراب شده و با این اقدامات در صدد موازنه سازی در برابر ایران هستند.
بنابراین این کشورها در برابر ایران قرار می‌گیرند و استراتژی این کشورها به خصوص عربستان برای بازگرداندن عراق به جبهه عربی و سنی است(هاویان،۱۳۸۵: ۸۹).
این تغییرات در عربستان سعودی، بحرین و کویت که در آنان مسابقه فعالیت سیاسی شیعیان وجود داد و بیشتر است و می‌تواند منشأ بروز تهدیدات بلند مدت علیه حیات سیاسی حکام سنی مذهب خاورمیانه باشد(نجفی، ۱۳۸۸: ۳۶۷).
در حال حاضر عربستان سه هدف عمده را در عراق دنبال می‌کند:
۱- جلوگیری از بی‌ثباتی و جنگ و کشمکش در عراق به جهت به خطر نیفتادن امنیت داخلی عربستان
۲- حمایت از سنی‌های عراق به منظور جلوگیری از نفوذ شیعیان
۳- محدود کردن نفوذ منطقه‌ای ایران در عراق (Blanchard, , 2009: 18).
عربستان سعودی تاکنون سفیری در عراق ندارد و امارات در ژانویه ۲۰۰۸، بحرین در اکتبر ۲۰۰۹ سفیران خود را به عراق اعزام کردند.
از نظر جهان عرب عراق یک کشور با هویت عربی است. تقویت عناصر شیعی در عراق از نظر آنها به معنای کمرنگ شدن هویت عربی عراق به حساب می‌آید. بنابراین تلاش‌های زیادی در جهت حضور فعال و پررنگ سنی‌ها در صحنه قدرت عراق از سوی کشورهای مهم عربی مثل عربستان سعودی در حال انجام است(برزگر، ۱۳۸۶: ۲۹)
عربستان از روی کار آمدن شیعیان از دو جهت ناراضی است یک الگوی مردم سالاری عربی در عراق که به عنوان تنها کشور عربی منطقه الگوی انتخابات دمکراتیک در آن نهادینه شده و دیگری روی کار آمدن اکثریت شیعه در عراق که خود می‌تواند مسئله حاد امنیتی را برای منطقه شیعه‌نشین عربستان به وجود آورد که مدتهاست پیگیر حقوق سیاسی و اجتماعی خود هستند(ثاقب، ۱۳۸۶: ۱۸۶).
قبل از سقوط صدام عربستان از کشورهایی بود که تمایل به سقوط این رژیم داشت، زیرا نه تنها بر سر رهبری جهان عرب با عربستان سعودی رقابت می‌کرد بلکه نسبت به سواحل شرقی عربستان که دارای ذخایر نفتی است مطامع ارضی داشت. عربستان با همکاری و حمایت تلویحی از آمریکا در حمله به عراق قصد نزدیکی به آمریکا که بعد از حملات ۱۱ سپتامبر تیره شده بود را داشت. همچنین یکی از اهداف مداخله عربستان در عراق تلاش برای توسعه وهابیت و جلوگیری از پیشرفت شیعیان و عراق بود (جعفری ولدانی، ۱۳۸۸: ۹۹)
اما اشغال عراق و شکل‌گیری حکومت با اکثریت شیعه در انتخابات ۲۰۰۵ مسئله قدرت گیری شیعیان را دوباره مطرح کرد. این تحولات قواعد و الگوهای روابط منطقه‌ای اعراب را دگرگون کرد و موجب نگرانی اعراب شد.
در واقع اولین بار بود که در یک کشور عرب سنی دولت عرب شیعه شکل می‌گرفت. عراق به عنوان یکی از قدرت‌های عمده عربی و یکی از پرچمداران ناسیونالیسم عربی پس از سرنگونی صدام، تحت کنترل دولتی قرار گرفت که براساس ضوابط دمکراتیک توسط اکثریت شیعیان اداره می‌شد. با اشغال عراق و رشد محور شیعی، نفوذ ایران در این کشور افزایش یافت که موجب نگرانی اعراب به خاطر نفوذ ایران در مسائل جهان عرب شد. کشورهای عربی رفتار ایران را مداخله جویانه تلقی می‌کنند و از شکل‌گیری مسائل شیعی نگرانند(حاجی یوسفی، ۱۳۸۸: ۱۶۲).
این کشورها معتقدند که تقویت نقش شیعیان در عراق توازن سیاسی ـ امنیتی موجود در جهان عرب را به نفع شیعیان به هم زده و جایگاه سنی‌ها را در تقسیم‌بندی قدرت در منطقه به چالش کشیده است. از نظر آن‌ها چون موضوع احیای قدرت و نقش شیعیان مربوط به بسیج توده‌های شیعه است، لذا مسئله هلال شیعی یک موضوع ایدئولوژیک است نگرانی آن‌ها به دلیل نیروی محرکه شیعه مربوط به انجام اصلاحات در کشورهای پاتریمونیال عربی و به خطر افتادن موجودیت خود در رأس حاکمیت است(برزگر، ۱۳۸۹،۳).
از طرف دیگر کشورهای فرا منطقه‌ای نیز به این امر دامن می‌زنند. در واقع ادعای شکل‌گیری هلال شیعی به رهبری ایران در منطقه توسط کشورهای منطقه آمریکا مطرح شده و رواج یافته است. از سوی دیگر ایران آن را توطئه‌ای علیه منافع خود می‌داند و سعی در مقابله با آن دارد. از سوی دیگر ایران در تلاش است تا با بهره گرفتن از قدرت گیری شیعیان در منطقه به عنوان یک اهرم به موازنه تهدیدهای آمریکا بپردازد و قدرت خود را در منطقه تثبیت کند(حاجی یوسفی، ۱۳۸۸: ۱۷۳).
بنابراین عربستان به دلیل رقابت با ایران برای کسب رهبری جهان اسلام و به دلیل ساختار حکومتی خود مخالف گسترش نفوذ ایران در عراق است. ایران و کشورهای عربی از جمله بازیگران تأثیرگذار بر عراق در کنار ایالات متحده هستند. آمریکا خواستار ایجاد توازن قوا بین گروه های عراق و ممانعت از تسلط یک گروه و هدایت روند سیاسی توسط آن، حمایت از گروه های لیبرال در مقابل گروه های اسلام گرا و ایجاد دولتی میانه‌رو و سازگار با منافع آمریکا و اسرائیل در منطقه است. البته بعد از روی کار آمدن شیعیان آمریکا تا حدودی حمایت از گروه های سنی را مدنظر قرار داده است. (اسدی، ۱۳۸۴: ۱۸۷)

نظر دهید »
فایل های پایان نامه درباره پایان نامه ارشد مرادی۱- فایل ۲۱
ارسال شده در 17 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

هویت (۲۰۰۴) می گوید که موضوع مدیریت دانش پیوند مردم به مردم و مردم به اطلاعات برای خلق مزیت رقابتی است نمودار مقابل تئوری مدیریت دانش جامعه گرا را نشان می دهد تقاطع پیوندها جایی است که خلاقیت و نوآوری به وجود می آید و منجر به خلق مزیت رقابتی می شود این پیوندها و تکامل آنها را “هویت” تحت عنوان تئوری مدیریت دانش جامعه گرا می نامد و در توضیح این تئوری می گوید که اکثر سازمان ها از طرف مشتریان ، رقبا ، سرمایه گذاران، تحت فشار هستند و با جهانی شدن تجارت هیچ سازمانی از این فشارها در امان نیست و با توجه به این که مدیریت دانش مزیتی رقابتی ایجاد می کند ضروری است که کار افراد در تعامل با هم باشد چون مدیریت دانش یک رویکرد کل نگر و همه جانبه است و دستیابی به دانش برون سازمانی برای مدیریت دانش حائز اهمیت است.(ابطحی ،۴۱ :۱۳۸۵)
پایان نامه - مقاله - پروژه
……. نمودار ۲-۹-پیوند بین مردم و دانش
(اقتباس از ابطحی،۱۳۸۵ :۴۱)
اعمال قدرت دانش سازمانی ،اعلام بصیرت های سازمان و وجود رهبر متفکری است که در تولید و کاربرد دانش به آن بصیرت ها متکی باشد .برای این که مدیریت دانش مزیت رقابتی پایدار ایجاد کند ضروری است که کار افراد در تعامل با هم باشد چون مدیریت دانش یک رویکرد کل نگر و همه جانبه است بصیرت کل نگرانه شامل خلق رسالت ،استراتژی وساختارهای لازم برای مدیریت دانش است و ایجاد هنجارهای فرهنگی ،اعتماد ،سهیم سازی هدف های مشترک و اشتیاق زیادی برای یادگیری که بر تمام جوانب سازمان نفوذ دارد .همچنین این رویکرد مستلزم توجه به سهام داران است نه فقط به این علت که ارزش سهام خود را در اختیار سازمان می گذارند بلکه به خاطر این که سرمایه انسانی خود را برای موفقیت سازمان در معرض خطر قرارمی دهند با اعمال نفوذ ودانش سازمانی مدیران باعث می شوند که حداکثرسرمایه به سازمان برگشت داده شود.(عدلی ، ۶۵ :۱۳۸۵)
کاکی ها را و سورنسون[۴۹] (۲۰۰۱) می گوید دانش در بافت سازمانی از طریق ارتباطات پیچیده و پویا بین بازیگران ، سازمان ها و محیط های اجتماعی خلق می شود و در اثر تبادل اجتماعی و عمل دانش خلق می شود(عدلی، ۱۳۸۵: ۶۸)
ایستر بای- اسمیت[۵۰](۲۰۰۰) به طور مجزا بیان نموده اند که خلق دانش نتیجهْ پژوهش مفید و با عمل"دانستن"سازگار و هماهنگ است در مجموع ،این اظهارات بر اهمیت اعضای سازمان در خلق دانش تأکید دارند و می گویند که در صورت گسترش ارتباطات در سازمان ،دانش جدید به وجود می آید و اگر افراد وارد این فرایندهای ارتباطی نشوند دانش جدید خلق نمی شود .پیامد این مجموعه را اظهارات اسمیت (۲۰۰۳) این گونه بیان می کند ،مدیریت دانش اساساً دربارهْ انتقال پیام به گونه ای است که کاربر قادر به درک و کاربرد معنای انتقال یافته باشد .بنابراین مدیریت دانش یک سیستم ارتباطی است و به طور منطقی باید تحت تأثیر ساختار اجتماعی سازمان قرار گیرد.(عدلی، ۶۹:۱۳۸۴)
چرچمن – نوناکا وتاکه اوچی[۵۱] (۲۰۰۰) اظهار می کنند تصور دانش به عنوان مجموعه اطلاعات ،ربودن مفهوم از همهْ زندگی آن است .دانش بر خلاف اطلاعات ریشه در اعتقادات و تعهدات داشته و در بافت ذهنی کاربر قرار دارد و بر اساس آن عمل می کند .فقط انسان است که می تواند در خلق دانش نقش مرکزی به عهده داشته باشد و کامپیوترها صرفاً ابزاری با توانایی پردازش شگرف هستند.
رامپرسد[۵۲] (۲۰۰۲) دانش را تابعی از اطلاعات ، فرهنگ ، مهارت ها بیان می کند و به شکل زیر نمایش می دهد. (مهارت ها ، فرهنگ ، اطلاعات ) تابع = دانش(عدلی ، ۹ :۱۳۸۴)
گاندر و متس[۵۳] (۲۰۰۲) یکی از ویژگی های عملی دانش را گفتگو می داند قرن ها ،کتاب وظیفه انتقال دانش را بر عهده داشت کتاب و سایر وسایل چاپی احتمالاً در خصوص انتقال دانش صریح توانمند هستند اما در زمینهْ دانش تلویحی و مستتر نیاز به برقراری ارتباط ،در اشکال رسمی- غیر رسمی- است ،تعامل اجتماعی و گفت و شنود برای خلق دانش و تفسیر واگرای اطلاعات الزامی است.(عدلی، ۱۳۸۴: ۱۲)
یکی از زیر ساخت های مدیریت دانش زیر ساخت انسانی – اجتماعی است که دارای دو مؤلفه مهم می باشد یکی از آنها فرهنگ و ارزش های جمعی است که مسیر دانش را هدایت می کند و امتیاز دسترسی به دانش را مشخص می کند و مؤلفهْ دیگر اعتماد است پهنای زیر ساخت انسانی ،اعتماد بین افراد درون سازمان – مدیریت و کارکنان – است زیر ساخت انسانی مستلزم سرمایه گذاری در افراد است برای خلق فرهنگ و ایجاد اعتماد باید سرمایه گذاری کرد سرمایه گذاری به منظور خلق محیطی که اعضای آن حاضر به سهیم سازی دانش خود با دیگر اعضای سازمان باشد خلق محیطی که زایش دانش را به حداکثر برساند، تمایل به نوآوری را ترویج دهد و محیط های بدون ترس و سرشار از اعتماد ایجاد نماید.(عدلی ۱۳۸۴: ۲۲۷)
و بر طبق نظر صاحب نظران سرمایهْ اجتماعی یکی از شاخص های این سرمایه اجتماعی یکی از شاخص های این سرمایه اعتماد می باشد و در رابطه با نقش اعتماد در ایجاد و توزیع دانش پیترسن و پاول فلت[۵۴] در سال ۲۰۰۲ تحقیقی انجام داده و دریافتند که وجود اعتماد برای موفقیت در ایجاد دانش ،حیاتی و حتی مهمترین عنصر این موفقیت است و در خصوص توزیع دانش خود نمایی می کند و آنها معتقدند اگر جو اعتماد بر سازمان حاکم نباشد دانش خود را در اختیار دیگران نخواهند گذاشت (پیترس و پاول فلت به نقل از ابطحی ،۲۰۰۲ : ۱۵)
بات[۵۵](۲۰۰۱) نیز استدلال می کند که توزیع دانش در سطح مختلف سازمان منوط به وجود اعتماد است . نمودار۲-۱۰ اعتماد و مدیریت دانش
مدیران عالی
مدیران میانی
مدیران عملیاتی
اعتماد اعتماد
اعتماد
(اقتباس از ابطحی ،۹۳:۱۳۸۵ )
در محیط های فراپیچیده و فرآشوب امروزی ،تکنولوژی اطلاعاتی به دلیل ماهیت ایستای آن ،توانایی پاسخگویی به تغییرات گسسته و بنیانی را ندارند و به سیستم های طبیعی و انعکاسی آن نیاز دارد .سیستم های انسانی به دلیل توانایی شناخت و خود انطباقی مناسب سناریوی فعلی جهان هستند با نگاه به تاریخ علم مدیریت در می یابیم در هر دوره به دلیل ماهیت کار،مدیریت منابع خاصی بر سازمان ها حاکم بوده است ،در قبل از مدرنیسم و مدرنیسم با توجه به محدودیت منابع مادی ، زمین ،سرمایه و نیروی فیزیکی کار وسیطرهْ رویکرد انرژی محور ،مدیریت منابع مادی وعلمی جریان داشت در پست مدرنیسم به دلیل ضرورت توجه به توانایی منحصر بشری - دانش آفرینی و خلق معنا – و دو رویکرد منبع محور ،عملکرد محور مدیریت دانش مورد توجه صاحب نظران مدیریت قرارگرفت .و ماهیت سازمان ها حداقل در دو زمینه مهم تغییر کرده است .از طرفی کار دانش جایگزین کار فیزیکی شده است و از طرف دیگر کارگران دانش در محیط های کامپیوتری غرق شده اند. این واقعیت به طور شگرفی روش های اداره ،یادگیری ،ارائه دانش ، تعامل ،حل مسائل وعمل را تغییر داده است .و در دنیای جهانی شدهْ امروز جوامع و سازمان ها در صدد کسب مزیت رقابتی پایدار هستند ،در این شرایط سازمان هایی موفق هستند که ،آن چه را مشتریان آنها می خواهند و نیاز دارند ،شناسایی کنند و خود را با خواسته های آنها وفق دهند.(عدلی،۱۳۸۴ :۹۰)
۲-۱-۱۹- چگونگی زوال سرمایهْ اجتماعی
در اوج شکوفایی “نظریهْ نوگرایی"در دههْ ۱۹۵۰ و اوایل ۱۹۶۰ این تبدیل ارزش از سنتی به مدرن ،از اجباری به اختیاری ،از رکود به پیشرفت عمدتاً به عنوان گذاری دشوار اما مثبت و ضروری تعبیر می شد که جوامع قبل از پا گرفتن هنجارهای آراسته و منظم آمریکای معاصر،برگرد آن استقرارمی یافتند مشکل این بود که ارزش ها هیچ گاه از رشد و تکامل باز نایستاد به نظر می رسید که تغییر جهت به سوی جامعهْ فراصنعتی که در دههْ ۱۹۶۰ شکل می گرفت با مجموعهْ جدیدی از هنجارها همراه گردید و به ویژه با اضمحلال خانوادهْ هسته ای و ظهور اشکال گوناگون انحرافات اجتماعی.
مدرنیت می خواهد جامعه ای مبتنی بر قرار داد اجتماعی رسمی و مشتمل بر افراد خرد ورزی را که گرد هم آمده و به عنوان نوع بشر از حقوق طبیعی خود حراست می کنند را جانشین جامعه ای کند که بر پایه سنت ،مذهب ،نژاد یا فرهنگ استوار است .جوامع مدرن به جای آن که در صدد باشندکه اخلاق اعضایشان را ،بهبود بخشند ،در صدد جستجوی تأسیس نهادهایی همچون حکومت متکی بر قانون اساسی و مبادلهْ مبتنی بر بازار آزاد هستند تا رفتار اعضای خود را نظامند نمایند و اندیشمندان محافظه کاری از جمله “بورک” “دومیستر” از همان آغاز عصر روشن گری استدلال نمودند که چنان اجتماعی بدون تضمین های متعالی که مذهب مطرح می سازد نمی تواند کارایی داشته باشد جوامع مدرن بدون دلبستگی هایی که بر منطق تکیه داشته باشند و وفاداری ها وسرانجام ،انجام وظایف غیرعقلایی که از دل فرهنگ و سنت تاریخی بیرون می آید از پایه فرو خواهد ریخت.
جوامع مدرن که بر مبنای اصول روشنگری یعنی دموکراسی قانونی در حوزهْ سیاسی و بازار آزاد نظام سرمایه داری استوار شده است تنها به این علت توفیق یافته اند که قادر به زنده نگه داشتن سرمایه اجتماعی انباشته شده قرون متمادی شده بودند(فوکومایا، ۱۳۸۵: ۱۴ – ۱۵).
هنجارهای اجتماعی در طول تاریخ بشریت ،همواره در معرض تغییر و تحول بوده است و در مورد جوامع ای که صنعتی شدن و نوسازی اقتصادی را تجربه نموده اند درصد تغییرات (هنجارهای اجتماعی) همزمان با شروع روند فوق بالاتر رفته است .تغییر هنجارها در جهان صنعتی در طول سه دهه تقریباً از سال ۱۹۶۵-۱۹۹۵ بسیار پر شتاب و چشمگیر بوده است .میزان افزایش در بسیاری از شاخص های اجتماعی آن چنان زیاد بوده است که باید سراسر این دوره را با عنوان “فروپاشی بزرگ” در الگوی اولیهْ زندگی اجتماعی مشخص نمود .نخستین تغییری که روی داده است ،عبارت است از زوال خانواده و این زوال با مجموعهْ کاملی از دگرگونی در هنجارها یا پیامدهای اجتماعی از جمله جرم ،جنایت ،فقرو…موفقیت تحصیلی و نهایتاً مشارکت مدنی که مدنظر پوتنام است ارتباط دارد.
و دلایل این زوال بسیار پیچیده است و از تأثیر متقابل دگرگونی های اقتصادی و فنی ،هنجارها و ارزش های معینی سرچشمه می گیرد.این واقعیت از سوی همگان پذیرفته شده است که الگوهای آمریکای شمالی حالت استثنایی دارد و به طور قابل توجهی با الگوهای اجتماعی دیگر کشورهای صنعتی متفاوت است در ایالات متحده بیشتر بر فرد گرایی تأکید شده است و دولت نقش کمتری داشته و درمقایسه با کشورهای اروپایی خصوصاً اروپای شمالی میزان کجروی بیشتری داشته است بسیاری از ناظران آمریکایی فروپاشی خانواده هسته ای را مخصوصاً به عوامل فرهنگی آمریکا از جمله فرهنگ ستیزی در میان جوانان ،وبحران اقتدار گرایی نهادهای آمریکایی منسوب می دانند (فوکومایا ، ۱۳۸۵ : ۲۱-۲۴)
این عقیده که تغییرات عظیم درهنجارهای خانواده به واسطهْ محرومیت اقتصادی در کشوری به وجود آمده است که ثروتمندتر از هر کشوری در طول تاریخ است قابل تأمل و تعمق است تغییر در هنجار مربوط به خانواده ریشه در تغییر ارزش دارد ،ولذا در تغییرات گسترده تر فرهنگ تجسم می یابد . و به عبارتی این تغییرات ارزشی به نوبهْ خود به وسیلهْ انگیزه ها و فن آوری اقتصادی شکل می گیرند که ،مهمترین آن ها نسبت تغییر یافتن درآمد مردان در قیاس با در آمد زنان در اکثر جوامع فراصنعتی و کنترل موالید است. (فوکومایا ،۱۳۸۵ : ۴۵)
“پوتنام ” یکی از دانشمندان حوزهْ علوم اجتماعی ،چهار عامل را برای زوال سرمایهْ اجتماعی معرفی می نماید و به اعتقاد ایشان ،درگیری های شغلی ،تلویزیون ،ماهواره ،شهرهای بزرگ تغییرنسل ازعوامل عمدهْ زوال سرمایهْ اجتماعی درجوامع انسانی می باشد پوتنام معتقد است جامعه ای که انسان ها در آن ،درگیرمسائل شغلی و کاری خود هستند و فرصت استراحت و اندیشیدن وتفریح را نداشته باشند و تمام دغدغهْ آنان کار وکسب درآمد باشد ،بی تردید ،روابط اجتماعی و مدنی در آن جامعه کاهش یافته واعتماد بین آنان ،تضعیف خواهد شد.
همچنین استفادهْ نادرست از تلویزیون ،ماهواره موجب گسست وتضاد فرهنگی می شود وسبب می گردد تا انسان ها و جوامع ضمن آن که فرهنگ غالب خود را رها نموده ،توان جایگزینی فرهنگ مناسب را نداشته ،در نتیجه هنجارهای فرهنگی نیز کمرنگ شده وموجبات شکاف اجتماعی و از بین رفتن روابط و شبکه های اجتماعی و مدنی می شود .شکل گیری شهرهای بزرگ موجب تبدیل خانوادهای گسترده به هسته ای شده ،ارتباطات اجتماعی کمرنگ شده و عصبیت درآن تضعیف می شود و سبب می گردد اساساً افراد به فکر همدیگر نبوده وگروه های انسانی شکل نگیرد ،واین همه سبب از بین رفتن شبکه های اجتماعی و روابط بین افراد می شود و خود عاملی است برای به وجود آمدن جو بدبینی وفضای عدم اعتماد و در نهایت پوتنام معتقد است ،تغییرنسل ها ،سبب می شود تا زبان مشترک بین گروه های مختلف بین نسلی وجود نداشته باشد و درک مشترک دربارهْ مسائل جامعه به وجود نیاید و در نتیجه ازظرفیت های نسل های مختلف برای حل مشکلات جامعه استفاده نگردد.(جان فیلد، ۲۰۰۴: ۹۸)
دو عامل سیاست زدگی نظام بورکراسی و به هم تنیدگی منابع طبقات اجتماعی ،سبب فرو پاشی نظام های اجتماعی وافت و افول سرمایه اجتماعی درجامعه خواهد شد .جامعه ای که نظام بورکراسی سیاست زده باشد و هرگونه رفتار و تصمیمی درآن به جای آن که مبتنی برشاخص های حرفه ای باشد ،بر مفروضات سیاسی و ملاحظات گروه های سیاسی پی نفع ،بنا نهاده باشد و به جای آن که نفع مردم در رفتار بورکراتیک لحاظ شود ،نفع باندها و جریان های سیاسی در اولویت قرار می گیرد در چنین جامعه ای مردم ازنظام بورکراتیک و نیز نظام سیاسی ،سلب اعتماد نموده و اکره همکاری را با چنین دستگاهی را خواهند داشت در نتیجه شاهد افت اعتماد ،کاهش مشارکت مدنی و اجتماعی ودر نهایت افول سرمایه اجتماعی خواهیم شد و تنیدگی منابع طبقات اجتماعی (قدرت ،ثروت ،منزلت) عامل دیگری برای کاهش سرمایه اجتماعی است .در جامعه ای که قدرتمندان و ثروتمندان به دنبال کسب درجات و هردو به دنبال کسب منزلت باشند درچنین جامعه ای فاصلهْ طبقاتی زیاد شده و تودهْ مردم از طبقات ضعیف وگروهی خاص ازطبقات بالاخواهند بود و شکاف طبقاتی عاملی برای بدبینی و بی اعتمادی بین مردم خواهد بود و در نهایت سبب افول سرمایه اجتماعی می شود.
افت و زوال سرمایه اجتماعی ازطریق عوامل یادشده ،سبب می شود تا جامعه از درون تهی شده ،وبحران هویت درآن جامعه شکل گیرد از این رو تقویت اعتماد ،روابط اجتماعی ،مشارکت مدنی وحمایت اجتماعی ،ضرورت حتمی برای ساختار دهی مناسب به منظور دستیابی به توسعه خواهد بود .برای مثال مالیات دهنده در تلاش است تا حداقل مالیات را پرداخت نماید ومالیات گیرنده نیزدرتلاش خواهد بود که مالیات های وضع شده را با روش های غیررسمی دریافت نموده ودرعمل بردرآمد دولت به منظور بهبود و بازسازی جامعه ،افزوده نشود .و این جاست که گفته می شود سرمایه اجتماعی عامل مهم توسعهْ جوامع امروزی می باشد(قلی پور،۱۳۸۷)
۲-۱-۲۰ مزایای سرمایه اجتماعی
بر طبق تحقیقات انجام شده منافع سرمایه اجتماعی را می‌توان به سه قسمت منافع شخصی و منافع گروهی و منافع سازمانی تقسیم نمود.
همچنین بنا به عقیده لینا و وان بورن، سرمایه اجتماعی از چهار طریق، منجر به پیامدهای سودمند می‌گردد:
سرمایه اجتماعی به منزله یک مجوز برای تعهد فردی وقتی سرمایه اجتماعی سازمان، بالا است، افراد برای صرف نظر کردن از منافع فردی کوتاه مدت خود به نفع منافع و هدف‌های بلند مدت سازمانی، مبنا و دلیل عقلایی دارند. اگر که افراد معتقد باشند که تلاش‌هایشان برای موفقیت کل سازمان، ضروری است، احتمال بیشتری وجود تا به انجام کارهایی بپردازند که از نظر سازمان و اعضای سازمان مفید است و احتمال انجام اعمالی که تنها منافع فردی آنها را برآورده می‌سازد، کاهش می‌یابد.
سرمایه اجتماعی به منزله تسهیل کننده ایجاد یک سازمان کاری انعطاف پذیر
سرمایه اجتماعی می‌تواند به ایجاد انعطاف پذیری در طرق انجام کارها به جای سختی و عدم انعطاف، کمک نماید. سرمایه اجتماعی سازمانی با تاکید بر هویت و عمل جمعی و اتکا بر اعتماد ایجاد شده، به جای نظارت رسمی و مشوق‌های اقتصادی، قابلیت انطباق و اثر بخشی وظایف کاری انعطاف پذیر در کنار عملکرد بالا را تسهیل می کند.
راه دیگری که سرمایه اجتماعی سازمانی ممکن است برای انجام اعمال و کارها به طرق انعطاف پذیر، موثر باشد از طریق ایجاد دورانهای تصدی شغلی طولانی تر و اعتماد بیشتر است که اغلب در سازمان‌هایی که از نظر سرمایه اجتماعی قوی هستند، یافت می‌شود (Leana & Van Buren, 1999:548).
سرمایه اجتماعی به منزله ابزار اداره عمل جمعی سرمایه اجتماعی سازمانی می‌تواند به انجام وظایف سازمان به صورت جمعی، کمک شایانی نماید؛ زیرا به عنوان یک عامل جایگزین برای قراردادها، مشوق‌ها و مکانیزم‌های نظارت رسمی که در سیستم‌هایی با سرمایه اجتماعی کم یا بدون سرمایه اجتماعی ضروری هستند، عمل می کند. در زبان اقتصاد دانان، سرمایه اجتماعی سازمانی هزینه‌های مبادله را کاهش می‌دهد و در زبان رفتار سازمانی می‌تواند به عنوان جایگزینی برای رهبری عمل نماید.
سرمایه اجتماعی به منزله تسهیل کننده ایجاد سرمایه مفهومی ناهاپیت و قوشال (۱۹۹۸)، شرح داده اند که چگونه اشکال مختلف سرمایه اجتماعی، می‌تواند ایجاد سرمایه مفهومی درون سازمان، را به وسیله ارائه یک محیط سازنده برای ترکیب و مبادله اطلاعات و دانش، تسهیل نماید.
بر طبق نظر ناهاپیت و قوشال، این امر به چندین طریق اتفاق می‌افتد، مثلا سرمایه اجتماعی می‌تواند ابزاری برای دستیابی و توزیع اطلاعات ارائه نماید که اغلب نسبت به مکانیزمهای رسمی کاراتر بوده و هزینه کمتری دارد. زبان و استعاره‌ها و دیدگاه‌های مشترک، که اغلب در سازمان‌هایی با سرمایه اجتماعی بالا یافت می‌شوند، می‌توانند از جمله راه‌های موثر و کارای انتقال دانش و افزایش سرمایه مفهومی سازمان باشند (Ibid: 549).
از دیدگاه آدلر و وان (۲۰۰۲)، اولین مزیت مستقیم سرمایه اجتماعی، توزیع اطلاعات است. سرمایه اجتماعی دسترسی به منابع وسیع تر اطلاعات را تسهیل نموده و کیفیت، مربوط بودن، مناسبت و به جا بودن اطلاعات را بهبود می‌بخشد.
ایندو محقق ایجاد کانال‌های نفوذ و کنترل و قدرت را به منزله دومین مزیت سرمایه اجتماعی در نظر می‌گیرند. همچنین بیان می‌دارند که انسجام، سومین مزیت سرمایه اجتماعی است. از نظر ایندو محقق، هنجارها و اعتقادات اجتماعی قوی که با درجه بالایی از به هم وابستگی شبکه اجتماعی همراه است، اطاعت از قوانین مرکزی را تشویق نموده و نیاز به کنترل‌های رسمی را کاهش می‌دهد(Adler & Kwon, 2002:29).
۲-۱-۲۱- هزینه‌های بالقوه سرمایه اجتماعی
هنگامی که سرمایه اجتماعی سازمانی، شرح داده می‌شود عمدتا از دیدگا مثبتی به آن نگریسته می‌شود و بر مزایای آن برای سازمان‌ها و اعضای آن‌ها تاکید می‌گردد. اما مانند هر گونه سرمایه ای، سرمایه اجتماعی نیز بدون هزینه نمی باشد. سرمایه اجتماعی نیاز به حفظ و نگهداری دارد و هزینه‌های نگهداری سرمایه اجتماعی به دو دسته تقسیم می‌گردد:
هزینه‌های همراه با حفظ روابط و هنجارهای مستمر؛

نظر دهید »
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره بررسی دور باطل رکودتورمی در ایران، از منظر اجرای ...
ارسال شده در 17 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
  • مشکلات ناشی از تعدیلات دسته جمعی در چند کشور

 

اگر سیاست­گذاران خواستار کاهش مشکلات اقتصادی و پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و نهادی آن هستند، باید ضمن توجه به شرایط اقتصادی کشور خود، اقدام به اجرای سیاست­های تعدیل کنند. نادیده انگاشتن ساختارهای اولیه اقتصادی و بی­توجهی به تحول اوضاع و احوال خارجی طی دوره مورد مطالعه، می ­تواند نتایج حاصل از اجرای سیاست­های تعدیل را تغییر دهد. (وودوارد، 1375 : صفحه 146) قرار گرفتن در شرایط خاص اقتصادی، نتایج حاصل از اجرای برنامه را تحت تاثیر قرار خواهد داد. مسئله مهم دیگری که کشورها را به سوی اجرای برنامه ­های تعدیل سوق می­دهد، وخامت اوضاع اقتصاد خارجی و نامساعد شدن وضعیت بازارهای جهانی و اقتصادهای بزرگ است. کشورهایی که با محیط خارجی نابسامان مواجه شوند، استعداد و آمادگی بیشتری برای اجرای سیاست­های تعدیل دارند. وجود این ناهنجاری­های اولیه در اوضاع و احوال خارجی، عملکرد اقتصادی کشور در دوره پیش از تعدیل تضعیف خواهد کرد. (وودوارد، 1375 : صفحه 148)
دانلود پروژه
2-9-8) جمع­بندی اثرات تعدیل بر اقتصاد:
در این قسمت سیاست­های تعدیل اقتصادی تعریف شدند و خاستگاه تاریخی اجرای آن­ها بررسی شد. نتیجه­ای که در
مجموع به دست آمد این است که؛ دستیابی به توسعه با اتکا بر عوامل تصادفی و بدون نهادسازی و سازمان­دهی کلی اقتصادی، قابل دستیابی نخواهد بود و با تداوم روندهای موجود و برخورد منفعل با مسائل اقتصادی نتیجه­ای جز عقب­ماندگی اقتصادی ایجاد نخواهد شد. وقتی در جامعه­ای هزینه­ های مبادله به شدت افزایش پیدا کند، تولید شکل نخواهد گرفت و فعالیت­های تولیدی مولد، کاهش خواهند یافت. در چنین جوامعی، وقتی ارتباط بین تولید و مبادله مختل شود، انگیزه نهادهای مولد برای فعالیت­های تولیدی کاهش خواهد یافت. در این شرایط به دلیل چند وجهی شدن مشکلات اقتصادی و تعمیم یافتن به حوزه ­های سیاسی و اجتماعی، راه­کارهایی مانند تعدیل اقتصادی، نخواهند توانست به اهداف از پیش­تعیین­شده خود دست یابند.
در این صورت باید در آینده اقتصادی کشورها منتظر بیکاری گسترده­تر، عدم تحرک و فقدان پویایی در تولید اقتصادی، تشدید وابستگی اقتصادی، فقر وسیع و توزیع بسیار نامتعادل درآمد و ثروت بود. همچنین ایجاد چنین وضعیتی موقعیت سیاسی و اجتماعی کشورها را نیز با مخاطره مواجه کرده و موانعی بر سر راه تقویت مبانی فرهنگی جامعه ایجاد خواهد کرد. (عظیمی­آرانی، 1392 : صفحه 156 و 157)
2-10) عوامل شکل­ گیری رکودتورمی بر آن بر اساس بررسی­های جهانی:
از دهه 1970 میلادی که اولین بار پدیده رکودتورمی در جهان به وقوع پیوست تا کنون، مطالعه­های مختلفی درباره نحوه شکل­ گیری و عوامل تشدیدکننده رکودتورمی انجام گرفته شده است. در بیشتر این مطالعه­ها عوامل ذیل به عنوان علت­های اصلی شکل­ گیری رکودتورمی مطرح شده ­اند:
2-10-1) تغییرات قیمت نفت
بر روی این مسئله نوعی توافق عمومی وجود دارد که پدیده رکودتورمی نخستین بار در اقتصادهای پیشرفته صنعتی موضوعیت یافت. در سال­های 1973 و 1979 کشورهای صنعتی، به واسطه شوک­های مربوط به قیمت نفت، به طور همزمان دچار کاهش سطح تولید و افزایش سطح قیمت­ها شدند. تعداد بسیار زیادی از بررسی­های انجام گرفته ، تغییر قیمت نفت را مهم­ترین عامل به­وجودآورنده رکودتورمی در دهه 70 میلادی عنوان کرده ­اند. از جمله مهم­ترین آنها می­توان به مطالعه­های برونر و ساکس در 1983 ، هاگان در 1998 ، باسکری و کیلیان در 2001، همیلتون در 2003 ، روگر در 2005، راجر در 2005 و کیلیان در 2009 اشاره کرد.
شوک­های حاصل از تغییر قیمت نفت عامل مهمی در ایجاد رکودتورمی هستند. با افزایش قیمت نفت خام، هزینه تولید کالاها به شدت افزایش پیدا خواهد کرد و با افزایش هزینه تولید، عرضه کل کاهش و سطح عمومی قیمت­ها افزایش خواهد یافت. از سویی دیگر می­توان اثرات افزایش قیمت نفت که در کشورهای صنعتی موجب شکل­گرفتن رکودتورمی شدند را با اثراتی که شوک­های قیمت انرژی و سوخت در کشورهای در حال توسعه پس از اجرای سیاست­های تعدیل، مبنی بر افزایش قیمت آن­ها تحت عنوان کاهش نقش دولت و آزادسازی قیمت انرژی، ایجاد کرده ­اند مقایسه کرد تا شباهت­ آثار آن­ آشکار شود.
افزایش قیمت نفت در کشورهای صنعتی موجب شوک­ در طرف عرضه اقتصاد گردید. یعنی در هنگامی که تولید وابستگی زیادی به یک ماده اولیه خاص مانند نفت داشت، شوک­های قیمتی آن توانست از طریق فشار بر هزینه­ های تولید، عرضه محصولات تولیدی را با اخلال مواجه کند و موجب بروز رکودتورمی شد. این عامل مهم­ترین دلیل شکل­ گیری رکودتورمی برای در اولین بار در اقتصاد جهانی و در کشورهای صنعتی بوده است. در کشورهای در حال توسعه نیز افزایش قیمت سوخت پس از اجرای برنامه ­های تعدیل اقتصادی اثرات مشابهی بر بخش تولیدی کشورها بر جای گذارده و با افزایش هزینه­ های تولید،
از اما شوک­های قیمت نفت در­ کشورهای درحال توسعه­ای که صادرکننده نفت هستند و بخش بزرگی از درآمدهای صادراتی آنان از فروش نفت به­دست می ­آید به صورت دیگری آن­ها را درگیر رکودتورمی کرده ­است. در کشورهای صادرکننده نفت، افزایش درآمدهای نفتی و کاهش آن می ­تواند عامل شکل­ گیری رکودتورمی باشد. بدین ادامه انجام آن­ها را با مشکلات متعددی مواجه کرده است.
نگاهی دیگر به افزایش قیمت، معطوف به افزایش درآمدهای نفتی برای کشورهای صادرکننده آن است. هنگامی که درآمدهای نفتی افزایش یابند و پول حاصل از این افزایش شدید قیمت؛ بدون وجود بستر ظرفیت جذب آن، به اقتصاد تزریق شود، منجر به افزایش پایه پولی و در نتیجه افزایش تقاضای کل خواهد شد. این افزایش درآمدهای حاصل از فروش نفت بی­انضباطی­های مالی دولت­ها را نیز افزایش خواهد داد و چون در کوتاه­مدت عرضه نمی­تواند افزایش تقاضا را پاسخ دهد، سطح قیمت­ها افزایش خواهد یافت. افزایش سطح قیمت­ها باعث افت ارزش پول ملی و در نتیجه کاهش قیمت­ نسبی کالاهای وارداتی نسبت به کالاهای مشابه داخلی خواهد شد. (مجیدزاده، 1393 : صفحه 33) بنابراین واردات کالاهای قابل مبادله برای تامین نیاز داخلی به شدت گسترش خواهد یافت و پس از آن­که با افزایش درآمدهای نفتی، تورم ایجاد شود، واردات کالاهای مصرفی هم گسترش خواهد یافت. این امر می ­تواند به بخش تولید آسیب­های جدی وارد کند. از طرفی در کشورهای غیرصنعتی، برای تولید وابستگی شدیدی به واردات مواد واسطه­ای و تکنولوژی وجود دارد و بخشی از واردات کشورها برای تامین مواد اولیه تولید انجام می­ شود بنابراین وابستگی این بخش به ارز حاصل از فروش نفت برای انجام تولید، این بخش را نسبت به نوسانات قیمت نفت به شدت آسیب­پذیر کرده است.
2-10-2) بهره­وری عوامل تولید
یکی از چالشهای اساسی که دور باطل رکودتورمی را تشدید می­ کند، مسئله بهره­وری است. این عامل اقتصادی منجر به استفاده بهینه از عوامل تولید شده و کارایی تولید را افزایش خواهد داد. اما پایین بودن بهره­وری هر یک از عوامل تولید؛ موجب خواهد شد که اقتصاد در کمتر از ظرفیت تولیدی بالقوه خود قرار گیرد. پایین بودن ظرفیت تولید هم آسیب­پذیری آن را در مقابل سایر تغییرات اقتصادی افزایش خواهد داد.
ارتقاء بهره­وری عاملی است که رهایی از دور باطل رکودتورمی را آسان­تر خواهد کرد. با توجه به مشخصات اصلی رکودتورمی، این پدیده در شرایطی به­وقوع خواهد پیوست که اقتصاد با مشکل رشد اقتصادی پایین همراه با بیکاری زیاد مواجه باشد و هنگامی که تولید با مشکلات جدی مواجه باشد و بهره­وری عوامل تولید کم باشند، به دور باطل تبدیل خواهد شد. بنابراین بهره­وری به عنوان عاملی برای افزایش رشد اقتصادی، می ­تواند راه­کاری برای مقابله مناسب با این معضل اقتصادی ارائه کند. بر اساس بررسی­های انجام گرفته، افزایش بهره­وری از طریق سرمایه­گذای در زیر ساخت­ها، آموزش و پرورش، ابداعات و اختراعات، کاهش وابستگی به انرژی و افزایش بهره­وری در مصرف انرژی ایجاد خواهد شد. ( ژولینگ، مارتینز، 2008 : صفحه 1)
2-10-3) تغییرات قیمت نهاده­های تولید :
با افزایش قیمت نهاده­های تولید، هزینه­ های تولید افزایش خواهد یافت. هنگامی که قیمت نهاده­های تولید کاهش یابد، منحنی هزینه نهایی به پایین منتقل خواهد شد و منجر به افزایش عرضه خواهد شد. با افزایش هزینه­ های تولید، تولید کاهش خواهد یافت و اقتصاد در رکود قرار خواهد گرفت. از طرفی اگر با افزایش هزینه­ های تولید، مقدار تولید کاهش یابد، اقتصاد با کمبود عرضه داخلی مواجه خواهد شد و این خود تورم­زا خواهد بود.
همچنین هنگامی­که بخشی از نهاده­های تولید وارداتی باشند و افزایش قیمت نهاده­های تولید به دلیل افزایش نرخ ارز شکل گرفته باشد، اوضاع وخیم­تر خواهد شد. در چنین شرایطی، قیمت کالاهای نهایی وارداتی هم افزایش خواهد یافت و مازاد تقاضا موجب افزایش تورم خواهد شد. در ادامه برای بررسی تغییرات قیمت نهاده­های تولید به تغییرات نرخ ارز، که به عنوان یکی از سیاست­های تعدیل تلقی می­ شود، پرداخته خواهد شد.
تغییر نرخ واقعی ارز از مسیرهای متفاوت، اثرات متضادی بر تولید باقی خواهد گذاشت و برآیند این اثرات، بیانگر اثر خالص تغییر نرخ ارز بر تولید است. مقصود آن است که کاهش نرخ واقعی ارز از طریق کاهش قیمت کالاهای، قدرت رقابت تولیدکنندگان داخلی در برابر رقبای خارجی را در بازارهای داخلی و خارجی کاهش خواهد داد و در نتیجه اثر منفی بر میزان درآمد و سود تولیدکنندگان داخلی بر جای خواهد گذاشت. این اثر به­ ویژه برای تولیدکنندگانی که صادرکننده هستند یا در حال رقابت با کالاهای خارجی در بازار داخلی هستند، محسوس خواهد بود. در مقابل، کاهش نرخ ارز، قیمت کالاهای سرمایه‌ای و واسطه‌ای وارداتی را به طور مستقیم کاهش خواهد داد. در نتیجه از مسیر کاهش هزینه‌های تولید، زمینه افزایش بازدهی تولید و در پی آن افزایش تولید را فراهم خواهد کرد. برآیند این دو اثر با توجه به قدرت بخش تولیدی، تعیین خواهد شد.
از طرفی افزایش نرخ ارز موجب افزایش قیمت کالاهای وارداتی خواهد شد و اگر کالاهای وارداتی از نوع کالاهای مصرفی باشند، افزایش قیمت آنها به طور مستقیم تورم را افزایش خواهد داد و اگر کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌‌ای باشند، افزایش قیمت آنها از طریق افزایش هزینه‌های تولید اثرات خود را آشکار خواهد کرد. همچنین افزایش نرخ ارز از مسیر تحریک انتظارات تورمی نیز می‌تواند اثرات تورمی ایجاد کند.
افزایش نرخ ارز از طریق ایجاد مازاد حساب جاری، منجر به افزایش حجم پول در گردش و پس از آن افزایش سطح عمومی قیمت­ها افزایش خواهد شد. افزایش سطح عمومی قیمت­ها یا تورم، قدرت رقابت­پذیری کشور در نظام بین­الملل را کاهش خواهد داد و مازاد حساب جاری نیز از بین خواهد برد. با افزایش تورم، دستمزدها و هزینه­ های تولید افزایش یافته و عرضه کل کاهش خواهد یافت. ( شاکری، 1389 : صفحه 545) بدین ترتیب تغییر در نرخ ارز، می ­تواند شرایطی را به جامعه تحمیل نماید که اقتصاد را در رکودتورمی قرار دهد.
2-10-4) افزایش نقدینگی
میزان نقدینگی در کشورها باید متناسب با فعالیت بخش­های مختلف اقتصادی باشد. عملکرد بودجه­ای دولت و سیاست­های بانکی، بر میزان نقدینگی و بر نحوه تخصیص آن در اقتصاد تاثیرگذار است. (عظیمی­آرانی، 1392 : صفحه 150و151 ) با افزایش نقدینگی بیش از ظرفیت اقتصاد کشور و تخصیص ناکارآمد حجم عظیم پول جدید موجب بزرگ شدن غیرطبیعی بخش‌هایی از اقتصاد خواهند شد و در مقابل بخش‌های دیگر تحلیل خواهند رفت. اقتصاد نیاز به زمان دارد تا نقدینگی اضافی را هضم کند. تمرکز نقدینگی در بین قشر محدودی از جامعه، با ایجاد زمینه­ برای تشدید تورم، وضعیت نامطلوبی ایجاد خواهد کرد. (عظیمی­آرانی، 1392 : صفحه 151)
زمانی که حجم نقدینگی به شدت افزایش پیدا کند، دولت­ها سعی خواهند کرد با دخالت خود در اقتصاد و کنترل قسمتی از بازار در قالب نظام توزیع کالا و با تقویت و گسترش تعاونی­ها، مانعی بر سر راه سرعت گردش پول ایجاد کنند و از شدت تورم­ بکاهند. (عظیمی­آرانی، 1392 : صفحه 153) اما این اقدام و سایر اقداماتی که به صورت راه­کارهای کوتاه­مدت مورد استفاده قرار می­گیرند، در بلندمدت کارایی خود را از دست خواهند داد و با گذشت زمان، دخالت­های موثر اقتصادی دولت و سیاست­های پولی و مالی انبساطی اثرگذاری خود را از دست خواهند داد و نقدینگی متمرکز، اقتصاد را با مشکلات جدی مواجه خواهد کرد. در این زمان اگر مجددا نقدینگی جدیدی به بازار وارد شود، مشکلات ظاهری را حل خواهد کرد اما در گذر زمان این مشکل به مشکل پیچیده‌تری تبدیل خواهد شد که زمان طولانی‌تر و هزینه­ های بیشتری برای برون­رفت از آن باید پرداخته شود.
2-10-5) نقش دولت در اقتصاد
دولت­ها نقش مهمی در رشد و توسعه اقتصادی هر کشوری ایفا می­ کنند. آنها وظیفه دارند سیاست­های اقتصاد کلان را هدایت کنند، به تامین کالاهای عمومی بپردازند، امنیت در کشور را تضمین کنند، از خصوصی­سازی حمایت کنند و رقابت را مدیریت کنند. (میر، استیگلیتز، 1382 : صفحه 278) دولت­ها باید سعی کنند تا وظایفی که دارند را به­خوبی انجام دهند اما در کشورهایی که اطلاعات و درک سیاسی و اقتصادی مردم نسبتا پایین است، احتمال اینکه بین منافع دولت و مردم اختلاف به ­وجود آید، افزایش خواهد یافت. در چنین جوامعی دولت بجای آن­که منافع همه مردم را تامین کند، فقط به فکر تامین نیازهای آن دسته که قدرت سیاسی و اقتصادی زیادی دارند، خواهند بود. (وودوارد ، 1375 : صفحه 40) منافع مردم به بهبود وضع زندگی­شان در بلندمدت بستگی دارد، بنابراین منافعشان به­ طور غیرمستقیم به توسعه بلندمدت اقتصاد بستگی دارد. این در حالی است که منفعت دولت­ها بر خلاف مردم، به باقی ماندشان بر سر کار ارتباط پیدا می­ کند. از این رو اهدافی که دولت­ها برای خود در نظر می­گیرند، اهداف کوتاه­مدت خواهد بود.
وقوع بحران­های اقتصادی در دهه 1970 میلادی، زمینه تردید در اقتصاد دولت محور و ایجاد مباحثی همچون محدودیت دخالت دولت و توجه بیشتر به کارایی بخش خصوصی نسبت به بخش دولتی را به ­وجود آورد. (فخرایی، 1389 : صفحه 3) به طور مثال کسری بودجه معضلی است که از کاهش درآمدهای دولت یا افزایش هزینه­ های دولت شکل می­گیرد. آثار و پیامدهای کسری بودجه بسته به علل به ­وجود آمدن آن، روش­های تامین مالی و نیز تعداد سال­های تداوم آن بستگی دارد. روش­های تامین مالی کسری بودجه، آثار متفاوتی بر سطح نرخ بهره، سرمایه ­گذاری و تورم بر جای خواهد گذاشت. هر قدر کسری­ها برای دوره­ های طولانی­تری تداوم داشته باشد، حجم بدهی­های دولت نیز افزایش خواهد یافت و نیاز به کاهش هزینه­ های مالی دولت و یا پولی­ کردن بدهی­ها افزایش خواهد یافت. بر اساس بررسی­های انجام گرفته در این زمینه، اثرات بلندمدت کسری بودجه دائمی بسیار مخرب ­تر از آثار کوتاه­مدت آن است. (اردگنا و همکاران ، 2013 : صفحه 9)
تصدی­گری دولت و عدم واگذاری امور به مردم و بخش خصوصی و سازمان­های غیردولتی، موجب بزرگ شدن بخش دولتی و افزایش فعالیت­های ناکارآمد خواهد شد. از طرفی، هنگامی که اقتصاد کلان بی­ثبات باشد و نااطمینانی افزایش یابد، انگیزه­ بخش خصوصی برای سرمایه ­گذاری کاهش خواهد یافت. در این صورت دخالت دولت در اقتصاد برای تامین سرمایه ضروری است. اما گسترش فعالیت­های دولتی نیز مشکلاتی را به جامعه تحمیل خواهد کرد. شایع­ترین این قبیل مشکلات شامل کاهش کارایی در اقتصاد، کاهش توان رقابت­پذیری، کاهش بهره­وری نیروی کار و کاهش انگیزه بخش خصوصی برای سرمایه ­گذاری و تولید، افزایش کسری بودجه دولت و … است.
در بسیاری از کشورها از سیاست کسری بودجه به عنوان ابزاری جهت اعمال سیاست­های مالی استفاده می­ شود بنابراین دولت­ها باید هدایت­گر کسری بودجه باشند و حتی اگر از آن به عنوان ابزار اعمال سیاست­های مالی استفاده می­ کنند، باید با هدف­ بهبود برخی از متغیرهای اساسی اقتصادی، مانند رشد اقتصادی باشد. در غیر این­صورت، با وقوع کسری بودجه و پولی کردن تامین آن، پدیده مخرب­تری مانند تورم ایجاد خواهد شد.
تعیین محدوده دخالت دولت در اقتصاد، قبل از انجام هر نوع تصمیم، نیاز به یک فرایند طولانی، دقیق و ریزبینانه­ای دارد. از این رو برای اتخاذ بهترین تصمیم، نیاز به مشارکت دادن کلیه نهادها و نیروهای فکری جامعه و آحاد مردم وجود دارد. زیرا تصمیم ­گیری با چنین ویژگی­هایی، احتمال بروز خطا در تصمیم ­گیری را به حداقل ممکن کاهش خواهد داد. همچنین برطرف کردن مسائل و مشکلاتی که اقتصاد یک کشور با آن روبه ­رو می­ شود، نیاز به شناسایی دقیق، استفاده از ابزارهای مناسب برای پیش ­بینی آثار اجتماعی، سیاسی و ظرفیت­های موجود در عرصه ­های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دارد. هنگامی­که نهادهای تصمیم ­گیری، از چنین ویژگی­های برخوردار باشند، کمک زیادی به رفع مشکلات و مسائل کشور خواهند کرد.
2-10-6) مشکل جذب سرمایه
جذب سرمایه­ راهی برای تامین کمبود سرمایه به شمار می­رود. اگر شرایط اقتصادی کشورها باثبات باشد و بخشی از این
سرمایه­ها از خارج تامین شود، امکان انتقال تکنولوژی و تخصص از کشورهای پیشرفته به سایر کشورها، فراهم خواهد شد. این عمل زمینه افزایش توان رقابت اقتصادی با سایر کشورها را نیز فراهم خواهد کرد. بدین ترتیب کشورها تلاش خواهند کرد به منظور افزایش جذابیت بازارهای داخلی برای سرمایه ­گذاران داخلی و خارجی، اقدام به فعالیت­هایی مانند تضمین قراردادها و ایجاد امنیت برای سرمایه ­گذاری و ارائه تسهیلات مناسب برای سرمایه ­گذاران خارجی نمایند، تا از این طریق بتوانند هم مشکل کمبود سرمایه را برطرف نمایند و هم توان تولید و رقابت را بهبود دهند. بنابراین ایجاد شرایط مساعد برای رشد تشکیل سرمایه خواهد توانست کمک بزرگی برای کشورهایی باشد با مشکل تولید مواجه هستند را فراهم کند.
2-10-7) تغییرات نرخ بهره
بر اساس تئوری­های کلان، نرخ بهره یکی از هزینه­ های سرمایه ­گذاری بوده و به منزله قیمت در بازار مالی است. نرخ بهره بانکی به عنوان هزینه سرمایه از دیدگاه سرمایه‏گذار و هزینه فرصت پول از دیدگاه سپرده‏گذار محسوب می‏شود و تقاضای پس­انداز برای سرمایه ­گذاری تابعی از معکوس نرخ بهره است. در بازارهای آزاد، نیروهای موجود در بازار سرمایه نرخ تعادلی بهره را تعیین خواهند ‏نمود. تغییر نرخ بهره بانکی همواره در عملکرد اقتصادی همه جوامع اعم از پیشرفته یا در حال توسعه، بسیار مؤثر و سرنوشت‏ساز بوده است. تغییر نرخ بهره بانکی در فرایند جهت‏گیری­های اقتصادی به ویژه اقتصادهای ملی و محلی چشم‏گیر و سرنوشت‏ساز است.
افزایش نرخ بهره به عنوان یکی از شوک­های طرف تقاضا است. هنگامی که شوک­های طرف عرضه اقتصاد پدیده رکودتورمی را تایید کنند، باید در طرف تقاضا و شوک­های طرف تقاضا نیز دنبال نشانه­ های از رکودتورمی بود. افزایش نرخ بهره احتمال بروز رکودتورمی را تشدید خواهد کرد. بررسی­های انجام گرفته حاکی از آن است که نرخ بهره اسمی ارتباط نزدیکی با تورم دارد و هنگامی که تورم بالا باشد، افزایش نرخ بهره منجر به کاهش ستانده خواهد شد. همچنین تغییر سیاست­های نرخ بهره از نظام ثابت به شناور، انفجار تورم را بدنبال خواهد داشت. (لویو، 2000 : صفحه 1) این متغیر به طور مستقیم بر جریان سرمایه ­گذاری و تولید تاثیرگذار است و از طریق اثراتی که بر جریان تولید می­ گذارد می ­تواند بر شکل­ گیری رکودتورمی تاثیرگذار باشد.
2-11) جمع­بندی فصل دوم:
در این فصل، رکودتورمی تعریف شد و نظریه­ های اقتصادی مختلف درباره آن ارائه شد. پس از آن، عوامل به­وجودآورنده آن در طی زمان و بر اساس تجربه ­های کشورهای مختلف جهان، اعم از پیشرفته و در حال توسعه، بررسی شد. پس از آن به برنامه ­های تعدیل اقتصادی پرداخته شد. ابتدا برنامه ­های تعدیل اقتصادی تعریف شدند و ضمن ارائه انواع آن؛ دلائل اجرای آن در کشورهای مختلف بررسی شدند. سپس ارتباط بین سیاست­های تعدیل اقتصادی با بحران بدهی­ها بررسی شد.
در بخش آخر هم عواملی که با تحریک طرف عرضه و تقاضای اقتصاد، بر شکل­ گیری رکودتورمی موثر بوده ­اند، بررسی شدند. مجموعه عواملی که در این قسمت بررسی شدند، از متغیرهایی بودند که در اثر سیاست­های تعدیل دستخوش تغییر شده ­اند.
نتایج به­دست آمده بیانگر آن است که می­توان دور باطل رکودتورمی را در وجود نهادهای ناکارآمدی جستجود کرد که با تغییر دادن رویه­های سیاست­گذاری به نفع خود، از کارایی آن­ها کاسته­اند. همچنین در تحلیل­های مربوط به دور باطل رکودتورمی باید به نقش کارآفرینان سیاسی و اقتصادی هم توجه کرد. این کارآفرینان، از نهادهای موجود در جامعه تاثیر می­پذیرند و بر آن­ها تاثیر می­گذارند. وقتی آن­ها حقوق مالکیت و هزینه مبادله را نفع نهادهای توزیع منابع و توزیع رانت تغییر دهند، اقتصاد در وضعیت نامطلوبی قرار خواهد گرفت و با تضعیف کردن بخش تولید و کاهش بهره­وری نیروی کار و سایر عوامل تولید خواهند توانست معضلات اقتصادی چون رکودتورمی را به دور باطل تبدیل کنند. هنگامی­که آن­ها زمینه شکل­ گیری نهادهای کژکارکرد را افزایش دهند، فعالیت­های تولیدی جای خود را فعالیت­های رانتی و نامولد خواهند داد و میزان سرمایه ­گذاری­های مولد و تولیدی با گذشت زمان کاهش خواهند یافت و نرخ­های تورم شدید با نرخ­های بیکاری زیاد، امکان شکل­گرفتن رکودتورمی با فاصله­های زمانی کوتاه­مدت را افزایش خواهد داد و این دور باطل قوی­تر خواهد شد.
در فصل بعد، عوامل محرک به ­وجود آمدن رکودتورمی در ایران بررسی خواهند شد و مدل اقتصاد سنجی که مورد استفاده قرار خواهد گرفت، توضیح داده خواهد شد.
فصل سوم :

نظر دهید »
تحقیقات انجام شده درباره کاهش فاصله میان مطالعات تئوریک حوزه زمان بندی و ...
ارسال شده در 17 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

 

ظرفیت ماشین­آلات

 

نامحدود

 

 

 

لازم به ذکر است که دلیل اصلی کوچک در نظر گرفتن ابعاد مسئله یا حذف فاکتوری همچون محدودیت ظرفیت ماشین­آلات تنها به دلیل افزایش چشم­گیر زمان حل مسئله در نرم­افزار لینگو و امکان نرسیدن به جواب بهینه کلی بوده است و از آنجا که این تغییرات جزیی از دامنه تغییرات ممکن این فاکتورها است تاثیری در اعتبار­سنجی مدل نخواهند داشت.
مسئله مورد بررسی در این بخش در نرم­افزار لینگو ۹ حل شد و جواب بهینه برابر ۲۸۳۰ بود. توالی کارها نیز به صورت بدست آمد. جهت اطمینان از درستی عملکرد مدل گانت چارت جواب بهینه در شکل(۳-۲) رسم شده است.
شکل ۲ شکل ۳-۲. گانت چارت جواب بهینه مسئله طراحی شده جهت اعتبار­سنجی مدل ریاضی.
۳-۵. تعیین پیچیدگی مسئله
انتخاب روش حل مناسب می ­تواند در دقت و کیفیت و زمان مورد نیاز برای حل یک مسئله تاثیر قابل توجهی داشته باشد. شاخه­ای از علوم کامپیوتر با نام نظریه پیچیدگی[۸۰] بر مطالعه این مبحث تمرکز دارد. به طور خلاصه پیچیدگی یک مسئله با میزان محاسبات لازم جهت حل آن ارتباط مستقیم دارد. این بدان معناست که با افزایش ابعاد مسئله طبیعتا زمان حل آن نیز افزایش می­یابد. چنان­چه زمان حل مسئله نسبت به ابعاد آن با تابعی چند­جمله­ای افزایش یابد، زمان این مسئله را چند­جمله­ای می­گویند. چنین مسائلی عمدتا با روش­های دقیق قابل حل هستند.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
دسته بزرگتر و مهم­تری از مسائل بهینه­سازی که عمدتا مسائل زمان­بندی نیز در این دسته قرار می­گیرند دارای تابع زمانی غیر­ چند­جمله­ای هستند. چنین مسائلی را در علم پیچیدگی می­نامند. این دسته از مسائل با روش­های دقیق قابل حل نبوده و لذا از روش­های تقریبی جهت یافتن نزدیک­ترین جواب به بهینه کلی بهره گرفته می­ شود. در نتیجه شناخت مسئله از نقطه نظر پیچیدگی آن می ­تواند بر کیفیت جواب تاثیر مستقیم داشته باشد.
پیندو [۶] در کتاب مفصل خود پیرامون موضوع زمان­بندی سلسله مراتب مسائل پیچیدگی در مسائل زمان­بندی را در گراف­هایی تشریح می­ کند. این گراف­ها در شکل­های(۳-۳) و (۳-۴) آمده­اند.
شکل ۳ شکل ۳-۴. سلسله مراتب پیچیدگی در توابع هدف مسائل زمان­بندی [۶].
شکل ۴ شکل ۳-۳. سلسله مراتب پیچیدگی در مسائل کارگاهی زمان­بندی [۶].
همانطور که از این شکل­ها مشخص است میزان پیچدگی یک مسئله زمان­بندی به نحوه چیدمان ماشین­آلات و تابع هدف مسئله بستگی مستقیم دارد. نکته قابل تعمل در مسئله پیچیدگی آن است که پس از تشخیص میزان پیچیدگی یک مسئله به کمک این گراف­ها می­توان این میزان را به حالات خاص این مسائل نیز تعمیم داد. به عنوان مثال مقدار پیچیدگی مسئله که حالت خاصی از مسئله است را می­توان معادل مقدار پیچیدگی مسئله دانست. این مسئله را در علم پیچیدگی به صورت نشان می­ دهند.
در این تحقیق مسئله زمان­بندی تولید جریانی منعطف بدون انتظار با محدودیت ساعات کاری ماشین­آلات، زمان نصب وابسته به توالی کارها و استراتژی ترکیبی تولیید با هدف حداقل سازی هزینه­ها مورد بررسی قرار می­گیرد. راک[۸۱] [۴۵] نشان داد که مسئله تولید جریانی بدون انتظار با تابع هدف بیشینه زمان­های تکمیل است. با توجه به نتایج مطرح شده در مورد میزان پیچیدگی مسئله پردازش بدون انتظار به یقین می­توان گفت که مسئله مورد بحث در این تحقیق نیز از میزان پیچیدگی برخوردار است لذا حل این مسئله در ابعاد بزرگ را نمی­ توان به طور کارایی با روش­های دقیق انجام داد. در فصل آینده روش­های حل کارایی با بهره گرفتن از رویکرد­های فراابتکاری ارائه می­گردند. ولید جریانی منعطف بدون انتظار با محدودیت ساعات کاری ماشین
۳-۶. جمع­بندی
در این فصل، پس از بیان تعریف مسئله مورد بررسی و تشریح ویژگی­های آن، مدل ریاضی عدد صحیح غیر خطی جدیدی برای حل آن ارائه گردید. در ادامه فصل نیز اعتبار مدل ریاضی ارائه شده با بهره گرفتن از دو رویکرد سنجیده شد. در پایان فصل نیز دلایلی مبنی بر ناکارامدی روش­های حل دقیق برای مسئله مذکور بیان شده و میزان پیچیدگی آن مورد بررسی قرار گرفت.
فصل چهارم
الگوریتم­های فراابتکاری پیشنهادی و نتایج محاسباتی
۴-۱. مقدمه
هدف از حل هر مسئله بهینه­سازی یافتن بهترین ترکیب ممکن از متغیرهای جواب برای آن مسئله است. مسائل بهینه­سازی از منظر ماهیت جواب شدنی برای آنها به دو دسته کلی مسائل پیوسته و مسائل گسسته تقسیم می­شوند. مسائل حوزه زمانبندی به عنوان دسته­ای مهم از مسائل بهینه­سازی ترکیبی یکی از شناخته شده ترین مسائل با ساختار گسسته هستند. فاکتورهای جواب این دسته از مسائل باید به صورت گسسته کدگذاری شوند. با توجه به اهمیت مسائل این حوزه تاکنون رویکرد­های جواب متنوعی برای حل این مسائل ارائه گردیده­اند. با نگاهی کلی، روش­های حل ارائه شده را می­توان در دو گروه کلی روش­های دقیق[۸۲] و تقریبی[۸۳] جای داد. ساختار رویکردهای دقیق به گونه ­ای است که عملکرد آنها را تنها به حل مسائل با پیچیدگی مشخص و ابعاد کوچک محدود می­ کند. این رویکردها برای مسائل با ابعاد بزرگ زمان­های حل بسیار ناکارامدی را ارائه می­ دهند. برهمین اساس، لزوم استفاده از رویکردهای تقریبی در حل مسائل پیچیده بدیهی به نظر می­رسد. این رویکردها بسته به نوع آنها می­توانند جواب­های با کیفیت قابل قبول را در زمان منطقی ارائه ­دهند.
روش­های فراابتکاری[۸۴] دسته مهمی از روش­های تقریبی هستند که عموما با الگوبرداری از رفتار طبیعت تدوین گردیده­اند. وجه تمایز اصلی این روش­ها با روش­های تقریبی دیگر استفاده از متدهایی برای اجتناب از توقف فرایند جستجو در بهینه محلی[۸۵] است. براساس استراتژی­ های بکار رفته در فرایند الگوریتم، امروزه طیف گسترده­ای از روش­های فراابتکاری به جامعه محققین ارائه شده است که برای مثال می­توان به الگوریتم­هایی نظیر ژنتیک[۸۶]، جستجوی ممنوع[۸۷]، مورچگان[۸۸]، تبرید شبیه­سازی شده[۸۹]، سیستم ایمنی مصنوعی[۹۰] و … اشاره کرد.
در ادامه فصل پیش رو، الگوریتم­های فراابتکاری ارائه شده به منظور حل مسئله مورد بررسی شامل الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی و تبرید شبیه­سازی شده با رویکرد ابری به طور کامل تشریح می­گردند. پس از آن با بهره گرفتن از رویکرد تنظیم پارامترها به روش تاگوچی الگوریتم­های ارائه شده کالیبره شده و به وسیله آزمایشات طراحی شده مورد سنجش قرار می­گیرند. در نهایت نتایج استخراج شده از اجرای آزمایشات تشریح می­گردند.
۴-۲. الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی
الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی یکی از جدیدترین الگوریتم­های الگوبرداری شده از رفتارهای طبیعی پدیده ­ها است. همانگونه که از نام آن هویدا است، این الگوریتم از سیستم ایمنی بدن موجودات زنده و بالاخص پستانداران الگوبرداری شده است. روند کلی الگوریتم بسیار شبیه به الگوریتم ژنتیک بوده اما وجود تفاوت­هایی تاثیرگذار باعث برتری نسبی این الگوریتم نسبت به الگوریتم ژنتیک در برخی مسائل بهینه­سازی ترکیبی گردیده است.
سیستم ایمنی بدن انسان مجموعه ­ای پیچیده است که وظیفه حفاظت بدن در مقابل خطرات و حفظ سلامتی آن را به عهده دارد [۳۴]. این سیستم این وظیفه را با شناسایی عوامل مضر خارجی به نام پاتوژن­ها[۹۱] و تلاش جهت نابود­سازی آنها انجام می­دهد. این عوامل عموما به کمک فاکتور پروتئینی موجود در ساختارشان که آنتی­ژن[۹۲] نام دارد شناسایی می­شوند. پس از شناسایی آنتی­ژن، بدن فاکتور پروتئینی مناسب جهت نابود­سازی آنتی­ژن مربوطه را که آنتی­بادی[۹۳] نام دارد ساخته و به جریان خون می­فرستد و از این طریق عامل خارجی مضر را نابود می­ کند این فرایند را پاسخ اولیه ایمنی[۹۴] می­نامند. پس از رفع خطر، بدن بهترین آنتی­بادی ساخته شده را در حافظه خود نگه می­دارد تا چنانچه این آنتی­ژن بار دیگر وارد بدن شد بتواند عملکرد سریع­تری داشته باشد. دلیل علمی واکسیناسیون نیز همین است.
در کل سیستم ایمنی بدن انسان به زیر شاخه سیستم ایمنی ذاتی[۹۵] و سیستم ایمنی قابل انطباق[۹۶] تقسیم می­ شود [۳۴]. سیستم ایمنی ذاتی وظیفه دفاع عمومی بدن را برعهده داشته و تنها توانایی مبارزه با بیماری­های مشخصی را دارد، چیزی را به یاد نمی­سپارد و عملکرد خود را بهبود نمی­بخشد. اما سیستم ایمنی قابل انطباق توانایی مواجهه با عوامل بیماری­زای جدید را داشته و در هر زمان بهترین عملکرد خود را در مقابل پاتوژن­های جدید به خاطر می­سپارد. لازم به ذکر است که تمام الگوریتم­های ایجاد شده براساس سیستم ایمنی بدن براساس سیستم ایمنی قابل انطباق تدوین شده ­اند.
رویه جستجوی بهترین آنتی­بادی و نحوه به یاد سپاری آن برای تقریبا تمام عمر در بدن توجه بسیاری از پژوهشگران را جلب کرده است. به همین دلیل الگوریتم­های متعددی که هر کدام از بخشی از فرایند ایمنی الگوبرداری شده ­اند در طی سال­ها ایجاد شده است. در یک تقسیم ­بندی کلی الگوریتم­های ایمنی ارائه شده را می­توان در سه دسته الگوریتم ایمنی تولید انتخابی[۹۷]، شبکه ایمنی[۹۸] و جستجوی منفی[۹۹] تقسیم کرد. الگوریتم ایمنی مصنوعی با رویکرد تولید انتخابی عموما در مسائل تعیین توالی بهینه و زمانبندی مورد استفاده قرار می­گیرد حال آنکه دو رویکرد بعدی عموما برای مسائل تشخیص عوامل مخرب و مسائل خوشه­بندی[۱۰۰] یا جستجوی الگو[۱۰۱] مورد استفاده قرار می­گیرند. در تحقیق پیش رو نیز رویکرد تولید انتخابی الگوریتم ایمنی مصنوعی مورد استفاده قرار گرفته است لذا از این پس عبارت الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی به اختصار به جای عبارت رویکرد تولید انتخابی الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی به کار می­رود.
الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی فرایند جستجوی خود را با جامعه­ای از آنتی­بادی­های تصادفی که در واقع نشان دهنده جواب­های شدنی هستند آغاز می­ کند. در الگوریتم ایمنی مصنوعی آنتی­ژن­ تابع هدف را نمایندگی می­ کند. لذا هر کدام از جواب­ها از نظر میزان تطابق[۱۰۲] با تابع هدف مورد ارزیابی قرار می­گیرند و در نهایت جواب­ها براساس میزان تطابقشان با تابع هدف که همان میزان برازندگی[۱۰۳] در الگوریتم ژنتیک است مرتب می­شوند. پس از آن تعدادی مشخص از بهترین جواب­ها انتخاب شده و براساس رابطه­ای که بسته به نوع مسئله تعریف می­ شود، از هر جواب بسته به میزان تطابق آن تکثیر[۱۰۴] می­ شود. یعنی هرچه تطابق بیشتر باشد تعداد تکثیر نیز بیشتر می­ شود. در مرحله بعد هر جواب بسته به میزان تطابق خود تحت عملگر جهش[۱۰۵] قرار می­گیرد، یعنی هر چه تطابق یک جواب بیشتر باشد میزان جهش کمتر خواهد بود. در نهایت میزان تطابق جواب­های جهش یافته بررسی شده و به تعدادی که در مراحل قبل بهترین جواب­ها برگزیده شده بودند، از بهترین جواب­های جهش یافته برداشته می­ شود و با همان تعداد از بدترین جواب­های جامعه مرجع جایگزین می­گردد. این رویه تا فرارسیدن شروط توقف[۱۰۶] ادامه می­یابد.
الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی به دلیل ساختار خود نقاط قوتی را در مقابل سایر الگوریتم­ها دارا است. از آنجا که این الگوریتم همزمان دسته­ای از جواب­ها را مورد بررسی قرار می­دهد توانایی جستجوی همزمان نقاط متفاوتی از فضای حل را دارا می­باشد و این مسئله توانایی الگوریتم برای رسیدن به بهینه کلی را افزایش داده و از به دام افتادن الگوریتم در بهینه موضعی جلوگیری می­ کند. به علاوه از آنجا که این الگوریتم فاقد عملگر تقاطع[۱۰۷] است در شرایط مساوی سرعت بالاتری نسبت به الگوریتم ژنتیک داشته و نیز از آنجا که عملگرهای بازتولید و جهش نیز در این الگوریتم تابعی از میزان تطابق جواب هستند سرعت همگرایی آن نسبت به الگوریتم ژنتیک بیشتر است.
۴-۲-۱. شمای کلی الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی
فرایند اجرای الگوریتم تولید انتخابی سیستم ایمنی مصنوعی مطابق شبه برنامه زیر است:
تولید جامعه اولیه آنتی­بادی­ها(جواب­ها) به صورت تصادفی.
محاسبه میزان تطابق جواب­های تولید شده با آنتی­بادی(تابع هدف) و مرتب کردن جامعه اولیه براساس میزان تطابق جواب­ها.
انتخاب تعدادی مشخص از بهترین جواب­ها.
تکثیر جواب­های انتخاب شده براساس میزان تطابق آنها.
اعمال جهش روی جواب­های تکثیر شده.
محاسبه میزان تطابق جواب­های جهش یافته با تابع هدف و مرتب­سازی آنها براساس میزان تطابق.
جایگزین کردن تعدادی مشخص از بهترین جواب­های تولید شده با بدترین جواب­های جامعه جاری.
بررسی شروط توقف. چنانچه شرط توقف برقرار نبود، مرحله ۲.
۴-۲-۲. مفاهیم الگوریتم تولید انتخابی سیستم ایمنی مصنوعی و نحوه بکارگیری آنها
هر رویه حل شامل اصول و مفاهیمی است که فرایند جستجو را تشکیل می­ دهند. مفاهیم پایه­ای الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی به شرح زیر است:
کدگذاری[۱۰۸] جواب
تولید جامعه اولیه
تابع تطابق
عملگر تکثیر
عملگر جهش
شروط توقف
۴-۲-۲-۱. کد­گذاری جواب
به نحوه نمایش جواب در هر الگوریتم کد­گذاری جواب می­گویند. کد­گذاری باعث افزایش کارایی الگوریتم و امکان انجام روان­تر و کاراتر عملگرهای الگوریتم را بر جواب فراهم می­ کنند. معمولا کد­گذاری به یکی از روش­های ترتیبی، ارزشی و یا درختی انجام می­ شود که بسته به نوع مسئله هر یک می­توانند مزایا و معایب خود را داشته باشند. اما ممکن است روش­های جدید دیگری نیز برای کدگذاری در مسئله­ای خاص مورد استفاده قرار بگیرد. اصلی­ترین نکته در انتخاب یک روش کد­گذاری تولید جواب موجه[۱۰۹] توسط آن روش کدگذاری است به طوریکه پس از اعمال عملگرها، جواب از حالت موجه خارج نشود. در صورتی که چنین چیزی امکان­ پذیر نباشد باید مرحله اصلاح جواب کدگذاری شده و برطرف کردن مسئله ناموجه بودن آن به فرایند الگوریتم اضافه شود. بدیهی است که افزودن چنین مرحله­ ای از کارایی الگوریتم خواهد کاست. در حالت کلی روش­های کدگذاری در الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی شبیه به الگوریتم ژنتیک است با این تفاوت که رشته جواب در الگوریتم ژنتیک کروموزوم[۱۱۰] نامیده می­ شود در حالی که این رشته در الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی آنتی­بادی نام دارد.

نظر دهید »
منابع پایان نامه درباره :ارائه مدل مطلوب توسعه زیر ساخت‌های صنعت چرم- فایل ۱۸
ارسال شده در 17 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

جدول ۵-۲ ضخامت انواع چرم تولید
عملیات حین پروسس:
خنثی سازی
الف- شستشوی قبل از خنثی سازی: این شستشو که در واقع خیساندن مجدد می باشد چندین وظیفه برعهده دارد:
زدودن تراشه های شیوینگ - خیساندن مجدد وتبلوها - حذف کروم سطحی - گرم کردن مقدماتی
ب:عملیات خنثی سازی:
عملیات خنثی سازی در واقع حذف کلیه اسیدهای اضافی موجود در کلاژن می باشد،که قبل از عملیات ریتانینگ در زیر نقطه ایزو الکتریک قرار دارد. اطلاق لفظ اسید زدایی به جای خنثی سازی مناسب تر است .
عملیات خنثی سازی در واقع تبدیل PH وتبلوها به حالت مناسب و دلخواه برای ریتانینگ می باشد. ازجمله مواد خنثی سازی: بی کربنات آمونیوم ، فرمیات سدیم وفرمیات کلسیم واستات سدیم.
پایان نامه - مقاله - پروژه
نحوه ریتانینگ :
عملیات ریتانینگ بعد از شیوینگ وتعیین ضخامت چرم شروع می شود. بعد از آبگیری وتبلو بایستی دقت شود تا وتبلوها از نظر دارا بودن رطوبت یکسان باشند. عملیات ریتانینگ براساس وزن شیوینگ محاسبه و عمل می شود، اگر وتبلوها دارای رطوبت یکنواخت و کافی باشند عملیات شیوینگ درست انجام می گیرد. مقدار آب بایستی به اندازه ای باشد که چرم بتواند به راحتی در درام گردش کند و گره نخورد. آب مصرفی باید با ظرفیت درام تناسب داشته باشد. جذب تمام مواد فعالی که به صورت امولسیون به درام اضافه می شوند، به واسطه گردش صحیح درام صورت می گیرد. گردش شدید و زیاد درام به چرم ضرر می رساند. غلظت حمام روغن دهی مهم است. در عمل نبایستی بیش از ۱۲۵- ۱۵۰% چرم آب مصرف کند استفاده از آب به مقدار ۱۰۰%وزن چرم معمول است.
در ادامه مبحث فرایند چرم سازی می رسیم به مرحله بعدی آن که روغن دهی به چرم می باشد .
۱۱-۴-۲ روغن دهی
روغن دهی عبارتست از فرایند پوشش دادن سطوح مختلف الیاف و مواد الیاف گونه چرم بالایه نازکی از  روغن. فرایند روغن دهی فرآیندبسیارمهمی در ساخت چرم می باشد. چرم تا زمانی که روغن دهی نشده باشد به محض خشک شدن سفت و سخت می شود. الیاف آن نمی توانند روی هم سر بخورند و لذا در مقابل نیروی کشش، در مقابل چرخ خیاطی و در مقابل سایش و اصطکاک استحکام نخواهد داشت. تمامی موارد فوق با روغن دهی اصلاح می شود. علاوه بر آن خواص فیزیکی دیگری از جمله استحکام رخ، مقاومت چرم در برابر مواد شیمیایی و ضدآب شدن چرم نیز با روغن دهی ظهور و بروز می کند. در این فرایند از امولسیون چربی استفاده می شود. امروزه اغلب مواد روغنی که در صنعت چرم به کار می رود به صورت سولفاته یا سولفیته است. در فرآیندهای روغن دهی مقدار روغن مصرفی به نوع چرم و ضخامت آن بستگی دارد مقدار روغن مصرفی در چرم های سبک بیش از مقدار روغن مصرفی در چرم های سنگین است. در مرحله روغن دهی گردش دهی، گردش درام به نفوذ روغن کمک می کند.
روغن های مناسب برای روغن دهی چرم :
روغن کرچک
روغن بادام زمینی
روغن بزرک(کتان)
روغن شلغم : یک روغن عالی برای روغن دهی چرم است.
روغن زیتون
روغن نارگیل
روغن ماهی
روغن اسپرم: از والهای قطبی بدست می آید.
چربی حیوانی
سایر روغن ها وچربی ها: روغن آفتابگردان، سویا، خشخاش و…
۱۲-۴-۲  تکمیل چرم:
اصطلاح تکمیل چرم از نظر دباغان به عمل آوری چرم با مواد مختلف فینیش، لاکها، واکس های مناسب جهت ایجاد خواص دلخواه در آن و تبدیل چرم نیمه ساخته (کراست) به یک ماده تجاری خوب و مناسب اطلاق می گردد.
هدف از تکمیل چرم :
اصولا چرم خیلی به ندرت بدون فینیش و صرفا بعد از دباغی، رنگرزی، روغن دهی مصرف می شود. برای اصلاح کراست، از نظر کیفیت رخ  و ایجاد خواص دلخواه در سطح آن بایستی از فینیش استفاده کرد .
براق بودن، مات بودن، داشتن رنگ روشن یا تیره، همه از طریق فینیش حاصل می شود. بسته به نوع مصرف چرم می توان با بهره گرفتن از فینیش خواص ظاهر چرم را به نحو دلخواهی اصلاح نمود. هدف دیگر فینیش حذف ایرادات رخ چرم می باشد. فینیش نه تنها رخ چرم را یکنواخت می کند بلکه لکه ها و ایرادات موجود در رخ چرم را نیز می پوشاند. فینیش باعث می شود تا ضریب مقاومت تغییر رنگ چرم در برابر نور افزایش یافته و گرینهای ریز در رخ چرم ظاهر شود.
طبقه بندی انواع فینیش:
مواد شیمیایی مورد مصرف در فینیش براساس رفتار آنها در آب به دوسته تقسیم می شوند:
۱- مواد محلول در آب
۲- مواد نامحلول درآب
مواد فینیش برسطح  چرم اسپری می شوند، حلال آن به تدریج از سطح چرم تبخیر می شود و فیلم نازکی بر جای می ماند. درطول فرایند تبخیر، غلظت مخلوط فینیش در سطح چرم افزایش می یابد و به این ترتیب مواد موجود درآن، در سطح چرم یک شبکه سه بعدی ایجاد می کند. در این شبکه سه بعدی، ذرات پیگمنت، رنگ، مواد نرم کننده و… با هم پیوند ایجاد می کنند بنابراین در یک مخلوط فینیش، مهمترین مواد آن، مواد تشکیل دهنده فیلم هستند.
خصوصیات فیلم :
فیلم ایده آل برای فینیش بایستی دارای خصوصیات زیر باشد:

 

    1. داشتن حالت انعطاف پذیری و قابلیت کشش

 

    1. چسبندگی

 

    1. قدرت حفظ کنندگی

 

    1. براقیت

 

    1. ثبات و استحکام در برابر سایش

 

    1. داشتن خواص ضدآب و تراوائی

 

    1. ضخامت

 

  1. مقاومت در برابر اسید ،باز و مواد شیمیایی
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 91
  • 92
  • 93
  • ...
  • 94
  • ...
  • 95
  • 96
  • 97
  • ...
  • 98
  • ...
  • 99
  • 100
  • 101
  • ...
  • 223

نام آوران دانش - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

 ساخت بک لینک
 درآمد محتوای ویدیویی
 کپشن اینستاگرام هوش مصنوعی
 فروش لوگو برند
 ابهام رابطه خطرناک
 زبان چشم‌ها
 محتوا جذاب
 ویژگی شوهر ایده‌آل
 مرغ مینا نگهداری
 سگ‌های روسی
 پس از خیانت مردان
 موفقیت اینستاگرام
 روتوایلر راهنما
 تدریس زبان برنامه‌نویسی
 تبلیغات وبسایت
 درآمد تدریس زبان
 تونل بازی گربه
 سئو موبایل
 برنامه غذایی سگ
 حفظ احساسات رابطه
 جلوگیری فاصله عاطفی
 درمان سرماخوردگی عروس هلندی
 تهیه محتوای همیشه سبز
 تبلیغات پادکست
 حفظ شور رابطه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

آخرین مطالب

  • هشدار ضرر حتمی برای رعایت نکردن این نکات درباره آرایش برای دختران
  • ✅ راهکارهای اساسی میکاپ
  • ⭐ مواردی که کاش درباره آرایش دخترانه می دانستم
  • نکته های کلیدی و ضروری درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ترفندهای کلیدی و اساسی درباره آرایش برای دختران (آپدیت شده✅)
  • ⛔ هشدار!  رعایت نکردن این نکات درباره آرایش دخترانه مساوی با خسارت
  • " دانلود پروژه و پایان نامه | ۲-۴-گردشگری در طبیعت (طبیعت گردی) – 2 "
  • " تحقیق-پروژه و پایان نامه – ۲-۸- دیدگاه گامون و رابینسون(۱۹۹۷) در مورد گردشگری ورزشی – 7 "
  • " فایل های مقالات و پروژه ها | ۱-۱-۵٫ سوابق پژوهش – 1 "
  • " دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – گفتار نخست : گونه های دخالت دولت در عرصه ی فرهنگ – 8 "
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان