قانون اساسی کویت در سال ۱۹۷۰م، به تصویب رسید و مجلس ملی آن در سال ۱۹۷۲م، تاسیس شد .(یاپ و بوش، ۱۳۸۸ : ۶۱)
فصل دوم : اوضاع اجتماعی و اقتصادی کویت
موضوع عمده ای که به توسعه وترقی سریع کویت کمک کرد حمله ی بود که ایرانیها در سنه ۱۷۷۶م به بصره کردند ودر نتیجه قسمت اعظم اهالی آنجا به کویت هجرت نمودند .( ویلسن ،۱۳۴۸: ۲۸۷) سرداری ایرانیان با برادر کریم خان زندصادق خان بود که این حمله باعث مهاجرت نماینده سیاسی بریتانیا و شرکتهایی تجاری از بصره به کویت شد ودر طول مدتی که بصره به تصرف ایرانیها باقی بود خط سیر تجارت هندوستان با بغداد وحلب و ازمیر و استانبول از بصره به کویت منتقل گردید. بعد از حمله ی اعراب عتوبی در سال ۱۷۸۳م به بحرین تجارت کویت بیشتر رونق یافت واز مسقط و بحرین مال التجاره به آنجا حمل می شد . پس از آنکه عثمانی ها بصره را از ایران مسترد داشتند عمال تجارت خانه انگلیس در آنجا بواسطه اختلافاتی که با مامورین عثمانی پیدا کردند مجبور شدند در سال ۱۷۹۳م موقتا به کویت بروند (امیر ابراهیمی ،۱۳۶۶: ۴۲۰).
نتایج مهمی که با اشغال بندر بصره توسط نیروهای کریم خان زند در بر داشت ،مهاجرت عده ای از بازرگانان به کویت و بیرون رفتن شماری دیگر از کویت به قصد تجارت بود. این گردش و جابه جایی سبب رشد تجارت و رونق آن به صورت عمومی در بندر کویت گردید . (لوریمر ،ترجمه نبوی، ۱۳۷۹ :۵۶)
در خصوص ساختار اقتصاد کویت، بایستی آن را به دو دوره قبل و بعد از اکتشاف نفت تقسیم کرد ..تا قبل از اکتشاف نفت در کویت،بازرگانی و تجارت خارجی در اقتصاد این کشور حائز اهمیت فراوان بوده است .تجارت به صورت سنتی از گذشته های دور در خلیج فارس برقرار بوده است .و مهمترین کارکرد اقتصادی در منطقه محسوب میشده است . پس از کشف نفت، اقتصاد کویت تک محصولی و درآمد آن متکی بر صادرات نفت است .از مهمترین کالاهای صادراتی آن می توان به نفت و محصولات مرتبط با آن و مروارید اشاره کرد . کالاهای وارداتی آن نیز بیشتر در زمینه ی کالاهای مصرفی همچون مواد غذایی و فولادهستند.
موقعیت مناسب خلیج کویت برای لنگر اندازی کشتی ها ،کویت را در معرض تجارت خلیج فارس و سواحل غربی شبه قاره هند قرار داد و زمینه ساز ایجاد بندر تجاری کویت و همچنین مطرح شدن این بندر به عنوان یک موجودیت سیاسی و تحت الحمایه قرار گرفتن آن از سوی انگلیس گردید .(اسلامی ،۱۳۶۹ :۱۰۶)
کویت قبل از پیدایش نفت ، با ناوگان و کشتی های غوّاصی در سواحل خلیج فارس به صید مروارید می پرداختند .کشتی های بازرگانی این ایالت نیز ،خرما را از بصره تحویل می گرفتند و به هندوستان یا شرق آفریقا می بردند .(کریستال ،۱۳۷۸ : ۶۷)
اقلام صادراتی بندر بوشهر به بندر کویت، عبارت بودند از : پنبه،ریشه روناس،ابریشم خام،بادام،کشمش،تنباکو،گلاب،پشم،گندم،تریاک،نخود،قالی،شراب. و همچنین واردات بندر بوشهر از طرف شیخ نشین ها عبارت بودند از: شال کشمیری،روغن نارگیل ،چرم،ادویه،فلفل،چای،کافور، قهوه،آهن،فولاد، شیشه آلات ،روی،جیوه .(زنگنه،۱۳۸۰ ،۲-۱۵۱)
قرن بیستم قرن تحولات در منطقه خلیج فارس بود . کشف نفت در سال ۱۲۸۷ ش/۱۹۰۸م،۱۳۲۶ق/، باعث توجه ویژه قدرت ها ی بزرگ به این منطقه شد.و این شروعی بر مهاجر پذیری در این منطقه بود .اهمیت نفت در فاصله جنگ هی جهانی اول تا جنگ جهانی دوم آشکار شد و عملیات اکتشاف در آن انجام گردید .در دهه ۱۹۴۰م،صدور نفت کویت به شکل تجاری آغاز شد .این سرزمین در دهه پنجاه تبدیل به یکی از کشورهای بنیادی استخراج کننده نفت در خاورمیانه گردید و منطقه برقان به صورت بزرگ ترین حوزه نفتی آن درآمد.(نامی،۱۳۸۶ :۴۶) در سال ۱۹۳۴م، شرکت نفت بریتانیا-شرکت نفت ایران و انگلیس-و شرکت نفت خلیج آمریکا ،شرکتی به نام شرکت نفت کویت تاسیس کردند و به اتفاق هم، تقاضای امتیاز از شیخ کویت نمودند . به نظر میرسد شرایط امتیاز مساعد باشد زیرا شیخ کویت بر سرزمینی بیابانی و بی آب و علف که درآمدش فقط از راه غواصی و صید مروارید و مختصر درآمدی که از راه ساخت کشتی ها ی بادبانی حاصل میشد،بر کویت حکومت می کرد و مردم کویت در نهایت عسرت زندگی میکردند.نه زراعت و نه صنعت قابل توجه داشتند .حفر اولین چاهی که به نفت رسید ،موسوم به ترقن بود که از آن یکی از بزرگترین منابع نفتی جهان به دست آوردند .(اقتداری، خلیج فارس از دیرباز تا کنون، ۱۳۸۹ : ۱۷۸)
به طور کلی اقتصاد کویت پس از کشف و استخراج نفت ،در آن دگرگون شد و اقتصاد سنتی که بر پایه تجارت محلی ،صید مروارید و کشتی سازی ،استوار بود ؛ کم کم از بین رفت و پس از اکتشاف نفت ،درآمد این کشور از راه فروش نفت و نیز سرمایه گذاری های کلان در سطح دنیا به دست می آید . (الهی،۱۳۸۸ : ۹۶) نخستین میدان نفتی کویت در منطقه «بورغان»در سال ۱۹۳۸م، کشف شد . این میدان عظیم حاوی ۸۲ درصد کل ذخایر کویت و از لحاظ حجم ذخایر پس از میدان نفتی «غدار» در عربستان ،دومین میدان نفتی جهانی محسوب میشود و از حیث هزینه استخراج بسیار مقرون به صرفه است .(وثوقی،محمدباقر، تاریخ خلیج فارس و ممالک همجوار،تهران،سمت،۱۳۸۴،صص۳-۵۵۲)
پس از اکتشاف نفت در کویت ،این کشور از یک جامعه بندری راکد و متکی بر ماهیگیری و تجارت محدود به یک جامعه متکی بر قدرت نفت و عایدات بسیار هنگفت مالی و حائز اهمیت در جهان تبدیل شد . (اسلامی،۱۳۶۹ :۱۲۳)
منطقه خلیج فارس در سال های بین دو جنگ جهانی شاهد وقوع سه رویداد عمده اقتصادی بود که در واقع اوضاع اقتصادی و اجتماعی کویت را نیز دربر می گرفت : (یاپ و بوش، ۱۳۸۸ :۵۲)
۱-جست و جو برای یافتن نفت در سرتاسر منطقه و بهره برداری از نفت ایران،عراق ،بحرین و اکتشاف نفت در کویت و قطر و عربستان و تاثیر این رویدادها بر پیدایش ثروت های تازه و ایجاد منافع جدید در منطقه .
۲- گسترش شکل های جدید ارتباطی و ساخت راه های ماشین رو و راه آهن ،تاسیس رادیو و ایجاد خطوط هوایی .
۳- زوال و افول صید مروارید که صنعت عمده خلیج فارس بود که بر اقتصاد همه کشورهای کوچک منطقه تاثیر ویرانگری بر جای گذاشت .
جنگ جهانی دوم تاثیرات اقتصلدی و سیاسی چشمگیری بر منطقه خلیج فارس داشت. به طور نمونه در کویت چاه های نفت که به تازگی به بهره برداری رسیده بود،بسته شد و تا سال ۱۹۴۶، مورد بهره برداری قرار نگرفت .(یاپ و بوش، ۱۳۸۸ : ۵۳)اما در سال های اولیه اکتشاف نفت در کویت، همواره نظر و توجه خاص انگلستان را به خود معطوف ساخته بود تا جایی که نفت کویت آن سالها نقطه اهمیتی همسنگ با امتیاز راه آهن کویت یافته بود . همچنین قابل ذکر است، « شیخ کویت در۲۷ اکتبر ۱۹۱۳ ، در نامه ای به نماینده سیاسی انگلستان ، در خلیج فارس در بوشهر نوشت : ما با هرآنچه شما صلاح بدانید موافقیم» . (شوادران ،۱۳۵۴ :۳۶۱)
در دوران بعد از جنگ های جهانی ،آهنگ حرکت برای تحولات اقتصادی و اجتماعی در هر یک از کشورهای منطقه خلیج فارس در نوسان بود و کویت پیشگام در حرکت نوسانی سریع این تحولات بود .
عملیات اکتشافی در تمام مدت جنگ جهانی دوم توسه یافت و با ملی شدن نفت ایران،تولید نفت خام در کویت افزایش یافت چنانکه تولید سال ۱۹۴۷فقط دو میلیون و صد و هشتاد و پنج هزار تن بود . در حالی که در سال ۱۹۵۴،رقم تولید سالانه بالغ بر چهل و هفت میلیون تن گردید . در سال ۱۹۵۱قرارداد جدیدی بین شرکت نفت و شیخ کویت امضا شد و مدت قرارداد سابق به موجب آن به مدت هفده سال افزوده شد و عایدی کویت به طور فوق العاده بالا رفت . شرکت نفت کویت بندری مجهز در ساحل کویت ساخت که به میناء الاحمدی به نام شیخ متوفی که عاقد قرارداد نفت بود ،نام گذاری شد ،و این بندر می تواند در آن واحد هشت کشتی نفتکش بزرگ را پهلو دهد و به آن نفت رسانیده ،بارگیری کنند .با درآمد سرشار کویت از نفت ،کویت یک باره دگرگون شده و طی برنامه ده ساله از ۱۹۵۲-۱۹۶۲،مبلغ چهارصد میلیون دلار خرج عمران و آبادانی کویت گردیده است . (اقتداری، خلیج فارس از دیرباز تا کنون، ۱۳۸۹ : ۱۷۹)
با اکتشاف نفت در کویت، پالایشگاه آن در سال ۱۹۴۹،ساخته شد .به دنبال این توسعه اقتصادی ،شاهد رشد فوری جمعیت در این شیخ نشین هستیم . در سال ۱۹۶۹،این رشد هشت درصد بود و کویت از بیشترین نرخ رشد جمعیت در جهان برخوردار شد .به دنبال سرمایه گذاری های نفتی،تحولات همه جانبه ای در عرصه خانه سازی و لوله کش آب به وجود آمد و قابل ذکر است که شالوده ایجاد نظام مدارس نوین در کویت در دهه ۱۹۳۰، بنا نهاده شد و تمهیدات و تدارکات لازم برای فعالیت های تحصیلی و آموزشی در دهه ۱۹۵۰،به سرعت رشد یافت .و منجر به تاسیس دانشگاه در سال ۷۰-۱۹۶۹ در این کشور شد .وضعیت زنان و موقعیت های اجتماعی اشان بهبود یافت .(یاپ و بوش، ۱۳۸۸ : ۹-۵۸)
در کویت تولید نفت در سال ۱۹۴۶،شروع شد و از سال ۱۹۴۹،به علت قطع تولید نفت ایران در خلال جنبش ملی نفت توسط دکتر مصدق ،به سرعت گسترش نمود و در اثر افزایش درآمد حاصل از نفت در این شیخ نشین،اقتصاد بنادر و امور بندری به طور چشم گیری توسعه یافت .(یاپ و بوش، ۱۳۸۸ : ۹-۵۸) بر اثر واقعه ملی شدن نفت ایران،شرکت نفت انگلیس ،فعالیت خود را در کویت افزایش داد و محصول نفت کویت در سال ۱۹۶۱م،به هشتاد و سه میلیون تن رسید . احمد اقتداری،خلیج فارس از دیرباز تا کنون،چاپ دوم، تهران، مؤسسه انتشارات امیر کبیر،۱۳۸۹ ،ص۱۳۹٫) تا اواسط سال های دهه ۷۰ قرن بیستم نیزسهام کمپانی «کویت اویل کمپانی»به دولت انگلستان متعلق بود.بنابراین در طول سه ربع قرن ،انحصارات نفتی و محافل حاکمه ی انگلستان و آمریکای شمالی در پرتو قرارداد انگلیس و کویت، میلیاردها دلار سود دریافت می کردند . .(دلدم، اسکندر،خلیج فارس،مؤسسه انتشارات نوین،۱۳۶۳ ، ص۱۹۴) از نظر اقتصادی از دهه ۱۹۶۰م،کویت به عنوان سرزمینی بسیار ثروتمند معروف شد و ثروت حاصل از نفت این سرزمین را از پیشرفت اقتصادی چشمگیری برخوردار ساخت .
پس از اکتشاف نفت و قرار گرفتن کویت در یک موقعیت اقتصادی ویژه در سطح منطقه خلیج فارس و حتی سطح جهانی، مهاجرت های عظیم کارگری به منظور یافتن شغل از کشورهای همسایه و حتی نقاط دورتر به این شیخ نشین،آغاز شد .
لازمه ی تولید و صدور نفت ،ایجاد مراکز بزرگ تجمع جمعیت و احتیاج فراوان به عامل کار دارد.لذا از همان روزهای نخستین شروع فعالیت های نفتی ،در نقاط مختلف خلیج فارس به ویژه کویت و همچنین گرایش در همه کارگران و پیشه وران ایرانی به سوی مراکز تجمع جدید به وجود آمد و مهاجرت به سوی سواحلی که دارای تاسیسات نفتی شده بودند ،آغاز گردید .قوه جذب بندر کویت،تجمع مهاجرینی را از شرق آسیا وبنادر ایرانی، در آن نقطه زیاد کرد.
کارگرانی که به این نقطه نفتی هجوم می آوردند، اکثرا جوان بودند و به آسانی دست از آداب و عادات و محیط زندگی سابق خود بر می داشتند و در دریای تربیت صنعتی مادی جدید،غوطه می خوردند.برخی به زاد و بوم خود گاه و بیگاه بازمیگشتند و از حاصل اندوخته کار خود در شهرها ی نفتی چیزی برای خود و کسانشان میبردند . زیان این مردم آن بود که خانواده آنها که چشم به راه اندوخته فرزندان خود بودند ،مردمی بیکاره بار آیند و آنچنان که امروز در روستاهای بوشهر و بندرعباس ،مرسوم است ؛پدران و مادران و برادران و کسان کارگر شرکت نفت در انتظارند که در شهر نفتی شمال و جنوب خلیج فارس ،برای آنها حواله ای برسد و لباس فراهم آید یا فرزندانشان بازگردند و خانه اشان را تعمیر کنند یا وامی را که دارند،بپردازند ،از این رو خود به کار و فعالیت دست نمیزنند و در نتیجه یک نوع کم کاری و نومیدی و بی تدبیری و مفتخوارگی در جامعه روستایی سواحل بوشهر ،رسوخ می گردید . (اقتداری، خلیج فارس از دیرباز تا کنون، ۱۳۸۹ : ۱۸۲)
کویت کشوری است که ملیت های مختلفی را در خود جای داده است، جمعیتی در حدود دویست و پنجاه هزار ایرانی در سال ۱۳۶۹، برآورد شده که قسمتی از بافت جمعیتی کویت را تشکیل میدهند که در طی سالیان متمادی به کویت مهاجرت کرده اند . اکثر این ایرانیان در جست و جوی کار و تجارت به کویت مهاجرت کرده اند و در اثر پشتکار و ذکاوت خود در بخشی از اقتصاد این کشور جای شاخصی برای خود باز کرده اند و بر رونق تجاری این کشور تاثیر پررنگی داشته اند . رقم بالای حضور ایرانیان در کویت،افکار و عقاید و مواضع سیاسی آنها در ایجاد جریانات و مسایل سیاسی کویت تاثیر چشمگیری دارد .(اسلامی،۱۳۶۹ :۲۲-۱۲۱)
در سال های قبل از ۱۹۲۰ م،جمعیت کویت حدود ۱۵ هزار نفر ،تخمین خورده است و در سال ۱۹۲۵م،روزنامه العذاق چاپ بغداد ،جمعیت کویت را حدود چهل هزار نفر نوشت .(انوری ،خلیج فارس نیمه نخست قرن بیستم،۱۳۹۰ : ۱۴۲) آمار نشان میدهد که در بین این سالها، کویت خاصیت مهاجر پذیری بیشتری را به خود گرفته است .
کویت در نیمه اول قرن بیستم میلادی،با مساحت ۶۰۰۰ مایل مربع و با جمعیتی در حدود سیصدهزار نفر ،عده کثیری از مهاجران ایرانی را در بافت جمعیتی خود دارا بود. از این جمعیت حدود هشتاد درصدش ،مهاجر ایرانی بود که در آن سرزمین به کسب و کار مشغول بودند .(احمد اقتداری،خلیج فارس از دیرباز تا کنون،چاپ دوم، تهران، مؤسسه انتشارات امیر کبیر،۱۳۸۹ ،ص۱۳۵٫) در سال ۲۰۰۵م،جمعیت این کشور ترکیبی از مهاجران و بومیان است و رشد قابل توجه آن به دلیل تداوم مهاجرت از کشورهای عمدتا آسیایی می باشد. جمعیت بومی کویت ۴۵ درصد ، سایر اعراب ۳۵ درصد، مهاجران آسیای جنوبی ۹ درصد و ایرانیان ۴ درصد از کل جمعیت کویت را تشکیل میدهد .(نامی، ۱۳۸۶ : ۴۰)
امرا و شیوخ از قدیم تحت تاثیر تمدن و فرهنگ ایرانی بودند . امروزه زبان فارسی در کویت ،زبان رایج است و با هرکسی در کوی و برزن به زبان فارسی صحبت می کنند .ایرانیان مقیم کویت به کار بازرگانی و داد و ستد و پیشه وری و کارگری و تاسیسات نفت ،اشتغال دارند و قسمت عمده ثروت آن کشور در دست آنها است . احمد اقتداری،خلیج فارس از دیرباز تا کنون،چاپ دوم، تهران، مؤسسه انتشارات امیر کبیر،۱۳۸۹ ،ص۱۴۰)
مهاجرین ایرانی علیرغم دشواری ها ،به واسطه رونق کسب و کار در دهه های آتی در کویت ماندگار شدند و سرتاسر نیمه نخست قرن بیستم ،کویت که در مسیر آبادی و ترقی قرار داشت ،از جمله اصلی ترین کانون مهاجرت ها در خلیج فارس شمرده شد . (امیرهوشنگ انوری،خلیج فارس در نیمه نخست قرن بیستم،انتشارات خانه تاریخ و تصویر ابریشمی،۱۳۹۰ ،ص۱۴۳).
در یک توصیف کلی از منابع انسانی و طبیعی کویت و نقش آن در گردش اقتصاد کویت ، کویت در سال ۱۹۳۶م، فاقد یک سپاه منظم و کارآمد بود و فقط در حدود صد و پنجاه نفر مرد مسلح داشت . در کلیه اراضی کویت آب جاری ابدا در دسترس نبود و چاه های متفرقه ای که وجود داشت ،غالبا شور مزه بودند . محصولات زراعی نیز ابدا به عمل نمی آمد و شغل عمده مردم تجارت ،ملاحی و غواصی و ماهی گیری بود . (انوری ،خلیج فارس نیمه نخست قرن بیستم،۱۳۹۰ : ۱۴۲)
طبقه متوسط تحصیل کرده ای که در ادارات دولتی کویت کار می کردند و یا به تجارت می پرداختند ،پیشه و حرفه اشان مستلزم تحصیل آموزش عالی و مهارت فکری بود .حتی این قشر توانست در قدرت سیاسی نیز،سهمی برای خود دست و پا کند . (یاپ و بوش، ۱۳۸۸ :۶۰)
بودجه فرهنگ کویت در سال ۱۹۶۱م،دویست و پنجاه و پنج میلیون تومان و بودجه بهداشت آن ،یازده میلیون بود و با توجه به جمعیت و تعداد شهرها ،میتوان دریافت که با این ثروت سرشار ،امکان هرگونه پیشرفت در جهان امروز برای کشور کوچک و پردرآمد کویت ،قابل پیش بینی می بود . احمد اقتداری،خلیج فارس از دیرباز تا کنون،چاپ دوم، تهران، مؤسسه انتشارات امیر کبیر،۱۳۸۹ ،ص۱۴۰٫)
فصل سوم : اوضاع سیاسی بوشهر
در اکثر ادوار تاریخ ایران تا اواسط دوره پهلوی،بنادر سواحل جنوبی ایران به سه شکل اداره می شدند :
دسته اول: سرزمین هایی که حاکمیت شاه ایران را پذیرفته بودند ولی سران محلی عرب آن را اداره می کردند .مانند اعراب بنی کعب ساکن در اطراف رود کارون تا هندیجان. دسته دوم:شامل سرزمین هایی است که مستقیما توسط صاحب منصبان محلی شاه اداره می شد و گمرکات آن ها یا توسط دولت شاهنشاهی به حکام اجاره داده میشد و یا اینکه درآمدهای گمرکی کلا وارد خزانه دولت ایران می گردید .این ولایات عبارت بودند از بوشهر،کنگان،لنگه .
دسته سوم: سرزمین هایی بود که برای چند سال تحت شرایطی به موجب قرارداد منعقده ، در سال ۱۸۵۶، توسط رضاشاه به امامان مسقط اجاره داده شد .مثل بندرعباس،جزیره قشم . (حسن زنگنه، جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان،انتشارات نوید شیراز،شیراز،۱۳۸۰ ،ص۵-۱۳۴)
اگرچه بوشهر در شبه جزیره ای واقع شده که قدمت سکونت انسان در آن حداقل به چهار هزار و پانصد سال می رسد ،با این وجود این شهر بندری نوبنیاد است .بندر ریشهر بعد از غارت آن توسط پرتغالی ها در سال ۱۵۳۲م/۹۳۹هجری قمریو انهدام قلعه ی ریشهر توسط صفوی ها (۱۷۳۲-۱۵۰۱)در ۱۵۴۰م/۹۴۷ه ق،بود که بندرهای همجوار آن توانستند از شهرت و اهمیت برخوردار شوند .(ویلم فلور،ظهور و سقوط بوشهر،ترجمه:حسن زنگنه،تهران،طلوع دانش،۱۳۸۷، ص۱۳) بنابراین به علت غارت ریشهر،بوشهر به تدریج آباد و پررونق گردید. از دهه ۱۸۵۰م./۱۲۶۶ ه ق،بود که برای نخستین بار در متون معاصر با اطمینان به بوشهر اشاره شده است .
تا زمان نادرشاه بوشهر در مقام و موقعیت یک شهر بندری پدیدار شده بود و ریشهر در ابعاد یک روستا،هرچند با آوازه ای بلندتر در کنار مجموعه روستاهایی قرار می گرفت که در سراسر شبه جزیره بوشهر پراکنده بودند .بوشهر عصر افشار ،در واقع مرحله تاسیس شهر بوشهر است .در نهایت هم به دنبال تصمیم نادرشاه (۴۷-۱۷۳۶م)و انتخاب بوشهر به عنوان پایگاهی برای عملیات دریایی و استیلا بر خلیج فارس ،نام این بندر در عرصه ی بین المللی سر زبانها افتاد . «در مورد علت اتخاذ این تصمیم باید گفت که در آن هنگام پادشاه افشار درگیر شورش هایی در خلیج فارس بود که تمشیت آنها مستلزم بهره مندی از یک پایگاه مطمئن بود. پایگاهی که می بایست جاذبه اقتصادی و نیز امکانات تدارک کشتی ها را هم داشته باشد ،بوشهر چنین شرایطی داشت ،زیرا بافت جمعیتی درون و بیرون آن فارغ از شرایط بی ثبات محیطهای قبایلی دیگر نقاط بود .درچنین شرایطی استقرار ابو مهیری ها[۹]در بوشهر به عنوان اتباع دولت افشاریه و تلاش و تکاپوی لطیف خان و ملا علی شاه در مقام دریاسالاری در قدم اول توسعه و تثبیت حاکمیت دولت مرکزی ایران در پی سالهای ناآرامی پس از فروپاشی صفویه و در قدم دو آغاز دوره جدیدی از اقدامات ایرانیان در عرصه دریا را به دنبال داشت .»(محمدحسین سعادت،تاریخ بوشهر،تصحیح و تحقیق عبدالرسول خیراندیش،عمادالدین شیخ الحکمایی ،تهران میراث مکتوب،کازرونیه،۱۳۹۰،ص۳۳)بی تردید در دسترس بودن شناور در بوشهر ،یکی دیگر از علت های اتخاذ این تصمیم بود زیرا در بوشهر شناورها می توانستند به آبخور ۱۲ تا ۱۳ پا، در موقع مد ،تا خانه های بندر هدایت شوند .(فلور،همان ،ص ۱۳)
محاسبات نادرشاه افشار ،علی رغم همه مشکلاتی که تاسیس یک بندر با مقیاس بین المللی داشت،درست از آب درآمد .هرچند نیروی دریایی جوان نادر قابل مقایسه با نیروهای دریایی استعمارگران اروپایی حاضر در اقیانوس هند نبود،اما با بهره گیری از برتری سرزمینی ،اهرم های اقتصادی و اقدامات سیاسی ،این نیروی دریایی خوش درخشید. ناکامی سالهای بعدی آن را بیش و پیش از هرچیز باید به حساب جان باختن تا به هنگام نادر دانست . در مجموع بندر بوشهر در دوره افشار مرحله تاسیس خود را به موفقیت تجربه کرد و این خود باعث شد هرچند پس از نادر اوضاع به یک باره آشفته گردد .بندری به جز بوشهر هم به عنوان بندر اصلی ایران در نظر گرفته نشود .
در دوره پس از نادرشاه افشار ، به دلیل برقراری سیستم ملوک الطوایفی ،بار دیگر کشور ایران دستخوش اختلاف ها و مبارزه های سیاسی بین بعضی از سران گردید . در این دوره که معاصر دوره قاجاریه بود، مرزهای بوشهر با دخالت انگلیسی ها و در نتیجه ی ضعف دولت مرکزی تغییر کرد و مدتی منطقه بوشهر در اشغال انگلیسی ها بود . (افشارسیستانی،۱۳۶۹ :۴۰۴) با ظهور کریم خان زند و پایان دوره هرج و مرج ناشی از مرگ نادرشاه،بوشهر وارد مرحله تازه ای از حیات سیاسی و اقتصادی شد .بعد از تعطیلی تشکیلات شرکت هند شرقی در بندرعباس ،قرارداد بازرگانی با حاکم بوشهر امضا کرد که کلیه فعالیت های بازرگانی خود را به بوشهر انتقال داد .این قرارداد در واقع سنگ بنای حضور نظامی استعماری انگلستان در جنوب ایران و خلیج فارس بود ،از اهمیت زیادی برخوردار بود ،زیرا برای نخستین بار بود که در تاریخ مناسبات ایران و انگلیس قراردادی با حاکم یک شهر ایرانی بسته می شد .با انعقاد این قرار داد که به طور کامل به نفع انگلیس بود ،موقعیت نظامی و سیاسی انگلیس ها در خلیج فارس مستحکم شد.زیرا دولت انگلستان تا آن تاریخ امتیازاتی چنین مهم در خلیج فارس به دست نیاورده بود .
تجارتخانه انگلیس در بندرعباس در سال ۱۷۵۹م،در ضمن جنگهای هفت ساله به آتش توپ های ناوگان فرانسه تقریبا به طور کامل ویران شد و محل جدیدی برای تاسیس مقر اصلی بازرگانی پس از مطالعات دقیق ،تصمیم گرفته شد که آن مقر را بوشهر قرار دهند .این گزینش نه فقط به خاطر موقعیت مناسب شهر،بلکه از آن نظر نیز که خود شهر بوشهر و حوالی آن از اواسط قرن هجدهم تحت سلطه شیخ ابونصر قرار داشت و حال آنکه شیخ ابونصر بر سواحل غربی خلیج فارس به ویژه کویت و بحرین تسلط داشت .شیخ نصر فعالانه از کریم خان زند در مبارزه برای کسب قدرت که پس از قتل نادرشاه صورت گرفت،حمایت می کرد و کریم خان نیز پس از رسیدن به قدرت ،خود را به حمایت شیخ که دارای نفوذ زیادی در میان شیوخ کرانه های خلیج فارس بود و از ناوگان قابل توجهی نیز در آب های خلیج فارس برخوردار بود،نیازمند می دید . .(دلدم، اسکندر،خلیج فارس،مؤسسه انتشارات نوین،۱۳۶۳ ، ص۱۰۰)
در دوازدهم آوریل سال ۱۷۶۳م،نمایندگان شرکت هند شرقی برای نخستین بار و در تاریخ مناسبات سیاسی ایران و انگلیس ،قراردادی را با حاکم شهر بوشهر با نام شیخ سعدون،برادرزاده شیخ نصر، امضا کردند که کاملا به نفع انگلستان تمام شد و در آن تسهیلات فوق العاده ای برای شرکت انگلیسی هند شرقی فراهم شده بود .در ادامه ،کریم خان زند منشوری را امضا کرد که به موجب آن انگلیسی ها حق احداث تجارت خانه بزرگی را در بوشهر دریافت کردند، از پرداخت عوارض گمرکی معاف شدند و حق انحصاری تجارت پارچه های پشمی را به دست آوردند . .(دلدم، اسکندر،خلیج فارس،مؤسسه انتشارات نوین،۱۳۶۳ ، ص۱۰۱)
یکی از مهمترین مراکز اداری امپراتوری بریتانیادر خلیج فارس،در بندر بوشهر قرارداشت .بریتانیادر سبزآباد درحومه بوشهر ،جنرال کنسولگری ومرکز تلگرافی داشت .یکنائب کنسولگری انگلیس نیز در این شهر مستقر بود.نائب کنسولگری برای امور بوشهر و اطراف آن بود اما جنرال کنسولگری برای تمامی خلیج فارس بود .این جنرال کنسولگری ،تابع حکومت هند بودواز جانب آن حکومت تقریبا امور نیمه جنوبی ایران را برای امپراتوری بریتانیا ،انجام میداد .(عبدالرسول خیر اندیش،«بانک شاهنشاهی در بوشهر»،پژوهشنامه خلیج فارس(دغتر اول و دوم)تهران،خانه کتاب،۱۳۹۰، ص۱۴۷ .)
در سال ۱۷۷۶م،هنگامی که قشون زندیه با همکاری عشایر عرب «کعب»بصره را متصرف شدند ،ضربه سختی بر مصالح استعماری بریتانیا وارد آوردند .این جریان،شرکت هند شرقی را واداشت که بساط تجارت خانه خود را از بصره برچیند و پس از خروج از بصره ،یک بار دیگر بوشهر به مرکزیت فعالیت بازرگانی و سیاسی انگلیس در خلیج فارس ،انتخاب گردید.(دلدم، همان، ص ۱۰۹) در حالی که در بررسی اوضاع سیاسی کویت هم به نکته ای مشابهی در خصوص کویت واینکه مقر و دفتر نمایندگی سیاسی انگلیس پس از بصره به کویت منتقل گردید ،در فصل پیش اشاره شد . و این خود گویای نکته ظریفی در خصوص جایگاه سیاسی بوشهر و کویت در یک تقارن زمانی حساس می باشد که سرنوشت دو بندر را به مانند هم رقم میزد .
در نیمه دوم قرن نوزدهم،بندر دیلم ،طوایف دشتی و تنگستان زیر نظر شیخ بوشهر نبودند اما با به وجود آمدن کشمکش هایی بین آنان و شیخ بوشهر،دولت مرکزی ایران ،تشکیلات نظامی در بوشهر مستقر ساخت و شرایطی به وجود آورد که آن طوایف همراه با طوایف کوچکتری مانند رود حله از توابع بوشهر به حساب آیند . (حسن زنگنه، جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان،انتشارات نوید شیراز،شیراز،۱۳۸۰ ،ص۵-۱۴۴)
با روی کار آمدن سلسله قاجار،همان تقسیم بندی کشوری که در زمان شاه عباس اول در ایران انجام گرفته بود به اجرا درآمد .بر اساس این تقسیم بندی،ایران به پنج ایالت بزرگ فارس،خراسان،آذربایجان ،گیلان،مازندران و عراق عجم تقسیم گردیده بود . بندر بوشهر یکی از حوزه های اصلی بیست گانه ایالت فارس بود که تا خلیج فارس امتداد داشت .(سعیدی نیا،حبیب الله، گمرک بوشهر و نقش آن در تجارت خلیج فارس در دوره قاجار،دانشگاه خلیج فارس،۱۳۸۹ ،ص۵۸)
بعد از انعقاد عهدنامه پاریس در عصر ناصرالدین شاه ،احمدخان عمیدالملک نوایی به حکومت بوشهر رسید .در این دوره میزان حجم مبادلات تجاری بوشهر با کشورهای خارجی ای که در بندر بوشهر ،دارای کنسولگری بودند ،به ویژه انگلستان ،افزوده شد . (سعیدی نیا،حبیب الله، گمرک بوشهر و نقش آن در تجارت خلیج فارس در دوره قاجار،دانشگاه خلیج فارس،۱۳۸۹ ،ص۶۱)
بندر بوشهر در تحولات دوران مشروطه و استبداد صغیر نیز نقش بارزی ایفا نمود . چرا که با صدور فرمان مشروطیت ،آزادی خواهان بوشهر نیز مانند آزادی خواهان دیگر شهرهای مهم ایران،وارد عرصه فعالیت های سیاسی شدند .رهبری آزادی خواهان بوشهر در برابر استبداد،سید مرتضی علم الهدی اهرمی بود. دولت انگلستان که منافعش در بوشهر به خطر افتاده بود ،به شدت با حرکت آزادی خواهان بوشهر به مخالفت پرداخت . (سعیدی نیا،حبیب الله، گمرک بوشهر و نقش آن در تجارت خلیج فارس در دوره قاجار،دانشگاه خلیج فارس،۱۳۸۹ ،ص۶۴)
راهنمای نگارش مقاله در مورد بررسی و تبیین روابط سیاسی و اجتماعی کویت و ...